دکتر منصور رستگار فسائی

بيمارستان سعدی و مسلولين شيراز چگونه ساخته شد

             بيمارستان سعدي و مسلولين شيراز چگونه ساخته شد

شادروان علي اصغر شيرازي از معدود دانشمندان فارس است كه در دهه‌هاي نخستين سده چهاردهم هجري فرهنگ ايران زمين را متحول ساختند.او دبستانها و دبيرستان‌هاي بسيار در گوشه و كنار ايران ايجاد كرد و گاهي براي افتتاح يك دبستان- درحال و هواي اجتماعي 70 سال پيش كه مي‌توانست بزرگترين تاثيرات را در شكل‌گيري كمال فرهنگي اجتماعي داشته باشد – به روستاهاي دور ايران سفر مي‌كرد او مسلماني بود كه قرآن را در حفظ داشت و يك‌سوم آن را در دوره‌ي دانش آ‌موزي هاي خود در شيراز يك سوم آن را در بيروت و يك سوم ديگر آن را در پاريس به حافظه سپرده بود. او در خانواده‌اي متمكن و خوشنام و اهل فضل كه نسب خود را به 37 واسطه به حضرت امام زين‌‌العابدين مي‌رسانيدند رشد كرده بود و پدر بزرگ او ميرزا حسن فسايي است  كه كتاب فارسنامه ناصري را با رنج بسيار و با سير و سفر به گوشه و كنار فارس

واژه«دانشگاه» را در برابر universityخود وضع كرد و اينك شايد معدودي بدانند كه واژه دانشگاه و دانشكده و واژه‌هايي چون پيشاهنگي و فرهنگستان و دبستان و دبيرستان دانشسرا و ... از واژه‌هايي است كه او ساخته و پرداخته و يا در دوران او وضع و رايج شده‌است. يكي ديگر از وجوه ناشناخته خدمات مرحوم حكمت به مردم  شيراز تاسيس بيمارستان سعدي است كه خود داستان ساختن آن را در يادداشتهاي روز 1/1/1327 خود در ضمن كتاب «رهاورد حكمت» كه بخشي از يادداشتهاي روزانه او است چنين گزارش كرده‌است كه «اين بيمارستان كه به يكصد تختخوابي معروف است در سال 1317 كه در شيراز مهجور و منزوي بودم(پس از آنكه رضا‌شاه  بر حكمت خشم گرفت و او را از وزارت فرهنگ و معارف و صنايع مستظرفه بر كنار ساخت و حكمت از بيم به شيراز گريخت) نظر كردم و خداوند توفيق داد در سال بعد 1318 آن را شروع كردم و اكنون بيمارستان آبرومندي است كه دكتر قربان رئيس بهداري آن را اداره مي نمايد و چندين نفر از دكترهاي جوان درآنجا مشغول به كارهستند و آموزشگاه بهداري كه شعبه‌اي از دانشكده طب تهران مي‌باشد و براي طبابت محل جوانان را تربيت مي نمايد نيز داير است. [1] در امانت و دقت حكمت همين بس در سال بعد كه به شيراز مي‌آيد، از توسعه بيمارستان شاد مي‌شود و دريادداشتهاي روز 23 آذر 1328 خود مي‌افزايد كه امروز صبح «ساعت ده به مريض خانه سعدي رفتم، بناي رفيع و محكم به همت آقاي دكتر قربان رئيس بهداري ساخته‌شده‌است كه در آنجا دانشكده پزشكي داير نمايند، بسيار مسرور شدم»(ص 97 ج 2 رهاورد حكمت ) حكمت در يادداشتهاي همان روز مي‌نويسد:« من پنج هزار تومان براي كمك به سيل زدگان بندر لنگه قبول كردم كه پرداخت شود و همچنين مقرر شد كه براي آسايشگاه مسلولين بنايي ساخته گردد... بعد به اتفاق دكتر قربان رئيس بهداري در خدمت جناب آقاي استاندار به مسجد بردي رفتيم و در زير قريه«پشته‌مله» تپه سنگي مرتفعي را براي ساختن آسايشگاه مسلولين در نظر‌گرفته‌بودند كه بسيار خوش هوا و خوش منظر و دور از جاده و از هر جهت مناسب بود و چون صاحبي نداشت البته ارزان تمام مي‌شد بسيار پسنديده و خوب بود و موافقت كردم كه از محل پنجاه هزار تومان اعانه شير و خورشيد مركزي خريداري گردد (رهاورد حكمت 98- 2) حكمت در يادداشتهاي روز 14 ارديبهشت 1331 خود از افتتاح اين بيمارستان خبر ميدهد و مي نويسد:«... صبح باران مي باريد و هوا لطافت و طراوت غريبی ملکه  امروز  از آسايشگاه مسلولين موقت و بناي جديد ان ديدن مي كرد ساعت نه به انجا رفتم.



[1] رهاورد حكمت ج 2 ص 13

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم