دکتر منصور رستگار فسائی

نوروز و مظاهر وحدت ملی ایرانی

                نوروز هزاران سال است که به عنوان جشنی عمومی و فراگیر در قلمرو های جغرافیایی و فرهنگی ایران متداول است و یکی از قایمه های هویت ایرانیان به شمار می آید و این قوم در همه ی تاریخ خویش آن را گرامی داشته اند و برای توجیه ارزشمندی آن ، داستانهایی برمبنای باور های اساطیری ، تاریخی ، دینی و حتی فرهنگی و علمی و اقنصادی و هنری پرداخته اند  که دقت در هریک  ازانها ،نشان می دهد که در ایران بزرگ تاریخی و فرهنگی ،نوروز از چه اعتبار و احترامی در دل ایرانیان برخوردار بوده است.اعتبار وجایگاهی  که فراتر از هر پدیده ی شخصی واجتماعی اختلاف بر انگیزی بوده است   که می توانسته است ایرانیان را از هم جدا کند و به اتحاد ملی آنان لطمه بزند.

 ایرانیان آغاز هر اندیشه و فکر و عمل بزرگ و نیک و با ارزشی را از ایران و از  نوروزمی دانسته اند و گویی نوروز برای آنها ،  به منزله ی آیینه ی بزرگی بوده است که به مدد آن می توانسته اند همه ی هستی و آرمانهای بزرگ خود را با همه ی زیبایی ها و نیکی هایشان ببینند وبه جلوه و تماشا ی تاریخ ، بگذارند.

نوروز ، بتدریج ،میراث پدری همگان می شود و بی آنکه انحصارا به هیچ مذهب وآیین و  اعتقاد   سیاسی و اجتماعی خاص  و هیچ طایفه و گروه قومی و نژادی معینی تعلق داشته باشد ،  ملک مشاع همه ی ایرانیان وکسانی می گردد که خون پاک ایرانی را در رگهای خویش در جریان می دیده اند و به راه پدران و نیاکان خویش می رفته اندو  ایرانی بودن برایشان مایه ی سر بلندی و عزت فرهنگی و اجتماعی بوده است. 

 به همين جهت است كه "نوروز" به عنوان مهمترین   قائمه ى سنن و فرهنگ پايدار و عمومى ايرانى ، در طول اعصار و قرون ، نماد موجودیت و هویت و ارزشهای عام  فرهنگی مردم  ایران می شود و شاعرى چون فردوسى، تعظيم آن‏را، بزرگداشت راستى و حقيقت در مرز و بوم ايران و احترام به آن را نشان مردم نيك  بخت می داند و معتقد است هرکس که ایرانی است  :

 نگه دارد آيين جشن سده‏

 همان فرّ "نوروز" و آتشكده‏

مهان را به مه دارد و كه به كه‏

 بود دين فروزنده و روزبه‏.

 فردوسى بهترين روز و روزگار را ، روزگار نوروزىمی داند:

 ابا فرّ و با برز و پيروز باد

 همه روزگارانش "نوروز" باد 

وقتی عوامل تقدس نوروزرا در متون مختلف ادبی ،مذهبی و تاریخی  به دقت بررسی می کنیم ، می بینیم نوروز برای ایرانیان ، در مرکز تمام باورهای نیک و افتخار آفرین انسانی و الهی مشترک و مورد احترام آنان ، قرار داشته است و مضمون تمام مدنیت و تاریخ و تفکر ایرانی و تحولات آن  رادر طول هزاره ها ، در خود خلاصه کرده است *   به همین جهت می توانسته است از یک سو  بر میزان مشترکات ذهنی و رفتاری  ایرانیان بیفزایدو از سویی دگر  ا تحاد فکری و عملی  ملی آنان  را استوار تر کند . به نحوی که به عنوان یک جشن ملی ، واکنش جمعی آنان در فکر و عمل فردی و جمعی (مثل هر سنت اجتماعی دیگری )  را نشان دهدو جلوه ی  غالب اتحاد و اشتراک ملی ایشان  باشد. مسلما همه ی اقوام ایرانی باورهای خاص  خود را هم داشته اند و گاهی سلیقه ها و منافع متضاد واختلافات زبانی و نژادی و فرهنگی غیر قابل انکاری ، به ظاهر، آنان را از هم جدا نشان می داده است ، اما انجا که به میراث پدری و به قول شادروان اخوان "پوستین کهنه ی "ایران می رسیده اند ، همه را در نوروز به دست  فراموشی می سپرده اند و بر چهره ی هم بوسه می داده اند و نوروز رابهانه ی دوستی ورزیدن و مهربانی کردن و نو کردن آن پوستین کهن  می ساخته اند و در نتیجه ،نوروز همیشه  می توانسته است یادآور آرمانها و باور های مشترکی باشد که اگر هم گاهی همگان با آن موافق نبوده اند ، اما آن را مایه ی جدایی و دوری خود از هم میهنانشان نیز  نمی شناخته اند .  ** ایرانیان به مجموعه ی این باورها از صمیم قلب  وبا سعه ی صدر و بزرگواری احترام می گذاشته اند و این روش را موجب تحکیم پیوندهای باطنی خود با مردم سرزمین خود  می دانسته اندو جشن ها ی نوروزی  را*** حلقه ی استوار پیوند نا گسستنی ایرانیان با هم  می شناخته اند و می کوشیده اند تا  آن را به طور طبیعی  ،به عنوان جشن اتحاد و دوستی و مهربانی و نیکی  و مظهر فضیلت همه ی ایرانیان در ذهن فرزندانشان تثبیت کنند. ، و با نقل داستانهای  دینی و اساطیری و علمی و هنری که  به زیبایی بهترین شکوفه های بهاری در باغ دل و ذهن  ایرانیان می شکفته است و در بهاران تاریخ ایشان ، به ثمر می رسیده است ، این باور ها توجیه و تحکیم نمایند. و من در اینجا، تنها به اشار ه هایی کوتاه   به نمونه هایی از  این باور های پیوند ساز ، اکتفا می کنم  و آرزو دارم که همه ی ماخوب در باره ی آنها وباور های  مشترک  نیاکان خود در باره ی نوروز   بیند یشیم  و مشترکات ملی خود را که هنوز هم مایه های فراونی  از عقلانیت دارند ، بشناسیم و هرروز و هر  نوروز ،در استوار کردن  پایه های وحدت ملی  خود ،بیشتر بکوشیم و آن را مایه سرافرازی همیشگی خویش بدانیم .

ایرانیان باور داشته اند  که :

1- نوروز، روز آغاز آفرينش است‏  ، 2- نوروز، روز خلقت آدم است3 -  نوروز، روز پديد آمدن روشنى است .4- نوروز، روز وسعت يافتن زمين است.  5- نوروز، روز تجديد آيين يزدان‏پرستى است‏.   6 - نوروز، روز آغاز سال نو و اعتدال بهارى است  . 

7- نوروز، روز فرود آمد ن فروهر هاست که نگهبانان  آسمانی ایرانیان بوده اند. 8- نوروز، روز شكّرشكنى است 9- نوروز، روز شادى است‏  10 - نوروز، روز دادگرى و عدالت است‏.

 در تاريخ بلعمى آمده است كه "جمشيد علما را گرد كرد و از ايشان پرسيد: چيست كه اين ملك را باقى و پاينده دارد؟ گفتند داد كردن و در ميان خلق نيكى كردن، پس او داد بگسترد و علما را بفرمود كه من به مظالم بنشينم، شما نزد من آييد تا هرچه در او داد باشد، مرا بنماييد تا من آن كنم و نخستين روز كه به مظالم بنشست، اورمزدروز بود، از ماه فروردين پس آن روز را نوروز نام كردند."

  11  - نوروز، روز غلبه نيكان بر اهريمن و ديوان است‏  .12- نوروز، روز بنا كردن تخت جمشيد است 13  - نوروز، نخستين روز پرواز به آسمانهاست‏14- نوروز، روز بر تخت نشستن جمشيد است 15- نوروز، روز به خلافت ظاهرى رسيدن حضرت على است‏

16- نوروز، روز بر تخت نشستن جمشيد است . ‏17 -  نوروز جشن ر هايى از توفان نوح است . 18  - نوروز، روز يافته شدن انگشترى سليمان است .

*( به عنوان مثال قران مجید را به مناسبت نوروز جمشیدی  در هر خانه یی  در سفره های هفت سین بنشاند و جشن فروردینگان و بازگشت فروهر ها را با نوای یا مقلب القلوب و الابصار...همراه سازدو رسوم آبریزان را در خانه تکانی نوروزی باز سازی نماید و .. )

**همسر گزینی ایرانیان از اقوام و مذاهب و فرق گوناگون سرزمین خویش  ، نشان آن است

***( که گاهی تا دو هفته بهمراه  رفتار ها و برنامه های مشترک و داوطلبانه و به دور از هر جهت گیری فکری و عملی در برابر گروههای  مختلف اجتماعی  ادامه داشته است .)

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٦:٠٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم