دکتر منصور رستگار فسائی

داستان‌ و داستان‌نويسي‌ نوين‌ فارسی(Story)

داستان‌ و داستان‌نويسي‌ نوين‌ فارسی(Story)كه‌ در اينجا معادل‌ داستان‌ به‌ كار مي‌رود، در يك‌ معني‌ با تاريخ‌ و سرگذشت‌ هم‌ قرابت‌ دارد، بخصوص‌ كه‌ كلمة‌ تاريخ‌ در انگليسي‌ (History) از حيث‌ لغوي‌ به‌ (Story) بسيار نزديك‌ است‌ .تاريخچه‌ (Modern Persian Ficton, History)داستان‌نويسي‌ نوين‌ يا مدرن‌ فارسي‌، تحت‌ تأثير ترجمه‌ رمان‌ و داستان‌ كوتاه‌ غربي‌، اندكي‌ پيش‌ از انقلاب‌ مشروطيت‌، پا گرفت‌ و چون‌ با اوضاع‌ و احوال‌ جديد و زندگي‌ طبقه‌ متوسط‌، هماهنگ‌ و مرتبط‌ بود، پذيرشي‌ روزافزون‌ يافت‌ و به‌ تدريج‌ در ميان‌ عامه‌ خوانندگان‌ ايراني‌، تثبيت‌ شد.سياحت‌نامة‌ ابراهيم‌ بيگ‌ يا بلاي‌ تعصب‌ او اثر زين‌العابدين‌ مراغه‌اي‌ و مسالك‌المحسنين‌ ، نوشتة‌ عبدالرحيم‌ طالبوف‌ . بعد از رمان‌هاي‌ انتقاد اجتماعي‌ و تعليمي‌، رمان‌هاي‌ تاريخي‌، شايع‌ شد كه‌ از خصوصيت‌ ناسيوناليستي‌ يا مليت‌گرايي‌ برخوردار بود و در آنها زنده‌ كردن‌ مفاخر تاريخي‌ و برانگيختن‌ احساسات‌ وطن‌پرستانه‌، مورد نظر نويسندگان‌ بود؛ از جمله‌ اين‌ رمان‌ها مي‌توان‌ از رمان‌هاي‌ شمس‌ و طغرا نوشتة‌ محمدباقر ميرزا خسروي‌ ، دام‌گستران‌ يا انتقامخواهان‌ مزدك‌، اثر عبدالحيسن‌ صنعتي‌زاده‌ كرماني‌ و عشق‌ و سلطنت‌ يا فتوحات‌ كورش‌ كبير ، نوشتة‌ شيخ‌ موسي‌ كبودرآهنگي‌ نام‌ برد و دست‌ آخر رمان‌هاي‌ احساساتي‌ و انتقاد اجتماعي‌ كه‌ در آنها مفاسد و فجايع‌ اجتماعي‌ به‌ نمايش‌ گذاشته‌ مي‌شد، رواج‌ يافت‌، مثل‌ رمان‌هاي‌ تهران‌ مخوف‌ نوشتة‌ مرتضي‌ مشفق‌ كاظمي‌ و روزگار سياه‌ اثر عباس‌ خليلي‌ . اين‌ رمان‌ها به‌ علت‌ اشكالات‌ فني‌ و نقص‌هاي‌ تكنيكي‌ و خصوصيت‌ گزارش‌گونة‌ آنها، نتوانست‌ پايه‌اي‌ براي‌ داستان‌نويسي‌ نوين‌ فارسي‌ باشد و راه‌ را براي‌ رمان‌هاي‌ بازاري‌ و رمان‌ پاورقي‌ هموار كرد و به‌ همين‌ دليل‌ برخلاف‌ اغلب‌ كشورهاي‌ دنيا، پاية‌ ادبيات‌ داستاني‌ نوين‌ فارسي‌ را نويسندگان‌ داستان‌ كوتاه‌ گذاشتند، مثل‌ محمدعلي‌ جمال‌زاده‌، صادق‌ هدايت‌ و بزرگ‌ علوي‌ و ... .يكي‌ بود يكي‌ نبود ، نوشتة‌ محمدعلي‌ جمال‌زاده‌ شروع‌ مي‌شود و با مجموعه‌ داستان‌هاي‌ كوتاه‌ صادق‌ هدايت‌ و بزرگ‌ علوي‌ راه‌ تحول‌ را مي‌پيمايد. محمدعلي‌ جمال‌زاده‌ اولين‌ بار خوانندگان‌ ايراني‌ را با نوعي‌ داستان‌ كوتاه‌، آشنا كرد و بعضي‌ از منتقدان‌ با توجه‌ به‌ همين‌ مسأله‌، او را پدر داستان‌نويسي‌ نوين‌ فارسي‌ مي‌دانند، اما خصلت‌ حادثه‌پردازانه‌ و لطيفه‌وار داستان‌هاي‌ كوتاه‌ و بلند محمدعلي‌ جمال‌زاده‌ ، بر داستان‌نويسان‌ بعد از او تأثير اندكي‌ گذاشت‌، حال‌ آنكه‌ تأثير داستان‌هاي‌ صادق‌ هدايت‌ بر داستان‌نويسان‌ بعد از او بسيار عميق‌ بود و موجب‌ تحول‌ واقعي‌ داستان‌نويسي‌ در ايران‌ شد؛ از اين‌ رو، به‌ نظر بيشتر منتقدان‌، هدايت‌ بنياد داستان‌نويسي‌، نوين‌ فارسي‌ را گذاشت‌. تنوع‌ داستان‌هاي‌ هدايت‌ حوزه‌ گسترده‌اي‌ از داستان‌نويسي‌ را به‌ وجود آورد و بعد از هدايت‌ داستان‌نويسان‌ ايراني‌، با طبايع‌ و جهان‌بيني‌هاي‌ مختلف‌ خود، هر كدام‌ به‌ نوعي‌، از آثار او تأثير پذيرفتند؛ البته‌ يادآوري‌ اين‌ نكته‌ ضروري‌ است‌ كه‌ پيشرفت‌ داستان‌نويسي‌ نوين‌ جهان‌ و ابداع‌ و كشف‌ شيوه‌هاي‌ تازة‌ داستان‌نويسي‌ و ترجمه‌ آثار برگزيده‌ داستان‌هاي‌ غربي‌ و آشنايي‌ روزافزون‌ داستان‌نويسان‌ ايراني‌ با ويژگي‌هاي‌ فني‌ و انواع‌ گوناگون‌ داستان‌، از همان‌ آغاز، در تحول‌ و گسترش‌ داستان‌نويسي‌ فارسي‌ بسيار مؤثر واقع‌ شد و داستان‌نويسان‌ ايراني‌ را زير تأثير عميق‌ و بنيادي‌ خود گذاشت‌. پس‌ از صادق‌ هدايت‌، بزرگ‌ علوي‌ است‌ كه‌ با داستان‌هايي‌ با مضمون‌هاي‌ مبارزه‌جويانه‌، داستان‌نويسان‌ را تحت‌ تأثير قرار داد. داستان‌هاي‌ علوي‌ اغلب‌ خصوصيتي‌ پرخاشگرانه‌ دارد و در اين‌ داستان‌ها، علوي‌ به‌ نحوي‌، خود را در برابر جامعه‌ و مردمان‌ زيرفشار و اختناق‌ متعهد مي‌داند و داستان‌هاي‌ كوتاه‌ و رمان‌هايش‌، ويژگي‌ واقع‌گرايي‌ انتقادي‌ دارد.صادق‌ چوبك‌ و ابراهيم‌ گلستان‌ ، تحت‌ تأثير داستان‌نويسان‌ آمريكايي‌، داستان‌هايي‌ نوشتند كه‌ هم‌ از نظر سبك‌ نگارش‌، هم‌ از نظر موضوع‌ و ويژگي‌هاي‌ فني‌، داستان‌نويسي‌ را گامي‌ به‌ پيش‌ برد. صادق‌ چوبك‌ در آثار خود با تأثيرپذيري‌ از خصوصيت‌هاي‌ آثار داستان‌نويساني‌ چون‌ ارنست‌ همينگوي‌ و ويليام‌ فاكنر و ارسكين‌ كالدول‌ ، داستان‌هايي‌ نوشت‌ كه‌ صحنه‌ها و وضعيت‌ و موقعيت‌ها را صريح‌ و بي‌پرده‌ به‌ تصوير كشيد و حجاب‌ و عفت‌ و حرمت‌ قلابي‌ و قراردادي‌ صحنه‌ها و كلمات‌ داستان‌هاي‌ نويسندگان‌ پيش‌ از خود را از ميان‌ برداشت‌ و پرده‌ از روي‌ زشتي‌ها و پليدي‌هاي‌ جامعه‌ كنار زد و زندگي‌ حيواني‌ و نيازهاي‌ غريزي‌ شخصيت‌ها را به‌ نمايش‌ گذاشت‌.چوبك‌ و آل‌احمد نثر خود را به‌ زبان‌ محاوره‌اي‌ كوچه‌ و بازار نزديك‌ كردند و ابراهيم‌ گلستان‌ و م‌.ا. به‌آذين‌ بعدها به‌ نثر ادبي‌ و آهنگين‌ و شعرگونه‌ روي‌ آوردند. آل‌ احمد همچنين‌ سردسته‌ گروهي‌ از داستان‌نويساني‌ است‌ كه‌ در دوره‌ بعد، يعني‌ دورة‌ رشد و گسترش‌، علمدار جريان‌هاي‌ ادبي‌ - سياسي‌ شدند. از اين‌ نويسندگان‌ مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ نويسندگان‌ «تزدار» نام‌ برد، نويسندگاني‌ كه‌ داستان‌هاي‌ رسالتي‌ (رمان‌ رسالتي‌) مي‌نوشتند و هركدام‌ ذهنيت‌ و عقيده‌ خود را در داستان‌هاي‌ خود، به‌ نمايش‌ مي‌گذاشتند؛ از معروف‌ترين‌ داستان‌نويسان‌ اين‌ گروه‌ گذشته‌ از آل‌ احمد، م‌. ا. به‌آذين‌ و بعدها فريدون‌ تنكابني‌، صمد بهرنگي‌، علي‌اشرف‌ درويشيان‌ است‌. از نويسندگان‌ معروف‌ ديگر دورة‌ آغازين‌ و تكويني‌، سيمين‌ دانشور است‌ كه‌ نخستين‌ نويسندة‌ زني‌ است‌ كه‌ در ادبيات‌ داستاني‌ نوين‌، آثارش‌ اعتبار يافته‌ است‌ و شهرت‌ او بيشتر مرهون‌ رمان‌ معروفش‌ سووشون‌ است‌ كه‌ در دورة‌ رشد و گسترش‌ انتشار يافت‌.آل‌ احمد و گلستان‌ و به‌آذين‌ و سيمين‌ دانشور ، بهترين‌ داستان‌هاي‌ خود را در اين‌ دوره‌ انتشار دادند و همچنين‌ بعضي‌ از خوش‌قريحه‌ترين‌ و نام‌آورترين‌ داستان‌نويسان‌ ايران‌ كه‌ به‌ نسل‌ دوم‌ معروف‌ شده‌اند، در اين‌ دوره‌ ظاهر شدند. در آثار اين‌ دوره‌ نيز، داستان‌ كوتاه‌ همچنان‌ در رأس‌ قرار دارد و به‌ استثناي‌ تقي‌ مدرسي‌ كه‌ رمان‌ كوتاه‌ يكليا و تنهايي‌ او و علي‌محمد افغاني‌ كه‌ رمان‌ شوهر آهوخانم‌ ، اولين‌ اثر داستاني‌ آنهاست‌، تقريباً همة‌ داستان‌نويسان‌ اين‌ دوره‌، با داستان‌ كوتاه‌ شروع‌ كردند و البته‌ بعد رمان‌ هم‌ نوشتند. رمان‌هاي‌ به‌ نسبت‌ معتبري‌ در اين‌ دوره‌ نوشته‌ شد كه‌ مشهورترين‌ آنها عبارتند از شوهر آهوخانم‌ ، سنگ‌ صبور اثر صادق‌ چوبك‌ ، سووشون‌ نوشتة‌ سيمين‌ دانشور ، درازناي‌ شب‌ از جمال‌ ميرصادقي‌ و همسايه‌ها نوشتة‌ احمد محمود و شراب‌ خام‌ اثر اسماعيل‌ فصيح‌ و رمان‌هاي‌ كوتاه‌ شازده‌ احتجاب‌ نوشتة‌ هوشنگ‌ گلشيري‌ و يكليا و تنهايي‌ او نوشتة‌ تقي‌ مدرسي‌ . خصوصيت‌هاي‌ آثار نويسندگان‌ اين‌ دوره‌ را به‌ طور كلي‌ مي‌توان‌ تحت‌ سه‌ عنوان‌ درآورد:غلامحسين‌ ساعدي‌، بهرام‌ صادقي‌، تقي‌ مدرسي‌، گلي‌ ترقي‌، هوشنگ‌ گلشيري‌ و اصغر الهي‌ هستند. از مشهورترين‌ نويسندگاني‌ كه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ نابسامان‌ اجتماع‌ شهري‌ پرداخته‌اند، اينها هستند: جمال‌ ميرصادقي‌، محمود كيانوش‌، فريدون‌ تنكابني‌، اسماعيل‌ فصيح‌، شهرنوش‌ پارسي‌پور، غزاله‌ عليزاد، عباس‌ حكيم‌، محمود گلابدره‌اي‌ . نويسندگاني‌ كه‌ مسائل‌ روستايي‌ و ناحيه‌اي‌ در آثار آنها غلبه‌ دارد، عبارتند از احمدمحمود، محمود دولت‌آبادي‌، علي‌اشرف‌ درويشيان‌، امين‌ فقيري‌، منصور ياقوتي‌ و نسيم‌ خاكسار . هر سة‌ اين‌ گروه‌ از نويسندگان‌، مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ در آثارشان‌ از اجتماع‌ مختنق‌ و بيدادگري‌ها و خودكامي‌ها انتقاد مي‌كنند.لغت‌ داستان‌ در زبان‌ فارسي‌ به‌ معني‌ قصه‌، حكايت‌، افسانه‌ و سرگذشت‌ به‌ كار رفته‌ است‌ و در ادبيات‌، اصطلاحي‌ عام‌ به‌ شمار مي‌آيد كه‌ از يكسو شامل‌ صور متنوع‌ قصه‌ مي‌شود و از سوي‌ ديگر انشعابات‌ مختلف‌ ادبيات‌ داستاني‌، از قبيل‌ داستان‌ كوتاه‌، رمان‌، داستان‌ بلند و ديگر اقسام‌ اين‌ شاخه‌ از ادبيات‌ خلّاق‌ را دربر مي‌گيرد.

به‌ معني‌ خاص‌، داستان‌ نقل‌ واقعه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ تابع‌ توالي‌ زمان‌ باشد. داستان‌ حداقل‌ بايد از سه‌ واقعه‌ تشكيل‌ شود و زمان‌ وقوع‌ اين‌ حوادث‌ نيز با يكديگر متفاوت‌ باشد. رابطة‌ وقايع‌ داستان‌ با يكديگر از كيفيت‌ علت‌ و معلولي‌ برخوردار است‌، براي‌ مثال‌ چنانچه‌ كسي‌ بگويد «او را ديدم‌»، واقعه‌اي‌ را بيان‌ كرده‌ است‌، و وقتي‌ مي‌گويد «او را ديدم‌ و از او خوشم‌ آمد» در اين‌ عبارت‌ دو واقعه‌ را گنجانيده‌ است‌. اما هنوز براي‌ تكوين‌ و آفرينش‌ داستان‌ كافي‌ نيست‌. مگر آنكه‌ بگويد: «او را ديدم‌ و از او خوشم‌ آمد و بعد با هم‌ عروسي‌ كرديم‌.» در اين‌ عبارت‌ ساده‌ يك‌ واقعه‌ به‌ علت‌ ديگري‌ رخ‌ مي‌دهد و زمان‌ دو واقعه‌ از اين‌ سه‌ واقعه‌ نيز با يكديگر متفاوت‌ است‌. همين‌ كيفيت‌ زماني‌ و رابطة‌ علت‌ و معلولي‌ ميان‌ اين‌ سه‌ واقعه‌، بنياد داستان‌ را پي‌مي‌ريزد. از اين‌ رو، داستان‌ با قصه‌ و حكايت‌ از حيث‌ ساختار و ماهيت‌، تفاوت‌هايي‌ دارد كه‌ عمدة‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌:

- ساختار داستان‌، برپيرنگ‌ (رابطة‌ علت‌ و معلولي‌) استوار است‌.

- در داستان‌، به‌ جاي‌ قهرمان‌سازي‌، شخصيت‌پردازي‌ مي‌شود، يعني‌ آدم‌ها به‌ لحاظ‌ خصوصت‌ فردي‌شان‌ از يكديگر بازشناخته‌ مي‌شوند.

- آدم‌هاي‌ داستان‌ معمولاً از بين‌ آدم‌هاي‌ عادي‌ و واقعي‌ انتخاب‌ مي‌شوند.

- مسألة‌ شخصيت‌پردازي‌ در داستان‌، سبب‌ مي‌شود تا زبان‌ و گفتار اشخاص‌ داستان‌ متناسب‌ با شخصيت‌ و موقعيت‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ آنها باشد.

- زمان‌ و مكان‌ داستان‌ (حتي‌ در صورت‌ تخيلي‌ بودن‌) معين‌ و معلوم‌ است‌.

واژه‌ (

 

نويسندگان‌ ايراني‌، در ابتدا شروع‌ به‌ نوشتن‌ رمان‌ كردند. اين‌ رمان‌ها تحت‌ تأثير سفرنامه‌ها و زندگي‌نامه‌ها و خاطرات‌ سياسي‌ جديد و به‌ خصوص‌ ترجمه‌ رمان‌هاي‌ حادثه‌اي‌ و احساساتي‌ غربي‌ بود و در آن‌ها واپس‌ماندگي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ جامعه‌ ايراني‌، تشريح‌ شده‌ بود و در ضمن‌ انتقاد صريح‌ از اوضاع‌ و احوال‌، خصوصيتي‌ آموزشي‌ داشت‌. رمان‌هاي‌ آغازين‌ عبارت‌ بودند از

از نظر تاريخي‌ سه‌ دورة‌ مشخص‌ را مي‌توان‌ از آغاز تا امروز براي‌ داستان‌نويسي‌ نوين‌ فارسي‌ برشمرد:

1. دورة‌ آغازين‌ و تكويني‌

2. دورة‌ رشد و گسترش‌

3. دورة‌ ناهمگوني‌

 

1. دورة‌ آغازين‌ و تكويني‌ از سال‌ 1301 شمسي‌ با مجموعه‌ داستان‌هاي‌ كوتاه‌

بعد از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، داستان‌نويساني‌ چون‌

توجه‌ و علاقه‌ به‌ نثرپردازي‌ و شيوه‌ نگارش‌ داستان‌، يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ داستان‌نويسان‌ بعد از شهريور 1320 است‌.

2. دوره‌ رشد و گسترش‌ داستان‌نويسي‌ فارسي‌ بعد از كودتاي‌ 28 مرداد 1332 آغاز شد و تا انقلاب‌ 1357 ادامه‌ يافت‌. آزادي‌ نسبي‌ بعد از شهريور 1320 و ترجمة‌ آثار برگزيدة‌ نويسندگان‌ جهان‌ به‌ خصوص‌ داستان‌نويسان‌ روسي‌ و آمريكايي‌، داستان‌نويسي‌ فارسي‌ را متحول‌ كرد. اين‌ تحول‌ چهرة‌ واقعي‌ خود را بعد از كودتاي‌ سي‌ و دو نشان‌ داد. بعضي‌ از داستان‌نويسان‌ دورة‌ قبل‌، مثل‌

1. توجه‌ به‌ خصوصيت‌هاي‌ روانشناختي‌

2. توجه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ نابسامان‌ اجتماع‌ شهري‌

3. توجه‌ به‌ مسائل‌ روستايي‌ و ناحيه‌اي‌

البته‌ توسل‌ به‌ نماد و تمثيل‌ و اسطوره‌هاي‌ ملي‌ و مذهبي‌، خصوصيت‌ ديگري‌ است‌ كه‌ بعدها به‌ اين‌ سه‌ اضافه‌ شد. از معروف‌ترين‌ نويسندگاني‌ كه‌ در داستان‌هاي‌ خود به‌ مسائل‌ روانشناختي‌ روي‌ آوردند،

3. دورة‌ ناهمگوني‌، اين‌ دوره‌، از اين‌ لحاظ‌ ناهمگون‌ ناميده‌ مي‌شود كه‌ جريان‌هاي‌ ادبي‌ گوناگوني‌ به‌ وجود آورد كه‌ گاهي‌ به‌ كلي‌ از هم‌ متفاوت‌ بود و گاه‌ در برابر هم‌ قرار مي‌گرفت‌ و همديگر را نقض‌ مي‌كرد. حوادث‌ و اتفاقات‌ سريع‌ و فاجعه‌باري‌ كه‌ جامعه‌ ايراني‌ بعد از انقلاب‌ تجربه‌ كرد، درونمايه‌هاي‌ داستان‌هاي‌ اين‌ دوره‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. اين‌ دوره‌ تعداد داستان‌نويسان‌ نسبت‌ به‌ دوره‌هاي‌ پيشين‌ افزوني‌ قابل‌ توجهي‌ يافت‌ و به‌ خصوص‌ تعداد داستان‌نويسان‌ زن‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ افزايش‌ بسيار پيدا كرد. تقريباً مي‌توان‌ سه‌ گروه‌ از داستان‌نويسان‌ را از هم‌ متمايز كرد: گروه‌ نويسندگان‌ مكتبي‌ كه‌ در آثارشان‌ متأثر از اسطوره‌ها و حديث‌ها و تفسيرها و روايات‌ مذهبي‌ و نيز وقايع‌ سياسي‌ روز هستند. گروه‌ مدرنيست‌ها كه‌ در آثار خود از كيفيت‌هاي‌ افراطي‌ مدرنيستي‌ آثار معتبر جهان‌ الگوبرداري‌ مي‌كنند و گروهي‌ نيز راه‌ اسلاف‌ نام‌آور ايراني‌ و خارجي‌ خود را مي‌روند و راه‌ مستقل‌ خود را جدا از افراط‌ و تفريط‌هاي‌ دو گروه‌ مذكور، در پيش‌ گرفته‌اند و اگر بخواهيم‌ از كيفيت‌ به‌ نسبت‌ باارزش‌ داستان‌هاي‌ اين‌ دوره‌ صحبت‌ كنيم‌، بيشتر اين‌ آثار تقريباً متعلق‌ به‌ اين‌ گروه‌ سوم‌ است‌.

( از کتاب انواع نثر فارسی از دکتر منصور رستگار فسایی ا ز انتشارات سمت ص۳۱۹ به بعد )

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم