دکتر منصور رستگار فسائی

گفتگوهای ادبی با ايسنا (۱)

گفتگو های ادبی با ایسنا (۱)

همايش پژوهشي بررسي آثار و احوال فردوسي/‌

منصور رستگار فسايي: شاهنامه نخستين متن شعر فارسي است که محبوبيت اجتماعي پيدا کرد

انطباق سخن فردوسي با تفکرات ايراني، باعث شد کتاب شاهنامه به سند هويت ايراني تبديل شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در خراسان، دکتر منصور رستگار فسايي - استاد دانشگاه شيراز و پژوهشگر شاهنامه - در هميش پژوهشي بررسي آثار و احوال فردوسي که در تالار مجتمع کانون‌هاي فرهنگي و هنري دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد، با بيان اين مطلب از معيار درست‌گويي در زبان فارسي و معيار زيبايي در شعر فارسي به عنوان امتياز ديگري براي شاهنامه فردوسي ياد کرد.

وي گفت: پس از شاهنامه، شاعر بايد از حيث محتوا فردوسي‌وار سخن مي گفت. در واقع فردوسي زباني پيدا را کرد که مقبول مردم بود؛ زبان فردوسي به زبان مردم تبديل شد و زبان مردم به همان زيبايي کلام فردوسي نيز نزديک شد.

او به امانت‌داري فردوسي اشاره کرد و گفت: فردوسي در آن‌چه کرد، آن‌چنان امانت‌دارانه انجام داد که امروز پس از هزار سال به استناد اين متن پهلوي، آن‌چنان دقيق و صحيح مي‌توان سخن گفت و امروز به اين امانت ايراني فردوسي با ستايش عجيب مي‌توان نگريست.

وي گفت: فردوسي حتا وقتي داستاني اساطيري يا افسانه‌يي را بازگو مي‌کند، درباره کاموس به خود مي‌بالد.

«سرامد کنون رسم کاموس نيز / دراز است و تفتاد از او يک پيشيز

گر از داستان يک سخن کم بدي / روان مرا جاي ماتم بدي»

رستگار فسايي در ادامه با تاکيد به اين‌که بايد متني نزديک به سخن فردوسي يافت، گفت: بايد اين واقعيت را پذيرفت که دو تا سه قرن قريمي‌ترين متن‌هاي ما با زمان فردوسي فاصله دارند و همه آنان که در کار شاهنامه کوشش کرده‌اند، ،بر مبناي همين آثار و ترجمه بنداري کوشيده‌اند تا راهي به آن دنياي و متن از دست‌رفته، پيدا کنند و اين کوشش‌ها آن‌جا که با شعور انساني و با اسناد موجود همراه مي‌شود، بسيار ارزنده و معتبر است.

وي افزود: اتکا به قديمي‌ترين نسخه، نسخه‌اي در قرن‌هاي هفت و هشت هجري، عقل و خرد ما را از ما نمي‌تواند بگيرد و ما را از کاوش منطقي و مستند به دور بدارد.

او با اظهار تاسف از اين که شاهنامه هنوز تمام نشده بود که به مردم ايران عرضه مي‌شد، گفت: شاهنامه فردوسي هنوز تمام نشده بود، فردوسي مي‌سرود و مردم مي‌آمدند و مي‌نوشتند و مي‌خواندند.

بزرگان و با دانش آزادگان / نوشتند هر يک سخن رايگان

در واقع يک خلأ چندقرني در شناخت فرهنگ ايران، مردم را آن‌چنان مشتاق ديدن خود در آينه فردوسي و شاهنامه مي‌کرد که هر روز به سوي او مي‌آمدند و سخن فردوسي را راز دل خود مي‌دانستند.

رستگار فسايي تصريح کرد: فردوسي شعر را با زندگي مردم ايران پيوند زد و آن‌را براي مردم ايران به يک احساس عمومي تبديل کرد. او با کلام خورشيدي خويش و با کلامي که سخن دل همه مردم بود، به درون خانه‌هاي مردم راه پيدا کرد. قصه‌هاي شاهنامه، قصه مادران براي فرزندان، قصه شهر و روستا شد و از همين جا بود که اين متن ( شاهنامه) و سازنده آن ( فردوسي) به يک پديده استثنايي در جامعه تبديل شدند.

او با بيان اين که فردوسي همتاي قهرمانان شاهنامه که خود ساخته بود، شد، گفت: وقتي که روابط فردوسي با محمود غزنوي به هم خورد، مردم گويي قهرماني شاعر را کشف کردند که مردانه در مقابل قدرت زمان خويش ايستاده بود؛ به همين دليل مردم به جاي فردوسي سخن گفتند. در واقع هجوهايي که ساخته شد و در متون معتبر نيست، کساني ساخته بودند که با احساس مشترک فردوسي به سراغ محمود مي‌رفتند و او را مي‌خواستند محکوم کنند .

وي افزود: پس از فردوسي، شاهنامه بيش از هر کتاب شعري در زبان فارسي خوانده شد و داستان‌هايش نقل شد و در زمينه‌هاي مختلف اثرگذاري کرد؛ به طوري که به مدرسه‌اي بدل شد، مجموعه خردورزانه اطلاعاتي که از گذشته بود و از دل مردم برآمده بود؛ به همين دليل انطباق آن با تفکرات ايراني، باعث شد شاهنامه به سند هويت ايراني تبديل شود.

انتهاي پيام

منصوررستگارفسايي:

روح حماسي شاهنامه در سعدي بازسازي مي‌شود

جم به‌عنوان محبوب‌ترين شخصيت اساطيري ايران، شخصيت محبوب سعدي است

خبرگزاري دانشجويان ايران - شيراز

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

استاد ادبيات دانشگاه شيراز گفت: سعدي گرچه در دوران معاصر زندگي مي کرد، ولي گذشته ها او را رها نمي کرد، همچنانکه اساطير پيوند واقعيات امروز با ديروز است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در فارس، دکتر منصور رستگار فسائي - عضو هيأت علمي و استاد ادبيات دانشگاه شيراز - که در نشست علمي يادروز سعدي با عنوان سعدي و اساطير ايران سخنراني مي کرد، با اشاره به وجود شخصيت هاي اساطيري در آثار سعدي گفت: جم، محبوب ترين شخصيت اساطيري ايران، شخصيت محبوب سعدي است و گذشته ها را در خرد جمشيدي و آبادي روزگار او مي يابد.

وي افزود: تربيت سعدي و تربيت ايراني او به حدي استوار و ريشه دار است که هر نظري را که به گذشته مي کند، با دستي پر از عبرت و تجربه و آگاهي و بينايي باز مي گردد و به عنوان يک معلم هميشه خردمند براي جامعه اداي وظيفه مي کند و با شاگردانش به ابديت مي پيوندد.

رستگار فسايي يادآور شد: سعدي اسطوره و تاريخ را به هم مي پيوندد و در اين ارتباط حقايق جاودانه را کشف مي کند.

وي تصريح کرد: سخن سعدي در ارتباط با فرهنگ و گذشته و اساطير به دو بخش گوناگون تقسيم مي شود. او از اساطير ديني، اسلامي و ملي استفاده مي کند، اما آنجا که به فرهنگ ايراني مي رسد که تلفيقي بسيار سازگار در ميان آنها برقرار مي کند، آنجا که مي گويد:

اگر خزائن قارون و ملک جم داري

نيرزد آنکه وجودي ز خود بيازاري

بنابراين با وجود اينکه قارون و جم از يک فرهنگ نيستند، اما هر دو اين شخصيت ها به موجودات زنده، پويا و معني دار در فرهنگ جامعه تبديل مي شود.

استاد دانشگاه شيراز در ادامه گفت: شخصيت هاي شاهنامه يي در داستان هاي سعدي جاي فراواني دارد و با چشم عبرت به آنان نگاه مي کند.

وي افزود: روح حماسي شاهنامه در سعدي بازسازي مي شود، به خوانندگانش جلوه مي دهد، بنابراين کلام او از اين جهت جالب است که هميشه وطن خود را دوست مي دارد و شيراز براي سعدي به يک اسطوره ماندگار تبديل مي شود و در اين شهر به عنوان مادر بوم سعدي همه انديشه هاي ايراني و اسلامي مدار براي او ديده مي شود. به همين دليل رجوع او به گذشته، رجوع به زندگي و تاريخ هميشه ماندگار ايران است.

رستگار فسائي با تأکيد بر نقش اسطوره ها در گفتار سعدي اظهار داشت: آيينه گذشته براي سعدي آئينه عبرت هاست و اسطوره ها بيشترين کمک را به او مي کنند؛ لذا برخي ديدگاه هاي اسطوره يي سعدي به عنوان ضرب المثل به کار مي روند.

اين استاد دانشگاه در پايان گفت: حتا عرفاني ترين بيان سعدي با کمک تفکر اسطوره شناسانه و کهن الگوهاي ايراني قابل بيان و گفتار است. او در حال زندگي مي کند، گذشته را مي شناسد و به آينده نظر دارد و کار اسطوره همين است

پيكرگرداني در اساطير“ از منصور رستگار فسايي منتشر شد

كتاب پيكرگرداني در اساطير از منصور رستگار فسايي منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)‌، اين كتاب، اثري درباره‌ي اساطير است كه 17 فصل دارد و در آن، اساطير ايران، ‌يونان، روم، چين، ژاپن و مصر و... بررسي شده است.

از مسائل مهم در اساطير،‌ پيكرگرداني است. تغييرات شكل ظاهري و ساختمان، اساس هستي و هويت قانونمند شخصي يا چيزي با استفاده از يك نيروي ماوراء الطبيعي دگرگون مي‌شود كه اين امر در هر دوره‌ي و زمان غير عادي به شمار مي‌آيد و فراتر از حوزه‌ معمولي درك انسانهاست. درواقع پيكر گرداني نشانه آروزهاي انساني است. مثلا گذشتن از آبها يا رفتن به آسمانها، آروزي جواني، دير ماندن و جاودانگي، و رويين تني، از مهمترين آرزوهايي هستند كه در پيكر گرداني مطرح مي‌شوند.

در بخش بعدي كتاب، اسطوره‌هاي پيكرگرداني در هنر و ادبيات نشان داده شده و در قسمت ديگر، پيكرگرداني خدايان و فصل بعدي درباره‌ روانها و قدرت آن است. ‌بخش ديگر اين كتاب، فرهمندان و در قسمت و ديگر پيكرگرداني موجودات اهريمني، ‌پريان، ‌اژدها و جادوگران مورد بحث قرار گرفته است. در هشت فصل اول كتاب، بيشتر روي اساطير ايران كار شده؛ ولي از اين فصل به بعد، پيكرگرداني خدايان يونان، ‌روم و مصر بحث شده است. فصل دهم به پيكرگرداني خدايان هندي اختصاص يافته و بعد به خلقت و آفرينش رسيده و پيكرگرداني را در آنها نشان داده است.

فصل سيزدهم كتاب، درباره‌ پيكرداني حيوان و جماد به انسان را نشان داده و فصل بعدي پيكرگرداني از جمادي تا جانداري را نشان مي‌دهد. فصل پانزدهم، پيكرگرداني از گياه تا انسان و حيوان را توضيح مي‌دهد و در فصل بعدي، پيكرگرداني خود انسان را نشان داده كه چطور انسان زشت به زيبا، ‌مرد به زن، يا زن به مرد، يا مرد به مرد ديگري و... تبديل مي‌شود.

فصل آخر كتاب نيز درباره اسطوره‌هاي تركيبي و پيكرگرداني‌هاست كه موجودي مثلا هم انسان و هم ماهي است.

اين اثر توسط نشر پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي به تازگي منتشر شده است.


منصور رستگار فسايي
:

شاهنامه زبان فارسي را بيمه كرده است

فردوسي سرود عشق و پايداري را در گوش هر ايراني زمزمه مي‌كند

دكتر منصور رستگار فسايي گفت: راز ماندگاري شاهنامه اين است كه زبان فارسي را بيمه كرده و مردم ايران هم با زبان شاهنامه كشورشان را بيمه كردند.

استاد دانشگاه شيراز در ادامه به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: امروز نام زبان فارسي را بايد زبان فردوسي بگذاريم. اين زبان مي‌تواند عامل تفاهم داخلي، وحدت ملي، هم‌انديشي و هم‌سويي جهاني ما باشد؛ چون زبان فردوسي زبان يك فرهنگ است.

وي افزود: زبان فردوسي زبان معيار ماست و هزاران سال است كه نسل‌هاي گوناگون فارسي‌گويي را با زبان فردوسي سنجيده‌اند. كلام او آسان، راحت و طبيعي است؛ به گونه‌اي كه ما امروز پس از بيش از هزار سال نمي‌دانيم كه زبان ما زبان فردوسي است يا زبان فردوسي زبان ماست.

او ادامه داد: زبان فردوسي صرف ‌نظر از چند واژه و ويژگي‌ خاص آن دوره، بسيار به ما نزديك است. اين زبان، زبان قلب، احساس و نزديك‌ترين زبان به زبان امروز است. فردوسي در شاهنامه سعي كرده است به زبان خودش حرف بزند؛ چون اگر با زباني متفاوت از زبان مردم خودش صحبت مي‌كرد، مطمئنا مردم آن زبان را نمي‌فهميدند، شاهنامه را درك نمي‌كردند و پس از مدتي آن را فراموش مي‌كردند.

اين محقق كه آثاري چون فرهنگ دوجلدي نام‌هاي شاهنامه، تصويرآفريني در شاهنامه، ‌٢١ گفتار درباره‌ي شاهنامه، فردوسي و هويت‌شناسي ايراني، فردوسي و شاعران ديگر و... را تاليف كرده است، گفت: شاهنامه هيچ كم و كاستي نسبت به بزرگترين حماسه‌هاي جهان ندارد و از نظر هدف، ‌جامعيت،‌ رغبت مردم در طول قرون و پيام‌ها، شايد برترين حماسه‌ي جهان باشد. شايد در زبانهاي ديگر هم آثار حكمي و اندرزي باشند كه شاعرانشان مانند سخنسرايان ما سخن گفته باشند، اما بي‌ترديد، در جهان، شاهنامه تنها حماسه‌ي ملي است كه مردم هنوز هم مي‌توانند به آن ببالند.

وي افزود: شاهنامه يك حماسه‌ي كلي‌ نگر، هدفمند و ماندگار است كه تمام دلايل بهتري و برتري را داراست. كافي است ديگر آثار حماسي جهان را كه ارزش‌هاي انساني در آن موج مي‌زند ببينيم تا روشن شود كه شاهنامه از نظر اين ارزش‌هاي انساني از آنها برتر است، مثلا در اساطير يونان روم داستانها اغلب جنبه‌ي شخصي مي‌يابند؛ به گونه‌اي كه به طور مثال يك عشق فردي باعث ستيز و درگيري مي‌شود، اما در شاهنامه هميشه معيار، حقانيت، عدالت و درستكرداري است. ما مي‌توانيم ارزش‌هاي تاريخي و فرهنگي يك قوم را در آن ببينيم. به همين دليل است كه ما امروز شاهنامه را دوست داريم و براي آن احترام قايليم.

استاد دانشگاه شيراز با اشاره به راز ماندگاري شاهنامه گفت: فردوسي از زماني كه شاهنامه را منظوم مي‌كرد، راز پويايي و ماندگاري خود را مي‌دانست:

بناهاي آباد گردد خراب // ز باران و از تابش آفتاب

پي افكندم از نظم كاخي بلند // كه از باد و باران نيابد گزند

وي ادامه داد: كار فردوسي با ‌٣٠ سال رنج، مطالعه و شناخت فرهنگ و گذشته‌ي ايران همراه بود و به همين جهت در شاهنامه شعري سرود كه مي‌توانست همه‌ي ارزش‌هاي ايراني را در خود منعكس كند.

دكتر رستگار گفت: فردوسي ايران كهن را كه زيربناي زندگي عصر خود بود، شناخت، پس بر‌ آن شد تا داستان فراز و نشيبهاي زندگي مردم ايران و دشواري‌هاي ماندن و سربلند ماندن آنان را به نظم كشد.

وي ادامه داد: ‌شاهنامه داستان دورانهاست؛ داستان زندگي در شرايط سخت و ايستادگي مردم در برابر تهاجم بيگانه و جانفشاني‌هاي ارزش‌هاي ايراني است، اما ما بايد اتفاقاتي را كه در شاهنامه مي‌افتد، نوعي بازتاب زندگي مردم ايران بدانيم. به عبارت ديگر، فردوسي آيينه‌ساز مردم ايران شد.

اين استاد دانشگاه افزود: مردم ايران در شاهنامه، گذشته، اخلاق و ارزش‌هاي خود را يافتند و آموختند كه چگونه از ايران حراست كنند. پس كلمه‌ به كلمه‌ي شاهنامه برآمده از خون، روح و وجود مردم ايران است و چه افسانه باشد و چه واقعيت، درش آرمانهاي ايراني هست.

دكتر رستگار ادامه داد: ‌آرمانهاي ايراني هميشه بر مبناي يگانه‌پرستي،‌ خردورزي، دادجويي، كامجويي و شاد زيستن به معناي رضايت از هستي است.

اين محقق گفت: فردوسي هزار سال است كه سرود عشق، پايداري، ‌زيبايي و ارزش‌هاي معنوي را در گوش هر ايراني زمزمه مي‌كند و به همين دليل هم هست كه حتا اگر ما به جاي يك روز ‌٣٦٥ روز را براي بزرگداشت فردوسي اختصاص دهيم، كاري بزرگ و شايسته كرده‌ايم. فردوسي قلب ايران است و يادگار همه‌ي آن چيزهايي است كه هر ايراني بايد بداند تا كشورش را حفظ كند و به آن عشق و علاقه داشته باشند.

وي با اشاره به منابع و ماخذ شاهنامه گفت: فردوسي از دو گونه منابع برخوردار بوده؛ يكي منابع شفاهي كه فردوسي آنها را از مردم و پيراني كه به آنها اعتماد داشته روايت كرده و برخي از اين داستانها هم در منابع كتبي نيامده و ديگر، منابع كتبي از منابع كتبي فردوسي علاوه بر شاهنامه ابومنصوري منابع ديگر پهلوي چون كارنامه اردشير بابكان، يادگار بزرگمهر و... را در اختيار داشته است.

او افزود: با مقايسه‌ي اين متون و شاهنامه روشن مي‌شود كه فردوسي در كنار رعايت امانت، با شيوه‌ي شاعري و هنر بيان خود به آن متون خشك جان تازه‌اي بخشيده است.

دكتر رستگار فسايي درباره‌ي اينكه در شاهنامه، به اسطوره‌ي آرش كمانگير در قياس با ساير داستانهاي اساطيري كمتر پرداخته شده است، تصريح كرد: آنچه كه در شاهنامه درباره‌ي آرش آمده، تمام آن چيزي است كه فردوسي در طي ‌٣٠ سال نظم شاهنامه خود مي‌توانسته در اختيار داشته باشد.

انتهاي پيام

منصور رستگار فسايي:


تفكر غنايي و نگاه تغزل در حماسه فردوسي به‌گونه‌اي است كه حتا مي‌توان گفت او
 هم در قالب مثنوي، غزل سروده است

خبرگزاري دانشجويان ايران - شيراز

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

شاهنامه يك اثر حماسي است؛ ولي بي‌ترديد، به خاطر اينكه زندگي اجتماعي و زندگي انسان را مطرح مي‌كند، داراي نظرگاه‌هاي غنايي هم هست. به اين معنا كه هر اثر حماسي ديدش جمعي ا‌ست؛ ولي رفتار قهرمان گاهي جنبه‌ي فردي پيدا مي‌كند؛ به عنوان مثال عشق قهرمان به حماسه مربوط نيست؛ بلكه احساس فردي و من مستقل قهرمان است. بنابراين در شاهنامه بسيار اتفاق مي‌افتد كه به موازات جريانات حماسي، تفكرات غنايي و تغزلي هم وجود دارد.

دكتر منصور رستگار فسايي ـ استاد دانشگاه شيراز ـ در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره نكوداشت غزل و بررسي نگاه تغزلي در شاهنامه فردوسي، گفت: در دوره فردوسي، غزل وجود ندارد و تغزل، قسمت آغازين قصيده است كه به احساسات شخصي اختصاص داشته است. درواقع تغزل از اواسط قرن ششم به غزل تبديل مي‌شود و تا قبل از آن، غزل مستقل به عنوان يك قالب مشخص مثل دوران مولوي، سعدي يا حافظ نداريم. نخستين غزل‌ها از دوره‌ي نظامي به بعد، سنايي و خاقاني شكل مي‌گيرد و از پيكر قصيده جدا مي‌شود.

استاد دانشكده زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز افزود: در زمان فردوسي و با توجه به آزادي عملي كه او براي نظم داستان‌هايي به بلندي شاهنامه نياز دارد و همچنين احتياجي كه به بيان داستان‌هاي متنوع دارد، ‌هيچ قالبي نمي‌توانست به فردوسي مثل مثنوي كمك كند و هيچ وزن شعري نيز به زيبايي وزن بحر متقارب به او كمك نمي‌كند. به نحوي كه در اثر بزرگ فردوسي، تناسب فكر و محتوا با قالب به‌خوبي رعايت مي‌شود. از اين رو موضوع نمي‌تواند محتمل باشد كه اگر در زمان فردوسي قالب غزل شناخته شده بود، او حتما غزل مي‌گفت.

دكتر رستگار با اشاره به داستان رستم و سهراب گفت: در اين داستان حماسي، جايي‌ است كه يك دختر ايراني به نام گردآفريد در لباس مردان وارد مي‌شود و به خاطر عشق حماسي و ملي و گروهي كه دارد، به مقابله و رويارويي با سهراب مي‌پردازد. در اين جا همه زواياي داستان، حماسي ا‌ست؛ اما يك لحظه است كه هم سهراب و هم گردآفريد به تفكر غنايي و تغزلي مي‌رسند؛ وقتي كه گردآفريد از سهراب شكست مي‌خورد و در حال اسارت است، راه گريز خودش را در استفاده از حربه‌اي زنانه مي‌بيند و گيسوانش را افشان مي‌كند و دلربايي‌اش سهراب را شيفته و عاشق مي‌سازد. فردوسي اين زمينه‌هاي تغزلي را در جابه‌جايي شاهنامه يا به شكلي گذرا و يا به صورتي مفصل دارد كه اگر داستان‌هاي عشقي و غنايي شاهنامه را جمع كنيم، خودش يك كتاب مي‌شود: داستان‌هايي همچون زال و رودابه، شيرين، بهرام گور، خسرو پرويز و... جنبه‌ي غنايي دارد و خيلي از آنها زلال شعر غزل است. رستگار فسايي با بيان اين مطلب كه گاه قهرمان حماسي با ”ما”ي جمعي‌اش مجال پيدا مي‌كند و يكباره به خودش و حرف دلش مي‌پردازد و خودش مي‌شود، عاشق مي‌شود و طبيعت غنايي پيدا مي‌كند، افزود: برخي شعرهايي كه به فردوسي نسبت داده‌اند، مثل:

شبي در برت گر برآسودمي

سر سخت بر آسمان سودمي

قلم در كف تيغ بشكستمي

كلاه از سر ماه بربودمي

جمال تو گر زانكه من بودمي

به جاي تو گر زانكه من بودمي

به بيچارگان رحمت آوردمي

به دلدادگان بر ببخشودمي

اين شعر مضمونش غنايي و تغزلي‌ست؛ اما آهنگ و لحن شعر، حماسي است، درونمايه آن كاملا غنايي‌ست. از يك طرف روح حماسي فردوسي را نشان مي‌دهد كه لحن و رنگ حماسه در آن است و از سويي عشق فردي و تغزل فردي و شاعرانه. در هر حال،‌ تفكر غنايي و نگاه تغزل در حماسه‌ي فردوسي به گونه‌اي ا‌ست كه حتا مي‌توان گفت فردوسي هم در قالب مثنوي، غزل سروده است!

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم