دکتر منصور رستگار فسائی

مصاحبه هاي ادبی با خبرگزاری شبستان

 
  کد خبر : 85051813425523     سرويس : فرهنگ و ادب     زمان : 13:42   چهارشنبه 18 مرداد  1385        
 
 ادبيات عصر مشروطه سنت‌هاي كهن را درمي‌نوردد
 
 

گروه فرهنگ و ادب: ادبيات عصر مشروطه، ادبياتي مردمي و بيدادگر است اين ادبيات سنت‌هاي كهن را رها مي‌كند و براي مردم و ملت سخن مي‌گويد. اين ادبيات مدح شاهان و اصحاب قدرت را رها مي‌كند و آزادي و قانون را مي‌ستايد.

دكتر منصور رستگار فسايي با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان تصريح كرد: انقلاب مشروطه بدون ترديد هم از نظر اجتماعي و هم از نظر ادبي حادثه‌اي بزرگ بود. مشروطيت نخستين واكنش معاصر ايرانيان در برابر واقعيات جامعه بود. عدالت عمومي، حكومت قانون، آزادي بيان و عقيده و ... از موضوعاتي بود كه در اين زمان ذهن انسان ايراني متوجه آنها شده بود.

رستگار فسايي در زمينه رسانه‌هاي عصر مشروطه براي رساندن پيام انقلابيون به گوش مردم گفت: روزنامه‌ها، شب‌نامه‌ها، منابر مساجد، تلگراف‌ها و ... از مهم‌ترين رسانه‌هاي عصر مشروطه هستند. مردم با ولع تمام روزنامه‌ها را مي‌خواندند و هر گاه خطري روزنامه‌ها را تهديد مي‌كرد شب‌نامه‌ها منتشر مي‌شد و تلگراف پيام‌ علما را از نجف، تبريز و اصفهان به تهران مي‌رسانيد و رخدادهاي سراسر كشور را منتقل مي‌كرد.

اين استاد دانشگاه در زمينه ريشه‌هاي داخلي و خارجي انقلاب مشروطه خاطرنشان كرد: اين انقلاب نتيجه فعاليت تحصيلكردگان ايراني، روحانيون مبارز، بازرگانان آشنا به امور دنيا، طبع‌هاي استبدادستيز و عدالت‌خواه بود و از انقلاب كبير فرانسه و انقلاب صنعتي انگلستان اثر مي‌پذيرفت.

وي در ادامه افزود: در اين دوره اقتصاد نابسامان بود و سيستم اقتصادي قاجارها نمي‌توانست در داخل معيشت مردم را تأمين كند و در رقابت با اقتصادي جهاني هم حرفي براي گفتن نداشت. فقر و فساد بخش‌هاي وسيعي از جامعه را دربر گرفته بود. جنگ‌هاي ايران و روس روح عمومي جامعه را زخمي كرده بود و اثري از رفاه و آسايش نبود و طبيعي است كه اين عوامل زمينه‌ساز چه تحولي خواهد شد.

وي در زمينه سمت و سوي جريان‌هاي عصر مشروطه اظهار داشت: در اين دوره هيچ جرياني ضد دين نبوده است به نظر اكثريت مشروطه‌خواهان در بين آزادي و دين و سنت‌هاي جامعه ما هيچ تناقضي وجود نداشت. آنها عموما حكومتي مردمي و آزاد مي‌خواستند كه بر اساس سنت‌هاي ديني، ملي و بومي جامعه ايران نباشد، مستبد نباشد و عامل استعمار هم نباشد.

وي ادبيات مشروطه را ادبيات عصر بيداري دانست و يادآور شد: ادبيات عصر مشروطه وارد عرصه جامعه شده است، ادبياتي علمگراست كه مي‌خواهد بر جامعه خود اثر بگذارد همان‌گونه كه از تحولات سياسي و اجتماعي جامعه ايران اثر پذيرفته است.
در اين دوره شاعران و نويسندگاني نظير: نسيم شمال، صور اسرافيل، دهخدا، سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي، عارف قزويني، ايرج ميرزا، شيخ‌الرئيس قاجار و ... در بيداركردن مردم نقش اساسي داشته‌اند و آثار ارزنده‌اي بجا گذاشته‌اند.

وي با اشاره به زنده بودن و اثرگذار بودن شعر و نثر و هنر عصر مشروطه اعلام كرد: عصر مشروطه عصر انتقاد و اعتراض بود. آثار ادبي اين دوره به شاعران، رجال سياسي و صاحب‌نظران اجتماعي اعتراض مي‌كنند يا آنها را مي‌ستايند. نگاه به جامعه عوض شده است، اين نگاه خواه ناخواه در عرصه ادب هم تحول ايجاد مي‌كند.

اين شاهنامه‌پژوه شعر فارسي را در اين دوره شعر مردمي ناميد و افزود: در اين دوره قالب‌هاي كهن درنورديده مي‌شوند و شاعران مختلف از سنت‌هاي سرايندگي گذشته فاصله مي‌گيرند و طرح و بنايي تازه درمي‌اندازد. موضوعات و درونمايه اشعار سرايندگان اين دوره تازه و پوياست اما در مواردي ارزش ادبي كار آنان زياد نيست به عبارتي از نظر اعتبار ادبي و معيارهاي گذشته سطح نازل‌تري دارد اما درونمايه مردمي و اثرگذار دارد. اين اولين‌بار بود كه مخاطبان شعر و ادب فارسي ملت بود.

وي تصنيف‌هاي عصر مشروطه را بيدارگر و اجتماعي دانست و اضافه كرد: تصنيف‌هاي پيش از مشروطه غنايي و فردگرا بودند در حالي كه تصنيف عصر بيداري برون‌گرا و اجتماعي بودند. موسيقي و هنر اين عصر هم انقلابي، زنده و مردمي بود.
دكتر نسايي در پايان به قالب‌هاي شعر عصر بيداري اشاره كرد و اظهار داشت: در اين دوره قالب‌هاي قديمي شعر فارسي مفهومي تازه يافتند. مسمط‌ها، غزل‌ها و مثنوي‌ها با پيام جديدي سروده شدند. از آنجا كه بازار مدح سلاطين و فرمانروايان تعطيل شده بود، قصيده اهميت خود را از دست داد و شاعران به دنبال كشف قالبي تازه براي بيان مفاهيم جديدي بودند كه رفته‌رفته در جامعه ايراني‌ جاي پايي باز كرده بودند.

 پروردگار در شاهنامه، يگانه و مقتدر دادگر است
 
 

   
.

گروه فرهنگ و ادب: خدايي كه فردوسي در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه، مقتدر و دادگر است كه هر خردمندي با انديشه به آن دست مي‌يابد.

دكتر منصور رستگار فسايي در گفتگو با خبرنگار شبستان، با بيان اين نكته كه براي معرفي فردوسي ابتدا بايد مخاطبان ايراني را با شاهنامه آشنا كرد، گفت: اگر ايراني‌ها شاهنامه را بشناسد و در دبيرستانها و دانشگاه‌ها شاهنامه به عنوان يك متن اصيل ايراني كه با منش‌هاي اسلامي و ايراني و انساني و روشنگريهايي كه نسبت به گذشته تاريخ دارد مورد توجه قرار گيرد و گروه دانا و خردمند جامعه براحتي بتوانند شاهنامه را بشناسند، بي‌ترديد مي‌توانيم اين اثر متعالي را به جهانيان معرفي كنيم.

وي با اطمينان از اين نكته كه شاهنامه از ديدگاه محتوا، قالب و داستان‌سرايي و هنرهاي لفظي و معنوي و اساطير ملي و در يك كلمه فرهنگ ايراني حرف‌هاي بسياري براي مردم جهان دارد، افزود: با همه قابليت‌هاي شاهنامه و محتواي غني آن انتظار نمي‌رود كه معرفي و پژوهش شاهنامه توسط يك نفر انجام پذيرد و يا خارجي‌ها آن را انجام دهند بلكه قدرت فرهنگي جامعه بايد به حدي منسجم و برنامه‌ريزي شده باشد كه بتوانيم شاهنامه را به زبانهاي مختلف جهان ترجمه و به همراه مقالات و كتاب‌هاي بسيار آن را به جهانيان معرفي كنيم.

دكتر رستگار فسايي با معرفي شاهنامه به عنوان يكي از ماندگارترين اثرهاي فرهنگي ايران و جهان، ادامه داد: شاهنامه فردوسي بر پايه‌هاي هويت ايراني استوار است و يكتاپرستي را به عنوان زبان هويت ايراني همواره مورد توجه قرار مي‌دهد و در جاي جاي شاهنامه، با محور قرار دادن عظمت خداوند به ستايش هستي و آفرينش خود مي‌پردازد.

اين شاهنامه‌پژوه خاطرنشان كرد: خدايي كه فردوسي‌ مي‌شناسد و در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه است كه هر خردمندي آن را مي‌يابد بنابراين دومين پايه هويت ايراني از ديدگاه فردوسي خرد، و سومين نشانه آن دادگري است خدايي دادگر و خردمند و يگانه كه هستي را با اقتدار كامل آفريده است.

استاد دانشگاه شيراز تصريح كرد: نام‌جويي و كسب شهرت و سرافرازي و نام‌آوري و شادي نيز از عناصر تشكيل‌دهنده هويت ايراني در شاهنامه است كه نشان از رضايت از هستي و دادگري و خردمندي و يگانه‌پرستي است.

نويسنده قصه‌هاي شاهنامه در پايان گفت: زبان فردوسي حدود هزار سال است كه به زبان مردم ايران تبديل شده است و شايد فردوسي به زبان توسيان و خراسانيان سخن مي‌گفته، اما اين زبان به حدي روشن و خورشيدي است كه به پديده‌اي براي وحدت زباني ملت ايران تبديل شد. و زبان شاخص مردم ايران گرديد و هنوز نمي‌دانيم كه آيا ما به زبان فردوسي حرف مي‌زنيم يا فردوسي است كه با زبان ما سخن مي‌گويد.

روز ملي شعر متعلق به تمام شاعران است
 
 

   
.

گروه ادب:‌ دكتر منصور رستگار فسايي گفت: روز ملي شعر و ادب نبايد به نام هيچ شاعري ناميده شود زيرا اين روز، روز جشن فرهنگي ايران است.

استاد دانشگاه شيراز در گفت و گو با خبرنگار شبستان، به اهميت روز ملي شعر و ادب در ايران اشاره كرد و گفت: شعر و ادب فارسي نمايانگر تمدن و فرهنگ ديرينه ايراني است و اختصاص دادن يك روز به اين مسئله، احترام گذاشتن به فرهنگ ناب ايراني و اسلامي است.

وي تصريح كرد: در روز بزرگداشت يك شاعر، مناسب است كه روز تولد آنرا را در نظر بگيريم نه روز مرگ او را و چون كشور ما، سرزمين ادب خيز است، بايد به بزرگداشت ادبا و شاعران اهميت بيشتري بدهيم و در اين ميان روز ملي شعر و ادب جايگاه ويژه‌اي دارد كه نبايد متعلق به يك شاعر و نويسنده باشد بلكه در اين روز بايد تمام شاعران، نويسندگان خطيبان و واعظان مورد توجه قرار بگيرند.

نويسنده كتاب ''پيكر گرداني در اساطير'' ضمن ابراز خشنودي از برداشتن نام شهريار از روز ملي شعر و ادب، تصريح كرد: در بازنگري اين روز بايد دقت شود، زيرا روز ملي شعر و ادب، روز جشن فرهنگي ايران و احترام به تمام ميراث ا دبي و عرفاني است و بر عهده ما است كه در اين روز به پاس قدرداني از تلاش تمام اديبان، حتي شاعري كه يك بيت شعر سروده باشد، اداي احترام كنيم.
دكتر رستگار فسايي در پايان گفت: اختصاص دادن 365 روز سال به بزرگداشت شاعران و نويسندگان ايراني كارشگرفي نيست زيرا فرهنگ و ادب ايران، سنت افتخار آميز هر ايراني است.
پايان پيام/

مبعث پیامبر(ص) راهگشای یک اندیشه تازه در ادبیات است
 
 

   
.

گروه ادب: دکتر منصور رستگاری فسایی گفت: ادبیات فارسی، مفتخر به این است که زیباترین تصاویر و روشن ترین اندیشه های اسلامی را در خود منعکس کرده است.

استاد دانشگاه شیراز در گفتگو با خبرنگار شبستان، اظهار داشت: ادبیات کلاسیک ایران، به عنوان یک فرهنگ همواره بیانگر علایق میل و اندیشه های عرفانی شاعران بوه است به همین دلیل از آغاز ادبیات فارسی، اشعار حماسی، غنایی و تعلیمی ما، با اندیشه های اسلامی مدارانه همراه می شود.
وی افزود: رسول اکرم(ص) یکی از ستون های استوار زندگی فرهنگی و مذهبی مردم است و در هر متن فارسی چه شعر چه نثر، شاعران و نویسندگان ایرانی، شخصیت این بزرگوار را تجلی بخشیده اند و بعد از حمد و ثنای خدا، به مدح و منقبت رسول الله پرداخته اند.
دکتر رستگار فسایی ادامه داد: سعدی در مقدمه گلستان و بوستان خود، از پیامبر اکرم(ص) سخن می گوید و فردوسی در اثر حماسی خود، شاهنامه، رسول خدا را کشتی بان هدایت و رهبر زورق نجات انسان ها معرفی کند و این بزرگوار، در دید غنایی و عاشقانه سعدی، یک معشوقه ابدی و محبوب جلوه می کند که ماه نیز از جمال او در شگفتی مانده است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در دیدگاه شاعران ایرانی، رسول الله مرکز نوعی جهان بینی تازه و مبشر عدالت و انسانیت است که همواره نمادی از محبت انسانیت و نواندیشی است که جلوه های مطلوب الهی در وجود نازنینش متبلور شده است.
وی در پایان بعثت پیامبر(ص) را میلاد یک نور تازه در ادبیات عنوان کرد و گفت: بعثت رسول اکرم(ص) راهگشای یک اندیشه تازه و یک تفکر توام با عدالت و انسانیت در ادبیات است و صلح دوستی و دوستداری ارزشهای اسلامی را قائم به ذات این بزرگوار می کند.
پایان پیام/

 
 

 
 
نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم