دکتر منصور رستگار فسائی

درسهایی که من از جشنواره ی زبانها ، در جنوب آریزونا آموختم

دکتر منصور  رستگار فسایی                                   استاد بخش خاور نزدیک دانشگاه آریزونا

 

درسهایی که من  از جشنواره ی زبانها ، در جنوب آریزونا آموختم

 

انچه مرا به نگارش این مقاله ،پس از شرکت در جشنواره زبانها واداشته است  این است که می خواهم از مسولان فرهنگی و هم میهنان عزیز خود بپرسم که ا  ما ایرانیان ، با آنکه  سر زمین خود را به حق ،قلمرو  شعر و ادب و فرهنگ می خوانیم وهزار گونه جشنواره هم به مناسبتهای مختلف برگزار می کنیم  چرا جشنواره های شعر خوانی و نثر خوانی و مهارتهای زبانی را  که در همه جا به کار می آید ، نداریم و چرا به خواندن شعر و نثر و خطابه وبیان و الگو سازی برای آن نمی پردازیم و به حفظ کردن شعر و به خاطر سپردن سخنان زیبا اهمیت نمی دهیم و توجهی نداریم  ، در حالی که پدران ما  در هر سطحی از سواد و دانش که بودند و حتی بی سوادان آنها ،هزاران قصیده و غزل و مثنوی و قطعه های گلستان و بوستان و شاهنامه و بسیار ی از آیات و احادیث و امثله را به یاد داشتند و به تناسب حال و مقام ، از آنها سود می جستند و بدین وسیله در دیگران اثر می گذاشتند

آایا هنوز  وقت آن نرسیده است که به هنرهای زبانی و کلامی در دبیرستانها و دبیرستانها و دانشگاهها  توجه کنیم و از دانشجویان و دانش آموزان سطوح مختلف بخواهیم که با حفظ کردن قطعات زیبا و پر معنای نثر و نظم فارسی  و  خوب و زیبا خواندن  آنها ، زیبایهای شعرونثر خوش طنین وخوش اهنگ  فارسی را یاد بگیرند و به دیگران منتقل کنند و همه را در درک زیبایی  و انتقال آن با خودشریک سازند  و هم علاقه ودرک دقیق خودرا  ازفرهنگ  توانمند ملت خویش به تماشا بگذارند؟

شاید خواندن این مقاله ،ما را به این نتیجه برساند که وقتی در یک ایالت دور افتاده ی کشوری  صنعتی و ثروتمند که ادعای داشتن  شعر و ادب هزار ساله هم ندارد، با زبان و ادب  ملتهای دیگر چون زبان فارسیو عربی و چینی و...  ،با چنین احترام و شکوهی روبرو می شوند ،در باره ی زبان خود با چه عظمتی فکر می کنند.

 چرا ما مردم سرزمین فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا ...اینهمه از توجه به زبان و لهجه ها و شعر و نثر خود غافلیم . و از این دید به زبان و فرهنگ خود نمی نگریم و نسل جوان را به سوی هنرهای زبانی که عامل پرورش ذوق و خلاقیتهای هنر ی و فرهنگی است  ،رهنمون نمی شویم؟ بیایید و  از این منظر به زبان ظریفو جاودانه ی خودمان  بنگریم و ببینیم که دیگران با آن چه می کنند ،و ما با این زبان توانا که سرمایه ی ابدی ما وکلید فرهنگ و تمدن و ناریخ ماست ،چه می کنیم.، به کارهای خوب  دیگران بنگریم  وبدانیم که از هر کسی می توان چیزی آموخت ، چیزی که می تواند  بسیار مفید باشد:

  یکی از مناسبتهای بسیار جالب سالانه در در دانشگاه آریزونا ، که سالهاست برپا می شود ، جشنواره زبانها ست که هرسال در روز شنبه ی آخر ماه مارس  _که دانشجویان و  دانش آموزان در تعطیلات آخر هفته هستند، _ دریکی از  فضاهای  بازو سالنهاو کلاسهای بیشمار   دانشگاه آریزونا  با شور و شوق فراوان برگزار می گردد و هرسال معمولا بیش از دو هزار دانش آموز و دانشجو و آنان که به زبان آموزی چه  در سطح ملی و چه بین المللی علاقه مند هستند ، در آن شرکت می جویند.

  مهمانداری این جشنواره را  دانشگاه آریزونابرعهده دارد و مراکز فرهنگی جنوب آریزونا چون دبیرستانها و مدارس بین المللی ،کالجها ، بخشهای زبانهای مدرن  دانشگاها وانجمن ها ی معلمان وزبان و ادبیات  ،در چهار چوب فعالیتهای فرا ملیتی با این جشنواره همکاری می کنند .

هدف این جشنواره تشویق مردم به زبان آموزی و شناختن زبانهای جهان  باتقویت تواناییها ومهارتهای زبانی است تا مردم بهتر شعر و نثر را بفهمند واز خواندن و شنیدن آن بیشتر لذت ببرند ودرک وسیع تر ودامنه دارتری از زبان و ادبیات و نمایشنامه نویسی جهان ، پیدا کنند  ، بافرهنگها و ادبیات و هنر های  دیداری و شنیداری مردم جهان مانوس گردند و بدین وسیله د مستیقما  و بدون واسطه به  شناخت تمدنها و سرزمینها و آداب و رسوم و باورها ی مردم سرزمینهای دیگر با زبانهای متفاوت  توفیق یابند وتوانایی  ایجاد رابطه با فرهنگهای دیگر و لذت بردن از مظاهر فرهنگی ملل دیگر  را به دست آورند  و از این راه ، به تفاهم و صلح و دوستی میان  ملتها کمک برسانندودر همان حال، به میهن خود و مردم جهان نیز خدمت کنند.

برای برگزاری هر دوره ی این جشنواره ، دانشکده ی علوم انسانی و بخشهای مطالعات خاور نزدیک و دور، ،زبانهای مدرن د ، مطالعات بین المللی و هنرهای کلامی ، دانشگاه آریزونا ، درست پس از پایان جشنواره ی قبلی ، به برنامه ریزی و تهیه مقدمات و اطلاع رسانی و ثبت نام  و فراهم آوردن امکانات مالی و فنی می پردازند و با استادان زبان و مراکزفرهنگی و اموزشی که در جنوب ایالت آریزونا ، به نحوی در امر آموزش و پژوهش زبانها کار و فعالیت دارند و دبیرستانها ی بین المللی و چند زبانه ، ارتباط برقرار می کنند وآنان را به حضور و آماده کردن علاقه مندان برای شرکت در جشنواره تشویق می کنند .

 دیروز، روز 31 مارس  ،روز افتتاح این جشنواره ی سالانه ی  یک روزه بودو جشنواره از ساعت 9 صبح تا 3 بعد از ظهر در فضای باز، در مقابل اتحادیه ی دانشجویان دانشگاه آریزونا  وآمفی تئاتر و کلاسها و سالنهای  روبروی آن  ادامه داشت..

بیش از 4 هزار نفر دانشجو ، استاد ، داور ، و پدر و مادر و دوستان شرکت کنندگان و علاقه مندان  ،ومسولان برگزاری جشنواره در این گوشه ی دنج و باصفا ی دانشگاه   ودر هوای آفتابی و بهاری شهر توسان گرد آمده بودند،

 در اطراف این محوطه، دانشجویان زبانها از هر ملیت و فرهنگی که بودند غرفه هایی ساده برای معرفی زبان و فرهنگی که بدان علاقه داشتند  برپا کرده بودند که مظاهر فرهنگی و هنری و آداب و رسوم گویندگان آن زبان را نشان می دادند،فی المثل دانشجویان زبان فارسی که هیچکدام هم ایرانی نبودند ، در غرفه ی خود  هفت سین چیده بودند  که چون  نتوانسته بودند برای آن سماق  و سنجد پیدا کنند ،  پروفسور  آن بتریج  استاد بخش مطالعات خاور نزدیک دانشگاه آریزونا برای آنها سماق و سنجد آورده بود و دانشجویان تخم مرغ رنگ می کردند و به بچه ها و افراد بازدید کننده می دادند

در سفره ی هفت سین قران مجید و دیوان حافظ و ترجمه ی شاهنامه  گذاشته بودند  و شمع روشن کرده بودند و از قضا غرفه ی آنها بسیار هم شلوغ بود و نشان می داد که زبان و فرهنگ ایرانی  در این گوشه ی دور افتاده ی  دنیا هم محبوبیتی خاص دارد .

 

اما به خود جشنواره بپردازم  ، در  این جشنواره ، که همه ی هزینه ی آن را دانشگاه تامین کرده بود،  به12  زبان که در این دانشگاه تدریس می شود  اختصاص یافته بود که  دانش آموزان و دانشجویان این زبانها  می توانستند در3گروه  شعر و نثر و نمایش وترجمه ی نمایشها  ،به اجرای برنامه  بپردازند، این زبانها عبارت بودند از:

زبانهای امریکایی ؛عربی ،چینی ،انگلیسی به عنوان زبان دوم ،فرانسوی ،آلمانی ،کره یی ،لاتین ،فارسی ،روسی  و اسپانیایی و ترکی . بیش از دو هزار نفردر مسابقات این جشنواره ثبت نام کرده بودندکه از 10 مرکز آموزشی و پژوهشی از سطح دبیرستان تا دوره های دکتری  زبانها ، به جشنواره معرفی شده بودند .داوران این جشنواره که حدود 200 نفر بودند  ، با دقت ازمیان استادان متخصص ، انتخاب شده بودند و نمی توانستند در مورد شاگردان خود قضاوت کنند . پیش از شروع مسابقات ،داوران را در سالنی مخصوص جمع کردند وجزییات هدف و روش و نحوه ی قضاوت را که دقیقا مکتوب شده و در اختیار آنان گذاشته شده بود ، برای آنها توضیح دادند و به پرسشهای آنان به وسیله س کارشناسان ،پاسخ داده شد و سپس هر گروه زبانی برای اجراء مسابقات ، به یکی از سالنها هدایت شدند.مطابق برنامه ،دانشجویان که به چهار گروه سال اول سال دوم و سال سوم و کاملا پیشرفته تقسیم شده بودند، که هرکدام در ساعتی معین ، به سالن هدایت می شدند و در حضور 3  داور ، به اجرای برنامه می پرداختند. داوطلبان سال اول باید قطعه یی را ،در 50 کلمه ، سال دوم در 100 کلمه ، سال سوم در 150 کلمه و دانشجویان پیشرفته 200 کلمه از حفظ و با رعایت تمام فنون گفتاری، در حضور داوران و تماشاگران  ، بخوانند  .

 8 نکته یی که برای داوران به عنوان ملاکهای داوری در خواندن شعر مهم بود و باید  دقیقامورد توجه قرار می گرفت وهر یک از 1 تا 5 نمره داشت وبر روی برگه ی داوری منعکس شده بود ،  عبارت بودند  از:

1- معرفی شعر و شاعر  2- نحوه تلفظ و قرائت شعر (رسایی به لهجه اصلی نزدیک بودن) 3-طنین صدا و نحوه ی خواندن شعر 4-توانایی ومهارت  در ارایه ی معنای شعر 5-رفتارهای   زبانی و سمعی و بصری

در ایجاد ارتباط با شنونده  6- تفسیر و تعبیر شعر به صورتی که  نشان دهد دانشجو معنای شعر را فهمیده و خوب حفظ کرده است 7- تناسب واژگان شعر با سطح آموزشی  کلاسی که دانشجو در آن درس می خواند  8-رعایت حد اقل واژه هایی که برای هر گروه در نظر گرفته شده بود. 

 در سالنی که به زبان فارسی اختصاص یافته بود پروفسور آن بتریج و من و خانم ملک تجار داوری شعرخوانی فارسی  را بر عهده داشتم و 26 دانشجو برای مسابقات این زبان  ثبت نام کرده بودند که 10نفر در مرحله ی نهایی حضور داشتند ، این 10 تن ،شعرهای آغاز مثنوی ، پریا ی شاملو ،پرنده مردنی است ،گل سرخ ،علی کوچیکه و پرنده از فروغ را خواندند که برخی از آنها  براستی بهتر از بعضی از دانشجویان و دانش آموزان ایرانی  خودمان ،در اینجا ، از عهده ی کار بر آمدند.

جالب این بود که یک دانشجوی امریکایی سال اول 15 بیت پشت سر هم ، از قصیده  یی را خواند که چنین آغاز می شود :

           چو بوده است و بود زنده ، جان ایرانی             نمرده است و نمیرد زبان ایرانی

           زبان ،نشانه ی آن جان جاودان باشد              دلا زدست مده این نشان ایرانی

           به جای پارسی ازآن سرودم ایرانی               که نیست چند زبان در میان ایرانی

چه فارسی و چه رشتی ،چه کردی و چه لری             یکی است نام وزبان و روان ایرانی...

 

در ساعت 2 بعداز ظهر ، این مراسم پایان یافت در حالی که  صدای تشویق حاضران محوطه ی دانشگاه رابه شور و هیجان در آورده بود .

 من مطمئن هستم که مهمترین دل مشغولی برگزار کنندگان ای جشنواره ،در دقائق پایانی این بود که سال آینده این جشنواره را چگونه بهتر از امسال برگزار کنند و به همین دلیل ، شاید از همان موقع شروع  به تدارک کارهای سال آینده کرده باشند.

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٧:۱٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم