دکتر منصور رستگار فسائی

تفال با ديوان لسان الغيب : حافظ

منصور رستگار فسایی:شعر حافظ سرشار از مضمون های باستانی اساطیری و تاریخی ایران است
حافظ با پناه بردن به دنیای حماسی فردوسی افق تازه ای را بر روی شعر خودش باز می کند

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :9974

1385/7/19
13:57


خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس

حافظ با پناه بردن به دنیای حماسی فردوسی افق تازه ای را بر روی شعر خودش باز می کنداستاد دانشگاه شیراز گفت:در میان انواع ادبی متداول در زبان فارسی نوع غنایی و نوع حماسی بسیار معروف است.

دکتر منصور رستگار فسایی استاد دانشگاه شیراز در گفت و گو با خبرنگار ادبی ایسنا منطقه فارس،اضافه کرد: نوع حماسی شعر در حقیقت بیان کننده آرزوهای جمعی، تفکرات جمعی و روحیات عمومی مردم است که در خودآگاه یا ناخودآگاه ضمیر آنها وجود دارد،در حالی که شعر غنایی بیشتر از من شعر یا هنرمند نشأت می گیرد.

وی ادامه داد: به همین دلیل در شعر حماسی داستان بر سر ما است و در شعر غنایی داستن بر سر من است.

استاد دانشگاه شیرازیاد آور شد: شعر فردوسی یک شعر حماسی است ، به همین دلیل در آن سخن از مردم ایران در گذشته و حال و زندگی عمومی مردم است. او شکست و غم همه مردم را بیان می کند و چون سخن از شادی و پیروزی در شاهنامه به میان می آید پیروزی و شادی متعلق به همه مردم است و ما خودمان را جزو یکی از قهرمان ها و جذیی از صحنه می شناسیم.

دکتر رستگار فسایی متذکر شد،در شعر غنایی، غم فردی است تجربه فردی شاعر ممکن است تجربه فردی دیگر آن نباشد ولی شاعران غنایی مثل حافظ، سعدی، مولوی به حدی از غم خودشان زیبا صحبت می کنند و از شادی های فردی و مسائل خصوصی خودشان و قهرمانانشان زیبا صحبت می کنند که بسیاری از مردم سخن آنها را سخن دل خودشان می شناسند و به همین دلیل است که شاعران غنایی سرا ، در دل و حس خودشان را در آن شاعر پیدا می کنند و نیز به همین دلیل است که در احساس انعکاس هنری شاعرانی مثل حافظ با آنکه اندیشه اشان غنایی است، قادرند همه رنج ها و دردهای عمومی و انسانی را تثبیت کنند.

این استاد دانشگاه معتقد است:حافظ، گاهی به خاطر علاقه ای که به فردوسی دارد، گاهی از قفس شعر غنایی پرواز می کند و وارد قلمرو شعر حماسی می شود و این تأثیرپذیری حافظ از حماسه ها سبب می شود که حافظ گاهی در اوج حالت صوفیانه حماسه سرایی می کند.

چرخ بر هم زنم ارغیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

به نظر می رسد در اینجا رستم است که حرف می زند

یا

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

دکتر رستگار فسایی با اشاره به اشعار بالا گفت: در اینجا می بینیم حافظ دقیقاً یک داستان رزمی و حماسی را به حوزه بزم می کشد یا بزم را وارد حوزه رزم می کند و این نیست جز تأثیری عمیقی که فردوسی روی حافظ گذاشته است، در واقع شعر حافظ سرشار از مضمون های باستانی اساطیری و تاریخی ایران است.

شوکت کوه پشنگ و تیغ عالمگیر او

در همه شه نامه ها شد داستان انجمن

وی با تاکید از تاثیر پذیری حافظ از فردوسی گفت:حافظ در بسیاری از داستان هایش به شخصیت های حماسی وملی، باستانی ایران، اشاره می کند، مخصوصاً در ساقی نامه ای که می خواهد به کیخسرو و جم پیام بفرستد، از سرنوشت کاووس یاد می کند و همه گذشته باستانی را مایه عبرت قرار می دهد.

دکتر رستگار فسایی افزود: حافظ گاهی یک داستان بلند شاهنامه را در یک بیت خلاصه می کند مثلاً

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود

شرحی از مظلمه خون سیاووش باد

بنا بر این در برخی اوقات از شخصیت های اساطیری ایران یک مفهوم عبرت آمیزی می سازد که دلش می خواهد قهرمان های حماسی و به او یاری کنند و دستگیری رسانند.

سوختم در چاه سبز از بهر آن شمع پلنگ

شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

به همین ترتیب از گذشته ایران، از دهقانان موبدان، از پیرمغان، چهره هایی آشنا می سازد که گویی یک عارف اسلامی هستند.

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر

که ای نور چشم من به جز از کشته ندروی

یا

تا مگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

استاد دانشگاه شیراز در پایان اضهار داشت:به این ترتیب حافظ با آنکه در عصر شکست و یأس و نا امیدی است و شعر او شعری غنایی و درونگرا است با پناه بردن به دنیای حماسی فردوسی افق تازه ای را بر روی شعر خودش باز می کند و با آن جامعه را به امید و حرکت فرا می خواند.


نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم