دکتر منصور رستگار فسائی

روزاول اردیبهشت ، روز سعدی ،فرخنده باد (۲)

 "روز سعدی"  ،هرسال ، خاطره ی بزرگ مردی را در تاریخ فرهنگی و ادبی ایران   تجدید می کند که بیش از هفت قرن است که  پارسی  گویان سراسر جهان با او پیوندی ادبی ،هنری و معنوی داشته اند و وی را به حق وبه دلایل بیشمار ، از مظاهر نبوغ و خلاقیتهای ادبی  ایران شناخته اند وو در حجره ی درس و  درگرمابه و گلستان با او بوده اند و کودک و جوان و پیر ، در مکتب وی زانو زده اند و از اودرس زندگی آموخته اند و نام او را  در صدر بزرگان ادب و فرهنگ خویش نشانده اند.

سعدی ، نخستین شاعر ایرانی جامع الاطرافی  است که در شعر فارسی ذو فنون بود ودر هر زمینه یی از شعرکه وارد شد ، شاهکار سازی  و نمونه آفرینی کرد ،

 تا عصر سعدی و حتی پس از وی تا روزگار ما ، کمتر دیده ایم که شاعری بتواند در انواع  مختلف معانی و مضامین و قالبهای شعری توانمندی یکسانی داشته باشد، شاعران ، ،معمولا اگر قصیده سرا بوده اند ، غزل را خوب نمی ساخته اند ، اگر مثنوی سرایی می کرده اند  ، رباعی و مرثیه و قطعه  و ترکیب بند و ترجیع بند را خوب نمی آفریده اند و اگر "جد " می گفته اند  ، "طنز " را خوب نمی گفته اند و اگرزهد و حکمت و عرفان می سروده اند ،به عالم انسانی و مادی  و ماجراهای  دوران جوانی چنان که افتد و دانی نمی پرداخته اند و  واز  شور و مستی های لذت انگیز آن روزگار چشم می پوشیده اند و آن چنان وانمود می کرده اند که گویی از بطن مادر عابدی کامل و زاهدی بالغ ،زاده شده اند، در حالی که سعدی  در غزل بی همتا ، در مثنویات بی مانند و قصاید استوار و ترکیب بندها و ترجیعات و قطعات خود شاهکار ساز است واز شعر خود آینه یی می سازد که هر عارف و عامی  پیر و جوانی می تواند همه ی تجربه های تلخ و شیرین و متنوع عمر خود را با صداقت و به دور از فریب و ریا در آن  آینه ، ببیند .

              آینه گر نقش تو بنمود ،راست            خود شکن آئینه شکستن خطاست

سعدی ، به لحاظ نوع زبان شعر نیز نو آور و تاثیر گذار بود ، زبان بیان سعدی در شعر به حدی ساده است که هرکسی می پندارد که می تواند همچون  آن را  بیافریند ،اما در عمل، هرگز  از عهده ی این کار  بر نمی آیدو انجام  این کار ساده نما در عمل برایش محال  است به همین دلیل کلام سعدی را  "سهل و ممتنع " خوانده اند یعنی سخن ساده یی که ساختن کلامی چون آن محال است.

 اما بیان  سعدی ویژگی دیگری هم دارد و آن این است که سرشار از نوعی طراوت و تازگی است و همیشه زنده و پویاست و خواننده را خسته نمی کند،متنوع و دلنشین و گوش نواز است و از نوعی موسیقی درونی و متوازن  برخوردار است که به سادگی در ذهن می ماند و انباشته از  ظرفیتهای  تداعی معانی است  که کاربردهای گوناگون لفظی و معنوی سخن سعدی را آسان می سازد و در نتیجه می بینیم که بسیاری از اشعار و جملات  سعدی به ضرب المثلهای زبان فارسی تبدیل شده اند.   

    ازسویی دیگر ، سعدی  به همان اندازه که  در شعرفارسی  مقامی والا دارد ، در نثرفارسی  نیز به اوج اقتدار و عظمت می رسد  ،و "گلستان" او نمونه ی بهترین ، زیباترین و پر معنا ترین نثر فارسی می شود  که در خانه و مدرسه و زبان گفتگو ونوشتاری مردم تاثیر می گذارد و سبک و سیاق آن ، قرنها مورد تقلید و استفاده ی  ادیبان و سخنوران  بی شماری  قرار می گیرد.

سعدی حتی  در" مجالس " خود ( یعنی در منبر گوییهایی که از او به جا مانده است  ) نیزاستثنایی است  ودر جامه ی سخنوری دانا ،خوش صحبت و اثر گذار، آنچنان زیبا و دلپذیر سخن می گوید که می تواند برای هر  واعظ و سخنوری  بعه عنوان الگویی برای سخنرانی و سخنوری مورد استفاده قرار گیرد و  درس آموز باشد.

سعدی ، خورشید بی زوال زبان فارسی است و از جاودانانی است که خود از پیش می دانست  که جاودانگی ملک وحق مسلم اوست :

       هرکس به زمان خویش بودند            من ، سعدی آخرالزمانم

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۸:٢٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم