دکتر منصور رستگار فسائی

گزارش سه هفته سفر به مسکو (۳)

- دوره­ي بازآموزي زبان  فارسی

دوره­ي بازآموزي و نشست تخصصي آموزش زبان فارسي در فدراسيون روسيه و كشورهاي هم­جوار از روز سه­شنبه اول فوريه 2005 در شهر مسكو و در دانشگاه دوستي ملل كه سابقاً به دانشگاه پاتريس لومومبا معروف بود، برگزار گرديد. اين دانشگاه كه 45 سال از تاسيس آن مي­گذرد از 5 سال پيش داراي كرسي زبان فارسي شده­است و آقاي ورتينيكوف رييس اين مركز است. در جلسهي افتتاحيه كه آقاي پروفسور كريبايوف رييس دانشگاه و خانم جوي­ايدل­مان زبان­شناس معروف حضور داشتند. آقايان ايماني­پور رايزن فرهنگي، آقاي ايوانف استاد دانشگاه مسكو، آقاي ورتينيكوف رييس دانشكده و آقاي منصور رستگار فسايي استاد اعزامي از ايران سخن­راني كردند. در اين دوره­ي بازآموزي كه با همكاري دانشگاه مسكو و پنج دانشگاه ديگر اين شهر برگزار مي­شد استادان و دانشجوياني از تاتارستان، داغستان، سيبري، اورال و ليتوني شركت جسته­بودند و در جلسات آن كه تا روز 18 فوريه 2005 صبح و عصر ادامه داشت، روزانه 8 ساعت از ساعت 5/9 تا 5/5 بعداز ظهر تدريس براي دانشجويان و استادان و40 دقيقه براي صرف ناهار و استراحت در نظر گرفته شده­بود و دانشجويان و استادان بسيار منظم و مرتب و علاقمندانه در كلاس­ها حضور مي­يافتند

كلاس‌ها برحسب توانايي شركت­كنندگان در كلاس­ها تنظيم شده­بود. و دروس بسيار متنوع و نمودار غناي فرهنگي و اميدواري به آينده­ي زبان فارسي در روسيه بود. اين دوره را كه 17 استاد معروف از دانشگاه­هاي روسي و يك نفر استاد ايراني در آن تدريس مي­كردند، پروفسور ايوانف استاد و مدير بخش فيلولوژي ايران و انيستيتوي كشورهاي آسيا و افريقا در دانشگاه مسكو و رييس بخش فرهنگي ايران و روسيه دقيقاً اداره مي‌كرد و خانم پروفسور ريسنر استاد دانشگاه مسكو يكي از مدرسان اين دوره بود و او كه در حوزه‌ي ادبيات فارسي كار مي­كند، و در اداره‌ي اين كلاس­ها بسيار فعال بود و در جلسات متعدد، درباره­ي ادبيات فارسي تا حمله­ي مغول و رونق شعر و شاعري در دربار حاكمان  و سلاطين ايران در قرن 11 و 12 شكل­گيري ادبيات عرفاني در اسلام، شيوه و سيستم تصاوير مراحل اوليه­ شكوفايي قصيده­پردازي ايراني و مراحل اوليه­ي شكوفايي غزل­سرايي فارسي تدريس مي­كرد و دكتر چاليسووا غزليات حافظ را در چند جلسه بررسي ­كرد و دكتر پريگارينا درباره­ي نقش سنت در ادبيات فارسي سخن گفت.

درباره­ي دروس زبان فارسي بايد گفت كه در اين دوره علاوه بر پروفسور روبينچيك استاد معروف دانشگاه مسكو و سرپرست نويسندگان فرهنگ روسي به فارسي و پروفسور ايوانف كه درباره­ي تئوري زبان فارسي گفتگو مي­كردند، دكتر وينوگرادووا و دكتر سوياتوپولك و دكتر چتورتنسكي، اوستاد تاريخ زبان فارسي دكتر مالچانووا زبان فارسي ميانه و دكتر كولاگينا تاريخ ايران و پروفسور مامدووا اقتصاد و سياست ايران را درس مي­دادند پرفسور ايدل­مان در عين كهولت و بيماري علاقمندانه از زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ باستاني ايران سخن مي­گفت و پروفسور ورتينيكوف، دكتر ماركينا پروفسور كامنايووا، پروفسور ايوانف، پروفسور عثمانووا، محاوره­ي فارسي را تدريس مي­كردند و دكتر منصور رستگار استاد دانشگاه شيراز، درباره­ي زبان و ادبيات فارسي معاصر، شعر نو، نويسندگان امروز ايران، فردوسي، حافظ و دستور زبان فارسي را درس مي­داد.

شركت­كنندگان در اين دوره به سه گروه ابتدايي متوسطه و اساتيد تقسيم شده­بودند: در گروه ابتدايي دانشجويان دوره­ي ليسانس، در دوره­ي متوسط، دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري و در دوره­ي عالي استادان دانشگاه­هاي مختلف حضور مي­يافتند. تعداد دانشجويان شركت­كننده در اين كلاس­ها 60 نفر و استادان 8 نفر بودند و دانشجويان فرصت داشتند تا فيلم­هاي ايراني ببيند و شب­ها در كنسرت­ها و برنامه­هاي مهماني كه از طرف رايزني فرهنگي ايران در مسكو ترتيب داده شده­بود شركت كنند، خوابگاه، خوراك و وسايط حمل و نقل و پذيرايي در فاصله­ي كلاس­ها با نظم و ترتيب و علاقه­مندي خاصي اداره مي­شد و كتاب­هاي درسي با تخفيفي در حدود 75% درصد در اخيتيار دانشجويان قرار مي­گرفت و جزئيات برنامه دقيقاً تنظيم شده و هر كلاس به­موقع و با علاقمندي مشنرك استادان و دانشجويان، به­طور جدّي و كاملاً مرتب برگزار مي­شد. در اين كلاس­ها دانشجوياني كه بعضاً از هزار كيلومتر راه يعني از سيبري و كوه­هاي اورال و سواحل درياي خزر در داغستان و تاتارستان به مسكو آمده بودند مشتاقانه در انتظار شنيدن سخن­هاي نو درباره­ي تحولات ادبي و فرهنگي ايران به­ويژه نثر و شعر معاصر وكلاسيك ايران بودند دانشجويان عموماً زبان فارسي را در حدّ قابل قبول بلد بودند و اين امر نشان مي­داد كه استادان آنان كاري بسيار شايسته و درخور ستايش را به­انجام رسانيده­بودند. نكته­ي بسيار مهم ديگر آن بود كه اين دانشجويان اكثراً ميان 16 تا 24 سال سن داشتند و با علاقمندي تمام و با ميل وانتخاب خود و بدون هيچ چشم­داشتي به فراگيري زبان و ادبيات فارسي پرداخته بودند و انگيزه و علاقه‌ي آنان بيشتر جنبه‌ي فرهنگي داشت و به همين جهت پيشرفت خوبي داشتند و به­دنبال فهميدن بيشتر و درك ظرايف و دقايق زبان و ادبيات فارسي بودند. سن اين گروه و علاقمندي آن­ها به زبان وادبيات فارسي نويدبخش آينده­اي روشن براي آموزش زبان فارسي در نسل نو روسيه و كشورهاي همجوار بود.

استادان شركت­كننده در اين كلاس­ها نيز بسيار به­كار خود وارد و علاقمند بودند و اگرچه بعضي از آن­ها در رشته­ي زبان و ادبيات فارسي درس نخوانده بودند، اما جمعاً زبان فارسي را خوب مي­شناختند و تحولات تاريخي و اجتماعي ادبي و زباني مارا دنبال مي­كردند و به­ويژه تشنه­ي بيشتر دانستن زبان و ادبيات معاصر ايران بودند و با آنكه از ادبيات كلاسيك ما بي­خبر نبودند، نياز داشتند كه با متن­هاي فارسي كلاسيك و آثار فردوسي حافظ سعدي مولوي بيشتر آشنا شوند و داستان و شعر امروز را بهتر بشناسند و مشكل بزرگ آن­ها دسترسي نداشتن به منابع مشكل­گشا در اين زمينه‌ها بود.

رايزني فرهنگي ايران در مسكو دقيقاً بر همه­ي جزئيات برنامه­ها نظارت و با آن همكاري داشت و موفقانه توانسته بود سه كار مهم را به انجام برساند:

1- با استادان و دانشجويان زبان فارسي، ايران­شناسي و شرق­شناسي و روابط بين­المللي روسيه و كشورهاي همجوار رابطه‌ي بسيار خوب و صميمانه دوستي و همكاري مشترك برقرار سازد كه نتيجه­ي آن حضور 17 تن از استادان روسي براي تدريس و بازآموزي تازه­هاي مربوط به زبان فارسي و ايران­شناسي و تاريخ و ادب ايران بود. از اثرات اين توفيق حضور افتخاري استادان بزرگ ايران­شناسي و زبان فارسي روسيه نظير پروفسور 81 ساله­ي داغستاني، نوري عثماناوف محقق، فردوسي­شناس و مترجم قرآن مجيد و مثنوي مولوي بود كه از داغستان به مسكو آمده بود يا خانم ايدل‌مان كه با كهولت و ضعف فراوان در مراسم افتتاحيه و برخي از كلاس‌ها شركت كرده‌بود يا پروفسور ايوانف كه سرپرستي اين دوره را بر عهده داشت و خود دقيقاٌ در همه‌ي برنامه‌ها حضوري چشم‌گير و بسيار مؤثر داشت و آقاي ورتينيكوف استاد شرق‌شناسي و زبان‌ فارسي دانشگاه دوستي ملل كه فعالانه اين دوره را در دانشكده‌ي خود برگزار مي‌كرد و روزانه بيش‌از صد تن از استادان و دانشجويان شركت‌كننده در اين دوره، در كلاس‌هاي دانشگاه دوستي ملل و حتي اطاق كار خود پروفسور ورتينيكوف به كار تدريس و بحث و تبادل نظر مي‌پرداختند.

2- دومين توفيق رايزني فرهنگي ايران در روسيه جلب استادان و دانشجويان به اين سمينار از دورترين نقاط روسيه و كشورهاي همجوار براي بازآموزي بود كه از نووسيبرسك در سيبري، از داغستان و سواحل درياي خزر، از تاتارستان و دانشگاه غازان و از ليتوني و ساراتف به خرج خود به مسكو آمده‌بودند و رايزني علاوه بر آنكه وسايل پذيرايي و اسكان آنها را فراهم كرده بود برنامه‌اي بسيار مرتب تهيه كرده بود كه اين گروه بتوانند در فاصله‌ي تعطيلات دو سيمتراز نقاط دور در مسكو به گرد هم آيند و در زمستان بسيار سرد و بعضاً 16 تا 20 درجه زير صفر مسكو به فارسي‌آموزي بپردازند. نكته‌ي مهم در مورد اين دانشجويان و استادان، آن بود كه اين گروه سرشار از عشق به ايران و فرهنگ و ادب فارسي بودند و در كلاس‌هاي مرتب صبح و عصر كه حداقل 8 ساعت كار مداوم داشت با حوصله و عشق شركت مي‌كردند و برعكس بعضي از ما كه در ايران چنين دوره‌هايي را جدي نمي‌گيريم، اينان بسيار منظم و مرتب در كلاس‌ها و سمينارها حضور مي‌يافتند و گاهي از ساعت 9صبح تا 8بعداز ظهر همگي بي‌وقفه به‌كار مشغول بودند و تا پس‌از كلاس‌ها هم در برنامه‌هاي جانبي نظير برنامه‌هاي موسيقي و فيلم ايراني يا جلسات سخن‌راني‌هاي عمومي شركت مي‌جستند. نكته‌ي مهم و آموزشي ديگر آن بود كه اينان به وجوه فرهنگي زبان فارسي و زمينه‌هاي تحقيقاتي آن توجه داشتند مثلاً از تاتارستان و دانشگاه غازان فقط 6 دانشجوي زبان فارسي وجود داشت، اما همين عده‌ي معدود، خوب فارسي حرف مي‌زدند و شعر فارسي نو و كهن را از حفظ داشتند و دانشجويي براي شما 30 بيت اول مثنوي را درست، از حفظ مي‌خواند و استادان با آنان خوب كار كرده‌بودند  دختري كه از سيبري آمده‌بود حتي نكته‌ها و ضرب‌المثل‌هاي فارسي را به بركت يك‌بار سفر به ايران مي‌دانست و استادي از لتوني چنان از نفوذ لغت فارسي در زبان كشور خود با افتخار سخن مي‌گفت كه انسان از شنيدن آن احساس افتخار مي‌كرد كه ايراني و فارسي زبان است و استاد فارسي دانشگاه شهر استاراخان، هم با ذوقي بسيار از علاقه‌ي مردم اين شهر به زبان فارسي سخن مي‌گفت و مي‌خواست تا استاد فارسي اعزام شده از ايران را براي ده روز به اين شهر ببرد تا علاقه و عشق به زبان فارسي را در آن‌جا ببيند و به دانشجويان آن‌جا درس فارسي بدهد. دانشجويان شهر كوچك مجح‌قلعه در داغستان شعرهاي كهن و معاصر فارسي را چنان زيبا مي خواندند كه شنيدني بود و ما در مراسم اختتاميه‌ي اين كلاس‌ها از بعضي از آنان دعوت كرديم كه شعر بخوانند كه بسيار مورد توجه حاضران قرار گرفت اينان شعر رودكي و خيام و فردوسي و حافظ و مولوي و سعدي و سپهري و فروغ و اخوان و نيما و اوجي و قيصر امين‌پور را از حفظ مي‌دانند و مي‌خوانند. جالب آنكه بسياري از دانشجويان دانشگاه دوستي ملل زير نظر استاد خود پروفسور ورنينكوف به شعر فارسي و حفظ آن علاقه‌اي خاص نشان مي‌دادند و به همت اين استاد كه خود خط نستعليق و شكسته را خوش مي‌نويسد نوشتن و خواندن خط نستعليق و مخصوصاٌ شكسته را خوب فراگرفته‌اند.

سومين كار مهم رايزني فرهنگي ايران در مسكو آن بود كه كوشيده بود، ضعف‌هاي مربوط به نحوه‌ي آموزش كتاب‌هاي درسي را بشناسد و براي اين منظور علاوه بر مساعدت مادي  و معنوي در انتشار و ويرايش و چاپ كتاب‌هاي درسي روسي به فارسي يا برعكس سعي داشت تا كتابي مبنا براي آموزش زبان فارسي به روسي فراهم آورد كه در تأليف آن استادان روسي و ايراني و متخصصان آن همكاري داشته باشند، كتاب اول آموزش فارسي به روسي از پروفسور ايوانف، مخصوص مبتديان درحال تجديدنظر و تجديد چاپ است و كتاب دوم او اخيراٌ انتشار يافته‌است و كتاب خوبي است و آقاي پروفسور ورتنيكوف قرار است كتاب سوم وچهارم فارسي را بنويسد و ضمن استفاده از  همكاران دانشگاهي خود در روسيه، سفري در اردي‌بهشت به ايران داشته باشد و با همكاري اعضاء بخش زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز، به تدوين و گردآوري مطالب آن كتاب بپردازد و مخصوصاٌ خواهد كوشيد تا (CD)هاي آموزشي و نوارهاي گفتاري را براي متن خود آماده كند. نكته‌ي مهم در همين زمينه، تشكيل سمينار يك‌روزه براي بررسي و نقد كتاب‌هاي آموزشي فارسي به روسي بود كه يك روز تمام با شركت بيش‌از 24 سخن‌ران از ساعت 10صبح تا 8بعداز ظهر در دانشكده‌ي شرق‌شناسي مسكو و با شركت بيش‌از 100نفر از استادان و دانشجويان تشكيل شد و تاريخ تدوين كتاب‌هاي درسي، امتيازات و معايب كتاب‌ها، كتاب‌هاي مطلوب، كتاب‌هاي موفق و ناموفق مورد بحث قرار گرفت و بسياري از ظرايف و دقايق امر آموزش زبان فارسي، فرهنگ‌هاي فارسي به روسي و روسي به فارسي، ادبيات و آموزش زبان، مسايل زبان‌شناسي زبان، مشكلات و تنگناهاي كتب درسي و كمك درسي و كمك آموزشي، در نقاط مختلف روسيه و كشورهاي همجوار مورد بررسي و نقد و تحليل دقيق قرار گرفت.

در اين سمينار يك‌روزه كه خود نمونه‌اي بسيار سازنده از برنامه‌ريزي‌هاي موفق رايزني فرهنگ ايران در مسكو در جلب همكاري دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشي  و فرهنگي مسكو و شخصيت‌هاي مهم فرهنگي اين شهر بود، ابتدا آقاي ميخائيل ما‌ير رييس انستيتوي خاورشناسي دانشگاه مسكو سخن‌راني كرد و ضمن اشاره به تاريخ ديرين مطالعات ايراني در دانشكده‌‌ي شرق‌شناسي مسكو، دانشكده‌ها‌ي زبان وادبيات فارسي در منطقه‌ي آسياي ميانه را بسيار مهم ارزيابي كرد و گسترش سمينارهاي بين‌المللي را در مورد زبان فارسي، بهترين راه گسترش مودت در منطقه‌ي قفقاز و گرجستان و آسياي ميانه دانست . او اظهار اميدواري كرد كه اين سمينار، هم در مورد زبان و ادبيات فارسي و هم درمورد ايران اطلاعات مفيد را در اختيار حاضران قرار دهد و آقاي مهدي ايماني‌پور رايزن فرهنگي ايران در مسكو درباره‌ي مشكلات كاركتاب‌هاي درسي و افق تدوين يك كتاب مبنا، و زمينه‌هاي همكاري مشترك، سخن گفت و آن‌گاه آقاي نوري عثمان استاد 81 ساله‌ي ايران‌شناس كه ايرانيان او را به عنوان يكي از ادباي سرشناس روسي مي‌شناسند، به سخن‌راني پرداخت. عثمانوف از داغستان به مسكو آمده‌ و راهي دراز را پيموده بود، او پيش‌از انقلاب فرهنگ بسامدي شعر عنصري را نوشت و درتهيه‌ي شاهنامه‌هاي چاپ مسكو، يكي از مصححان و ويراستاران  بود و با نوشين و برتلس (كبير) همكاري مي‌كرد. او پس‌از انقلاب به ترجمه‌ي قران مجيد به روسي پرداخت و اينك سرگرم ترجمه‌ي مثنوي مولانا به روسي است و بسيار علاقمند است كه به ايران بيايد و درباره‌ي نسخه‌ي نهايي شاهنامه سخن‌راني كند. او تا 75 سالگي در دانشگاه مسكو و دانشگاه‌هاي ديگر روسيه تدريس مي‌كرد و اينك خود را بازنشسته كرده و در داغستان زندگي مي‌كند اما خانه و زندگي و فرزندش  در مسكو است او در اين جلسه درباره‌ي سير كتاب‌هاي درسي فارسي در روسيه و فرهنگ‌هاي فارسي به روسي سخن گفت و اين جناب نيز درباره‌ي كتاب‌هاي درسي، هدف‌ها‌، روش‌ها، ابزار و نتايج آموزش زبان فارسي به‌طور مفصل صحبت كرد و آقاي پروفسور الكساندر ورنينكوف استاد بخش فارسي دانشگاه دوستي ملل، ارسلان پيكوف از دانشگاه زبان‌شناسي، پروفسور روبنجيك استاد كهن‌سال دانشكده‌ي شرق‌شناسي مسكو كه سال پيش به ياد هشتادمين سال تولد وي، در اينجا يادنامه‌ي بسيار جالبي، براي او تهيه كرده‌اند و هنوز بسيار فعال و شاداب در دانشكده كار مي‌كند، درباره‌ي كتب آموزشي زبان فارسي و مسايل و مشكلات آن‌ها سخن‌راني كردند.

آقاي پروفسور جهانگير درّي كه در ماه دسامبر 2004 در كنگره‌ي ايران‌شناسي در تهران شركت كرده‌بودند و اينك از دانشگاه نظامي مسكو به سمينار آمده‌بودند و آقاي الكساندر زيوليشوك از دانشگاه زبان‌شناسي درباره‌ي كتاب‌هاي درسي آموزشي فارسي به روسي، و شيوه‌ها و ضرورت‌هاي تدوين يك كتاب علمي تازه سخن گفتند و آقاي دكتر حبيب نجف‌اوف كه سال‌ها در ايران در دايره‌ي بازرگاني سفارت شوروي كار مي كرده‌است و چندسالي است كه بازنشسته شده‌است، درباره‌ي كتاب‌هاي خود در آموزش زبان فارسي،  كتاب محاوره‌اي كه براي فارسي‌زبانان نوشته ‌شده‌است سخن گفت. ناگفته نماند كه او چند كتاب ديگر، چون نگارش و ويرايش و نقطه‌گذاري و طنز در فارسي و نامه‌هاي اداري و بازرگاني فارسي به روسي، تأليف كرده‌است و از كساني است كه علي‌رغم آن‌كه در دانشگاهي درس نمي‌دهد به‌كار آموزش زبان فارسي عشق مي‌ورزند. من و او ساعت‌ها درباره‌ي كتاب‌هاي آموزشي و تجربه‌هاي او در اين زمينه صحبت كرديم. عشق و علاقه به ايران و زبان فارسي در اين مرد بزرگوار، ديدني و شگفت‌انگيز است و مهمان‌نوازي و صميميت او كم از هموطنان شفيق و رفيق نيست.

خانم بيروتايگرا از دانشگاه لتوني آمده‌بود راهي بسيار دور، او در تمام كلاس‌ها شركت مي‌كرد و عاشق زبان و ادبيات فارسي است. او درباره‌ي تأثير زبان و ادبيات فارسي در زبان اسلاوي لتوني كه بسيار دور از حوزه‌ي جغرافيايي آسيايي ماست، با حرارت و شور تمام سخن مي‌گفت كه خواهر و برادر و مادر و زمين وآسمان و... چگونه با كلمات مشابه لتوني خود نزديكند. آقاي لعل‌الدين منگل، از نووسيبرسك آمده بود، راهي دور ولي بسيار دلش به ايران و زبان فارسي نزديك بود.

خانم عالي بيكوا هم از داغستان آمده بود و درباره‌ي موفقيت زبان فارسي در داغستان و ضرورت تأليف كتاب و مواد درسي و حضور استادان ايراني سخن گفت.

آقاي ويتالي بليزنيوك استاد دانشگاه ساراتوف از توجه مردم اين شهر و دانشگاه آن به آموزش زبان فارسي و تعداد بسيار علاقمندان فارسي در اين ديار سخن گفت و آقاي محمدزاده هم كه از دانشگاه، محج‌قلعه داغستان آمده‌بود، مي‌خواست كنگره‌اي براي قمري دربندي برگزار كند و به دنبال محققان و منابع و استاداني مي‌گشت كه درباره‌ي اين شاعر كار كرده‌باشند.

آقاي دكتر راميل الشمحمدوف جوان بسيار مؤدب و فعال كه از دانشگاه غازان در تاتارستان به اينجا آمده‌بود، چندبار به ايران سفر كرده‌بود و بهترين سخن‌راني را درباره‌ي شيوه‌هاي نو در آموزش زبان فارسي ارائه داد، او كه در تمام بيست روز اقامت من در مسكو راهنمايي مهربان و همراه دلسوز من بود، به‌راستي نماينده‌ي اصالت شرقي و رفتار نجيبانه و مهربانانه و اخلاقي مردم آن سرزمين‌ است كه اگرچه ما آن‌ها را نمي‌شناسيم اما اينان در حقيقت خواب كهني را به ياد ما مي‌آورند كه بدانيم چه صادق و با صفا بودند مردم روزگار گذشته كه سراپا صداقت و پاكي و صميميت بودند.

سيروس برزو ايراني مقيم روسيه كه چند كتاب درباره‌ي راهنماي ديدار از مسكو و آشنايي با فرهنگ روسيه تأليف كرده است اينك با جديت واميد فراوان در شهر استاراخان اجاق زبان فارسي را روشن نگه داشته‌است و مي‌خواهد همه‌ي مردم اين شهر را با فارسي و ادب و مشاهير ايراني آشنا سازد. او چنان با علاقه و صميميت مردم اين شهر و علاقمندي آنان به زبان فارسي سخن مي‌گفت كه انسان از صميم قلب مي‌خواست به ياري او بشتابد و دست وي را بگيزد و او را در كار مهمي كه بر عهده گرفته است، ياري برساند.

اين همايش كه پايان آن براي ساعت 5 بعداز ظهر پيش‌بيني شده‌بود در ساعت 8 بعداز ظهر _يعني سه ساعت بيشتراز برنامه_ پايان يافت و مطالب ارائه شده در آن به‌حدي براي استادان و دانشجويان شركت‌كننده جالب بود كه با حوصله و علاقمندي تا پايان آخرين سخن‌راني در آنجا ماندند و قطع‌نامه‌ي سمينار راهم تصويب كردند، در قطع‌نامه‌ي سمينار بر ضرورت تدوين كتب معيار و پايه‌ي آموزش زبان فارسي براي همه‌ي سطوح و با همكاري استادان ايراني، به‌روز بودن واژگان و گرامر و مطالب اين كتاب‌ها، استفاده از نظم و نثر معاصر ايران در آن‌ها و ضرورت دسترسي به كتاب‌هاي كمك درسي و نوارها به‌صورت بسته‌هاي (Package)هاي آموزشي، ايجاد مركز آموزش‌هاي مجازي و راه دور با همكاري دانشگاه‌هاي ايران و تهيه‌ي كتاب‌هاي ساده به زبان فارسي براي استفاده در سطوح مختلف و دسترسي به مضامين كتب مشكل فارسي، درخواست شده‌بود.

آنچه در ارزيابي اين دوره بسيار مهم بود درك اين نكته‌ي مهم  بود كه زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ ايراني در روسيه ظرفيت‌هاي بسياري براي توسعه دارد زيرا اولاٌ‌روسيه از ديرباز همسايه‌ي شمالي كشور ما بوده‌است و بسياري از مردم كشورهاي تشكيل‌دهنده‌ي اتحاد جماهير شوروي سابق و فدراسيون روسيه‌ي امروز، به فارسي سخن مي‌گويند و مي‌گفته‌اند و سنت ايران‌دوستي و ايران‌شناسي در آن سرزمين‌ها بسيار ريشه‌دار و قوي است و بسياري از دانشمندان بزرگ ايران‌شناس چون پطروسفكي، برتلس، ايوانف، رستم‌ علي‌اف و خود عثمان اف ... در زبان‌هاي باستاني ايراني و فارسي امروز يا متون تاريخي و ادبي فارسي نظير شاهنامه كار كرده‌اند از اين سرزمين‌ها بوده‌اند و همين افراد مربّيان نسل جديد فارسي‌دانان و فارسي‌پژوهان كنوني روسي هستند. ثانياٌ امروزه هنوز در بسياري از جمهوري‌هاي فدراسيون روسيه و همسايگان آن، علاقه به تمدن و فرهنگ ايران و زبان فارسي در توده‌هاي مردم و طبقات و گروه‌هاي مختلف بسيار زياد است و برگزاري همين سمينار نشان داد كه چگونه بسياري علاقمندان زبان فارسي از سرزمين‌هاي دور مثل ليتوني و استوني و كشورهاي ماوراء قفقاز به هزينه‌ي خود براي فراگيري و بازآموزي زبان فارسي با علاقمندي به مسكو مي‌آيند تا در دوره‌هاي بازآموزي زبان فارسي شركت كنند و اين فرصتي است كه ما بايد آن را دريابيم. ثالثاٌ در روسيه زبان وفرهنگ ايراني داراي پايگاه‌هاي معتبريست چون دانشگاه مسكو، دانشگاه دوستي ملل، دانشگاه زبان‌شناسي، دانشگاه نظامي، دانشگاه سن‌پيترزبورگ كه به كاري مداوم و وقفه‌ناپذير در تحقيقات ايراني و زبان فارسي سرگرمند و در مسكو و برخي دانشگاه‌ها چون دانشگاه داغستان و تاتارستان و باظرفيت‌هاي علمي و پژوهشي بسيار كرسي‌هاي زبان وادبيات فارسي و استادان و دانشجويان كاملاٌ فعالند و استادان و دانشجويان علاقمندي دارند كه درخور توجه كامل است. وقتي فقط در سمينار تدوين كتب درسي فارسي 18 استاد سخن‌راني مي‌كنند كه فقط يك نفر از آن‌ها ايراني است و بقيه‌ي استادان روسي هستند دامنه‌ي اين ظرفيت ها را مي‌توان فهميد و من هنگامي كه علاقمندي و ذوق فراوان استادان و دانشجوياني را كه به‌خوبي زبان فارسي را حرف مي‌زدند، به فارسي مي‌خواندند و مي‌نوشتند و شعر فارسي را از حفظ زمزمه مي‌كردند به‌ياد مي‌آورم، به ارزش زحمات و ميزان علاقه‌ي استادان در اين مراكز نسبت به جلب دانشجويان به زبان و فرهنگ ايراني كوشيده‌اند و آنان را خيلي خوب پرورده‌اند، آفرين بگويم كه مثلاً دانشگاه مسكو كه در سال 1755 تأسيس شده‌است بيش‌از 40 دانشجوي دوره‌ي ليسانس و 7 هزار تن دانشجوي فوق‌ليسانس و دكتري دارد و بيش‌از 5 هزار متخصص در آن كار مي‌كنند و بيش‌از 4 هزار استاد و 5‌ هزار محقق در دانشكده‌‌ها و مؤسسات آموزشي تدريس مي‌كنند و اين دانشگاه بيش‌از 15 هزار كارمند و 6‌ هزار اطاق و سالن درسي و آزمايشگاهي دارد و اميدوارم كه قدر زحمات آنان را بشناسيم. ما بايد بدانيم تحقيق درباره‌ي ايران و زبان فارسي بدون اتكاء به خارج سنت ديرين اين دانشگاه و ديگر دانشگاه‌هاي روسيه است. اما ما براي تشويق اين گروه از سفيران فرهنگي خود در دانشگاه‌هاي روسيه انجام نداده‌ايم و هنوز نان نفوذ ديرين زبان وادبيات فارسي را مي‌خوريم،‌اما اگر امروز در اين‌جا سرمايه‌گذاري بيشتري كنيم، با اين همه سفيران فرهنگي بي‌جيره و مواجب و در چنين محيط آماده و آراسته‌اي ده‌ها برابر گذشته و ديگر نواحي و مناطق تجربه شده، سود فرهنگي و اجتماعي خواهيم برد و دروازه‌هاي اروپا را بر روي زبان فارسي خواهيم گشود، ما بايد تماس خود را با اين مراكز دانشگاهي زبان و ادبيات فارسي و ايران‌شناسي توسعه دهيم، با آنان تبادل استاد و دانشجو كنيم، دانشجويان و استادان آن‌ها را براي سمينارها و كنگره‌ها به ايران دعوت كنيم، براي سرمايه‌گذاري بر روي جوانان اين دانشگاه‌ها كه معمولاٌ ميان 16 تا 24 سال سن دارند و نيرويي ماندگار و علاقمند هستند بايد در درازمدت انجام دهيم و براي اينان دوره‌هاي آموزشي و بازآموزي بگذاريم، شب‌ شعر و فيلم و موسيقي و نمايشگاه برگزار كنيم و از اين‌جا كتاب، مجله، روزنامه، سي‌دي، فيلم و نوارهاي آموزشي برايشان بفرستيم و با آن‌ها تماس و ارتباط دائمي داشته باشيم و مطمئن باشيم كه اين سرمايه‌گذاري‌ها كه جمعاٌ در سال به اندازه‌ي مخارج سالانه‌ي يك سفارت‌خانه‌ي 5 نفري نخواهد بود،‌بهترين نتيجه‌ها را براي آينده‌ي روابط فرهنگي، اجتماعي ما با همسايه‌ي شمالي خواهد داشت. نكته‌ي مهمي كه بايد خاطرنشان كرد آن است كه هنوز جمهوري‌هاي آسياي ميانه چون آذربايجان، ارمنستان، ازبكستان، تركمنستان و... هم  روابط فرهنگي استوار و نزديك  و وسيعي با فدراسيون روسيه دارند كه علاقه‌مندي همه به زبان فارسي و فرهنگ ايراني و حضور افرادي از آنان در مراكز علمي روسيه در صدر اين علايق قرار دارد. به‌عنوان نمونه اقاي دكتر رحب‌اف، كه تاكنون چندين كتاب در آموزش زبان وادبيات فارسي و محاوره‌ي فارسي و نامه‌نگاري فارسي نگاشته‌است از اهالي آذربايجان است كه در مسكو زندگي مي‌كند و تبعه‌ي روسيه است كه صميمانه ايران و ايراني را دوست مي‌دارد.

من پيشنهاد مي‌كنم كه ما هفته‌نامه‌اي به نام «همراه» براي ارتباط و پي‌گيري مداوم آموزشي براي دانشجويان زبان فارسي در روسيه و كشورهايي كه در دانشگاه خود كرسي زبان فارسي دارند منتشر كنيم و در آن ضمن اعلام اخبار مربوط به آموزش زبان فارسي و فعاليت‌هاي دانشجويان و استادان، صفحاتي را هم به شعر و داستان و آخرين اخبار فرهنگستان‌ها و اخبار كتاب، اختصاص دهيم و آن را مرتباٌ براي فرد فرد استادان ودانشجويان و به نام و آدرس آن‌ها بفرستيم و همان روزنامه‌ را هر هفته روي سايت شوراي گسترش زبان فارسي قرار دهيم تا صداي دلسوزان زبان فارسي همه‌جا به‌گوش برسد و هميشه بدانند كه كسي در ايران همراه آنان است.

به‌علاوه ما بايد دانشكده‌ي بين‌المللي گسترش زبان فارسي را با كاركرد مجازي و واقعي ايجاد كنيم تا هم فعاليت‌هاي پژوهشي، آموزشي زبان فارسي، رسماٌ در اين دانشكده جهت‌دهي و متمركز گردد و هم از هدر رفتن نيروها و خرج‌هاي موازي بي‌هدف جلوگيري شود. ما بايد با برگزاري سمينارهاي بين‌المللي، بهترين راه‌هاي آموزش زبان فارسي به خارجيان و ايرانيان نسل دوم و سوم مقيم خارج‌از ايران را هم جستجو كنيم تا بفهميم كه سهم ايران امروز در ترويج زبان فارسي در جهان چيست و تا كجا انجام كارها در سهم ماست و از كجا سهم ديگران است. اين كنگره نظر به آنكه از استادان غيرايراني و ايراني و متخصصان آموزش زبان فارسي تشكيل مي‌شود مي‌تواند سياست درازمدت و لااقل 20ساله‌ي آموزش زبان فارسي را شكل دهد و سرانجام اتحاديه‌ي بين‌المللي علمي فارسي‌خوانان و فارسي‌دانان جهان را به‌وجود بياورد كه هماهنگي‌هاي همه جانبه و عملي و علمي آموزشي زبان فارسي را بر عهده خواهد گرفت.        

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم