دکتر منصور رستگار فسائی

بزرگداشت رستگار فسایی (1)

بزرگداشت رستگار فسایی برپا شد

(1)

تجلیل از دلدادگی یک مرد به این مرز و بوم

» سرویس: فرهنگی و هنری

ادبیات و نشر

کد خبر: 94041307289

شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۳

 

آیین نکوداشت دکتر منصور رستگار فسایی، پژوهشگر و نویسنده، شاهنامه‌پژوه، حافظ‌شناس و چهره ماندگار ادبیات فارسی، در محل مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد.

به گزارش بخش ادبیات ایسنا، در آغاز مراسم و پس از نعت‌خوانی مرشد همراه با آوای موسیقی زورخانه‌ای، کوروش کمالی سروستانی به عنوان نخستین سخنران گفت: فرهنگ شبِ رمضان مغتنم فرصتی است تا در فضایی مصفا و در ماه قرآن و میزبانی خداوندگار و زایش نور و میلاد مبارک امام حسن مجتبی (ع) گرد آییم و به تبجیل از یکی از آفریده‌های خوب خدا دست یازیم. جاری خداوندگار، تولای مولا، زایش و رویش ادب و هنر در پرتو رستگاری منصور.

مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس افزود: فرض است که به شکرانه این نعمت بی‌کران، پاس‌دار حضور گرم‌تان در این بزمگاه مهر و عشق باشم و معنای حضورتان را تجلی‌گاه نگاه مهربان خداوند به بنده‌ای بدانم که به سال 1317 متحلی شد به زیور زندگی. همو که شهرت نیک‌نامی‌اش آوازه عام و خاص است. نیکدل نامور؛ استاد منصور رستگار فسایی که اندیشه نیک دارد، کین نمی‌جوید، قدر نمی‌شکند، آشتی می‌جوید، داد می‌طلبد، گوهر جسم و جان بی‌بها نمی‌فروشد، آیین بزرگ‌منشی می‌داند و بلندپرواز و آزادوار، بی تقیّد در چنبر گذران روزگار، نگاهش را به سوی حکمت و فرزانگی راست می‌دارد و از این‌روست که در فصل فصل آثارش بر آن است تا بهی را بنمایاند و رستگاری را فرا راهمان بگشاید. سترگ آوازه نامی، که هرگز نتابد سر از راستی، دل بازبسته این مرز و بوم است و در آثارش آرمان گذشته را به عصر خود پیوند می‌زند و آرزوهای ملی زمانه خود را به تصویر می‌کشد از فردوسی تا سعدی از حافظ تا قاآنی، از فرصت‌الدوله تا حکمت و خانلری، از فرزاد تا دامغانی، از اسطوره تا هویت‌شناسی ایرانی، از متن‌شناسی تا نظم و نثر فارسی، از ابن‌بلخی تا فارسنامه ناصری و ...، همه شرح دلدادگی او بر این مرز و بوم است.

 

کوروش کمالی

کمالی گفت: امروز ایران‌زمین به همت نادره‌مردانی چون استاد منصور رستگار فسایی می‌بالد. طلایه‌دارانی که با قدم شوق در راستای اعتلای این سرزمین و پاسِ داشته‌هایش کوشیده‌اند. او بخشی انکارناپذیر از امتداد بی‌پایان دالان تاریخ ادب این سرزمین است که در آن عشق به ایران را با همه داشته‌های ادبی به تصویر کشیده است. همو که سهم زیستن خویش را وقفِ کنکاشِ داشته‌ها و خلقِ یافته‌ها کرده تا ضمن ادای دین به میراث نیاکانمان، بازماندگان را طرحی نو دراندازد. به قضاوت تاریخ، استاد رستگار با خلق آثار گرانمایه‌اش، چهره مانای روزگار ماست و اگر بر جریده تاریخ معاصر این سرزمین «چهره ماندگار»ش می‌خوانند، تنها به قدر همّت خویش نه به والایی شانش، این حدیث می‌کنند.

مدیر دانشنامه فارس و رییس مرکز سعدی‌شناسی همچنین متذکر شد: کارنامه پربار استاد افتخاری است برای همه فرهنگوران ایران زمین و فارس. ما و تمامی دوستداران فرهنگ و تمدن غنی این سرزمین به این گنجینه دوست‌داشتنی و تکرارنشدنی، مدیونیم. او که بازتاب سبزینه‌های اندیشه‌اش را ، به شیوایی و زلالی، در جاری نگاشته‌هایش در بازشناخت انگاره‌های ادبی این سرزمین روان داشته و ما مردمان این مرز و بوم به بهره‌مندی از غنای دانش و بینش او بر خود می‌بالیم. بر ماست که به شکرانه این تقارن مبارک در شامگاه رحمانی باری تعالی، به تکریم از بخردی مرد نامور بنشینیم و دوامش را ، مانایی‌اش را و پویایی‌اش را از خداوندگار بزرگ خواستار باشیم.

 

محمدجعفر یاحقی

در ادامه این مراسم، محمدجعفر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی مشهد با بیان این‌که من به نمایندگی از اهالی خراسان بزرگ و فردوسی پژوهان در این مراسم حضور یافته‌ام تا درودی را به حضور مردم فارس بویژه دوست دانشمندم جناب دکتر رستگارفسایی اعلام دارم ، اظهار کرد: استاد رستگار فعالیت‌شان را با شاهنامه‌پژوهی آغاز کردند و من نیز از طریق شاهنامه با نام ایشان آشنا شدم چنان‌که رساله دکتری‌شان را با نام پیکرگردانی در شاهنامه ارائه دادند.

او افزود: تصویری که از دکتر رستگار در ذهن دارم تصویر یک فردوسی‌پژوه بوده است و از دهه‌های پیشین در شیراز و تهران و مشهد از حضورشان استفاده کرده‌ام.

یاحقی با تاکید بر این‌که وجود استاد رستگار و بسیاری از مردم ما شاهنامه است یادآورشد: شاهنامه عصاره فرهنگ، تمدن و مدنیت ایران بزرگ است که قلب همه ما برای آن می‌تپد.

او اظهار کرد: فعالیت‌های شاهنامه‌پژوهی دکتر رستگار به طور گسترده نام ایشان را به عنوان چهره مسلم فردوسی و شاهنامه‌شناسی در تاریخ ادب ایران زمین ثبت کرده است. بی تردید اگر بخواهیم در سطح کشور ازچند نفر شاهنامه‌شناس بزرگ کشور نام ببریم دکتر منصور رستگار فسایی در صدر شاهنامه‌شناسان ما قرار می‌گیرد.

 

نکوداشت رستگار فسایی

نکوداشت رستگار فسایی

وی به کتاب " فرهنگ نام‌های شاهنامه" تالیف دکتر رستگار فسایی اشاره کرد و گفت: در این کتاب اعلام و اشخاص شاهنامه به صورت وسیع معرفی شده‌اند که این مهم نه تنها بر مبنای شاهنامه بلکه بر مبنای اسناد و کتاب‌های دیگری که به نحوی با شاهنامه مرتبط بوده‌اند صورت گرفته است.

یاحقی افزود: کارهای دیگر فاخر ایشان در حوزه اسطوره‌شناسی در شاهنامه بوده؛ کتاب " اژدها در اساطیر ایران" از دیگر آثار ماندگار استاد است که اثر مهمی است که بسیاری از نکات اساطیری شاهنامه را برای ما روشن می‌کند.

این فردوسی‌پژوه در ادامه به دیگر کتاب رستگار فسایی با عنوان" پیکرگردانی در اساطیر ایران" اشاره کرد و گفت: این کتاب نیز نقش اصطلاح و فن و ابداع پژوهشی را به نام دکتر منصور رستگار جاودانه کرده است.

یاحقی افزود: کارهایی که ایشان در حوزه داستان های شاهنامه انجام داده هم‌اکنون مرجع و ماخذ مهم درسی و دانشگاهی در سایر مقاطع است و دانشجویان و پژوهشگران در حوزه فردوسی شناسی با مراجعه به این آثار با نام دکتر رستگار انس گرفته اند.

وی گفت: در نوشتارهای استاد رستگار در حوزه شاهنامه پژوهشی نکات تازه ای وجود دارد که برای نخستین بار در مطالب ایشان مشاهده می شود.

در ادامه محمدیوسف نیری استاد دانشگاه شیراز نیز با بیان اینکه مقدس ترین شکل در حکمت ایرانی شکل مثلث است یادآور شد: در رابطه قدیم با عالم حادث حکمای ما در هندسه حسی مثلث پیدا می‌کردند.

دکتر محمد یوسف نیری

وی افزود: اما شکل مثلث مقدسی که در حکمت ما موجود است تثلیث عقلانی است که معنای آن مثلث عقلی است و زیربنای وجودی شخصیت هایی است که با هم ارتباط دارند و این ارتباط در یک مثلث تعریف می شود که مولانا، شمس تبریزی، حافظ، محی الدین عربی، سعدی و نظامی از آن جمله هستند که به شکل تثلیث عقلانی ظهور کرده‌اند.

او گفت: روابط آموخته‌ها و ذاتیات وجود و اصالت‌ها و استعدادهای این بزرگان موجب تثلیث عقلانی شده است.

نیری افزود: علم و معرفت، عشق و همت و رابطه ویژه زبانی موجب می‌شود که همه بزرگان ادب در این تثلیث دیده می‌شدند و یکی از برجسته ترین شخصیت‌هایی که این تثلیث جامع شخصیتی را برخوردار است حضرت استاد دکتر رستگار فسایی است.

این استاد دانشگاه شیراز با بیان این که بیش از 40 سال در محضر استاد رستگار فسایی بوده است اضافه کرد: سعادت برتر این است که مورد عنایت ایشان بوده ام. ایشان در نقش استادی با همت بلند همواره از شاگردان می خواستند آنچه باید، باشیم.

او رابطه زبانی را از دیگر خصوصیات دکتر رستگار فسایی عنوان کرد و گفت: رابطه زبانی یک هنر بزرگی است که صورت و معنی وجود انسانی را در عالم کلمات به ظهور می آورد و این از خصوصیات بارز شخصیتی استاد است؛ زبانی که نه تنها آیینه دار محبت و دانش بلند ایشان است که زبان وجودی است؛ اما زبان ایجادی یعنی زبانی که بتواند این مراتب را در دانشجوی خود به وجود آورد و این از ویژگی های شخصیتی دکتر رستگار فسایی است.

نیری افزود: بلندی کلمات و ارتفاع واژه های شاهنامه فردوسی و همت بلند آن در شخصیت استاد ظهور کرده که خدمات بزرگی به فرهنگ ما داشته اند.

وی با بیان این که ما تنها درس فردوسی پژوهی، حافظ شناسی و سبک شناسی در محضر استاد نگرفتیم گفت: بلکه بالاتر از اینها مقام انسانی و انسانیت است که بنده صد سینه سخن دارم که حتماً به صورت کتابی منتشر خواهم کرد.

علی‌اصغر محمدخانی

علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی و امور بین‌الملل مؤسسه شهر کتاب هم در این مراسم اظهار کرد: صمیمیت، نیکدلی، صفا، محبت و همدلی از خصوصیات بارز دکتر رستگار فسایی است.

وی با بیان این که در سه دهه گذشته بسیاری از استادان اهل فرهنگ، ادب و فلسفه را دیده و با آنها زیسته است یادآور شد: برخی استادان ما پژوهشگر و محقق ادبیات فارسی هستند و برخی دیگر مدرس خوب هستند و آثار ادبی را به طور شایسته تدریس می کنند اما بسیاری از استادان را دیده ام که هم پژوهشگر و هم مدرس هستند و هم آنچه پژوهش و تدریس کرده‌اند، با آن زندگی کرده‌اند و ادبیات برای آنها درونی شده است؛ از این رو برای دکتر رستگار فسایی ادبیات درونی شده است.

محمدخانی ادامه داد: ما نباید به فلسفه و ادبیات تنها به عنوان آموزش و کسب علم نگاه کنیم زیرا شعر سعدی، حافظ و فردوسی می تواند به زندگی ما کمک کند؛ از این رو علاوه بر لذت هنری باید از این آثار در راستای بهتر شدن زندگی‌مان استفاده کنیم.

او با اشاره به این‌که در حال حاضر فرهنگ ما رو به مجازی شدن است یادآور شد: این در شرایطی که ما به فرهنگ حقیقی و واقعی نیازمندیم در غیر این صورت نسل جدید از نفس استادان بی‌بهره خواهند ماند.

محمدخانی همچنین به تألیف تک‌نگاری‌های دکتر منصور رستگار فسایی اشاره کرد و گفت: ایشان با نوشتن تک‌نگاری‌ها و مقالات یاد اساتیدی چون دکتر پرویز ناتل خانلری، علی‌اصغر حکمت، عبدالوهاب نورانی وصال و مهدوی دامغانی دین خود را به استادان خویش ادا کرده است؛ برای همین امروز وظیفه ماست که قدردان خدمات ایشان باشیم.

او تأکید کرد: من زمانی که آثار دکتر رستگار فسایی را مشاهده می‌کنم به ذهنم می‌آید که ایشان از ادبیات آفاقی به سوی ادبیات انفسی حرکت کرده است.

در پایان این مراسم، دکتر منصور رستگار فسایی اظهار کرد: درود بر همه شما که در این دیرگاهان شب مرا قابل دانستید و قدم‌ رنجه کردید و به من یاد دادید و به دیگران آموختید که کار فرهنگی زیباست و معلمی چه صفت برگزیده و نیکی است و چگونه انسان آموزگار که خود همیشه دانش آموز دیگران است برای شما ارزش دارد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از جناب دکتر کوروش کمالی که به راستی لطف بی‌دریغ ایشان همیشه مرا نواخته است و همکاران عزیزشان که می‌دانم در این مدت کوتاه چه کار زیبا و بزرگی را با همت بزرگوارانه خودشان به سامان رسانده‌اند بی‌نهایت سپاسگزارم.

او با تقدیر از شاعران، هنرمندان، دانشجویان پیشین و استادان دانشگاه حاضر در این نشست گفت: من نه لایق این همه صحبت بودم و نه انتظار چنین محبتی را داشتم زیرا که سال‌هاست مزد خویش را از اصحاب دانش و از کسانی که با زندگی و کار آموزشی و پژوهشی من همراه بوده‌اند دریافت کرده‌ام.

رستگار فسایی افزود: همواره فکر کرده‌ام که دینی نسبت به گذشتگان فرهنگ و ادب این مرز و بوم دارم؛ سرزمینی که حق بزرگی به گردن همه ما دارد.

اجرای موسیقی و آیین زورخانه‌ای، اجرای نمایش سهراب و رستم به کارگردانی احمد سپاسدار و سیامک کمالی سروستانی و بازیگری رضا ضیائیان، نگین کیا و المیرا دهقان، نمایش فیلم "یک استاد با قامت بلند" ساخته نادعلی شجاعی، رونمایی از تمبر یادبود و کتاب نیکدل نامور، همچنین کتاب شش‌جلدی شرح حافظ دکتر منصور رستگار و زندگی‌نامه مهدوی دامغانی و شعرخوانی کاووس حسنلی، عزیز شبانی و محمود جعفری از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.

این مراسم که با استقبال اهل فرهنگ فارس همراه بود توسط مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، دانشگاه حافظ، دانشنامه فارس و مؤسسه فرهنگی شهر آفتاب برگزار شد.

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

چرا ادبیات می‌خوانیم؟

عبدالله کوثری پاسخ داد

چرا ادبیات می‌خوانیم؟

» سرویس: فرهنگی و هنری - ادبیات و نشر
1111111111-11.jpg

عبدالله کوثری ضمن پاسخ به این پرسش که چرا ادبیات می‌خوانیم، گفت: وقتی به ادبیات تعهد داریم به این معنی‌ است که به انسان تعهد داریم.

 

این مترجم پیشکسوت در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا‌، درباره این‌که چرا باید ادبیات بخوانیم‌، اظهار کرد: ادبیات هر دوره‌ای آیینه تمام‌نمای انسان و زندگی انسان است. ما در هیچ جای دیگری از جمله در قیاس با علوم اجتماعی‌ و سیاست نمی‌توانیم انسان را به روانی و صداقت ادبیات بشناسیم. ادبیات مجموعه‌ای گوناگون از انسان‌های مختلف در موقعیت‌های متفاوت خلق می‌کند و از آن‌ها سخن می‌گوید. گاهی از جزییات جنگ‌ها می‌گوید؛ مثل رمان «جنگ و صلح» تولستوی و گاهی چهره‌ پنهان و آشکار یک دیکتاتور و کسانی را که در اطراف او قرار گرفته‌اند در رمانی مثل «سور بز» اثر ماریو بارگاس یوسا به ما نشان می‌دهد. ادبیات برای این است که انسان بهتر انسان را بشناسد؛ چیزی که ما به آن نیاز داریم؛ یعنی شناخت انسان.

 

کوثری در ادامه گفت: به خاطر اهمیت شناخت انسان در ادبیات است که جهان مدرن بیش‌تری بر رمان نهاده است؛ زیرا رمان در عین این‌که قصه می‌گوید، تجربیات زندگی، دیده‌ها و شنیده‌هایی را که کسب کرده در جهت شناخت ابعاد دیگر وجودی انسان به کار می‌گیرد به طوری که در هیچ جای دیگری اعم از تاریخ ما نمی‌توانیم این دست از تجربیات را به صورت سرراست گیر بیاوریم. این تجربیات نه در جامعه‌شناسی به دست می‌آید و نه در تاریخ و نه در سیاست. بنابراین ادبیات مقصد خوبی برای شناخت ماست.

 

او افزود: برای مثال در تراژدی‌های یونان که 2500 سال پیش نوشته شده است انسان می‌تواند اندیشه، کردار و رفتار انسان‌های آن دوران را چنان احساس کند که فکر کند کنار آدم‌های آن دوره نشسته است و این می‌تواند مانند یک سفر دلپذیر و جذاب باشد و این اتفاق تنها در ادبیات است که رخ می‌دهد و نه در جامعه‌شناسی و یا سیاست.

 

عبدالله کوثری در پاسخ به این سوال که نویسنده ادبیات به چه چیزی متعهد است‌، گفت: با این تعریفی که من از ادبیات کردم وقتی به ادبیات تعهد داریم به این معنی‌ است که به انسان تعهد داریم. حال آن‌که ممکن است بخشی از ادبیات به انسان سیاسی مربوط شود و بخشی به انسان فلسفی. اما تعهد واقعی نویسنده بیش از هرچیز باید به نفس ادبیات باشد چون اگر به ادبیات به عنوان یک رکن اساسی در شناخت انسان پایبند باشید، سایر وجوه انسانی در آن مستتر است. اما وقتی کسی می‌گوید من تعهد سیاسی دارم فقط بر یک بعد انسان انگشت می‌گذارد به همین دلیل از دیرباز این گونه بود که تعهد سیاسی بخشی از انسان را شامل می‌شده است نه همه آن را.

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم