دکتر منصور رستگار فسائی

گزارش سه هفته سفر به مسکو (٪ )


 

5- ديدار از گورستان هنرمندان و بزرگان مسكو

پنجشنبه    17 بهمن         1383

در مسكو بازديد از گورستان مشاهير كه در آن سياست­مداران ، هنرمندان، ادبا، شاعران، دانشمندان، مخترعان، مكتشفان، قهرمانان نظامي و غير نظامي شوروي و روسيه در آن مدفونند، بسيار ديدني است. اين گورستان بزرگ در حقيقت تاريخ زنده و مجسم و پرفراز و نشيب قرن اخير روسيه و شوروي را نشان مي­دهد و نماينده­ي احترام و حق­شناسي ملت روس به بزرگان جامعه در هر جامه و لباسي مي­باشد. در اين­جا سرشناسان بزرگ كشور به خاك سپرده شده­اند. از سويي خود اين گورستان نشان­دهنده­ي كمال هنر است، گورها در نظمي معين درخيابان­هاي موازي قرار گرفته­اند و براي هر گور فضايي متناسب با احترام و ارزش شخصي كه در آن­جا مدفون است در نظر گرفته شدهاست اما گورها چه بزرگ باشند و چه كوچك طراحي­هاي هر قبر نشاني از ابتكار و نوانديشي هنرمندانه و تناسبي جدّي و معني­دار با شخصيت كسي دارد كه در آن­جا مدفون است.  قبر و مجسمه‌ي سازنده­ي اولين موشك ضد تانك به­حدي معني‌دار ساخته شده‌است كه كار و خدمت­هاي اين دانشمند را به‌خوبي نشان مي‌دهد و در مجسمه‌ي كنار وي چنان  گلوله­هاي ساخته شده‌ي وي در آهن فرورفته‌اند كه همگان ارزش كار اين مخترع را خوب مي‌فهمند. آرامگاه نيكيتا خروشچف رهبر حزب كمونيست شوروي نيز ديدني است بر قبر او ديواره­اي سفيد و سياه بنا شده­است كه در ميان آن مجسمه­ي سر خروشچف قرار گرفته­است و آن­چنان روشني و تيرگي زندگي اين رهبر شوروي را كه از ياران نزديك استالين بود، هنرمندانه و به­خوبي به‌تصوير مي‌كشد كه حدي براي آن متصور نيست و اين سنگ و طرح و تصوير و ساختار آن از ده­ها كتاب رساتر و زبان­دارتر است چون خروشچف پس‌از استالين قدرت را در 1955 به­دست گرفت با آن­كه خود در بسياري از تندروي­هاي استالين شريك بود، در برابر ناباوري بسياري از مردم، در پلنيوم حزب كمونيست به انتقاد شديد از استالين پرداخت وپرده از جنايات وي برداشت ولي در زمان وي اصلاحات اثر معكوس گذاشت و باعث بالا رفتن نارضايتي‌ها و خشم پنهان مردم شوروي شد . روزي كه خروشچف، استالين را ديكتاتوري خشن خواند ودر حيني كه داشت باحرارت عليه استالين سخنراني مي­كرد يك نفر از ميان جمعيت فرياد زد، موقع اين جنايات جنابعالي كجا بوديد (اشاره به شراكت خروشچف در عمل­كردهاي استالين). خروشچف كلامش را قطع كرد و نگاهي به جمعيت انداخت  و با خشونت پرسيد، چه كسي اين حرف را زد؟ گوينده كه هوا را پس ديد، از ترس چيزي نگفت و خروشچف دوباره پرسش خود را تكرار كرد اما در آن سالن كه پراز ترس بود، كسي به وي پاسخ نداد و خروشچف با استفاده از جو وحشتي كه بر سالن حكم­ران بود ادامه داد آقاي عزيز من هم آن­روز در همين جايي بودم كه الان شما در آن قرار داريد!!

باز در اين گورستان كه صدها تن از بزرگان ديگر به خواب جاويد فرورفته­اند از طرح گور گروميكو وزير امور خارجه­ي معروف شوروي بسيار جالب است. در آن­جا سر گروميكو چون كتابي گشوده است وبخشي از آن پر و برخي از آن تهي است كه حكايت از جنبه­هاي مثبت و منفي زندگي اين سياست­مدار از ديدگاه هنرمند مجسمه­سازي است كه طرح گور او را ابداع كرده­است.

در گورستان مسكو قبر و يادمان يكي از گويندگان يزرگ زمان جنگ دوم جهاني به­نام لوي­تن را مي­بينيم كه در آن ميكروفن او و آنتن راديو مسكو در آن روزگار نشان داده شده­است و نيمرخ وي نيز در حال گويندگثي به زيبايي بر سنگ ايستاده­ي بالاي گور وي نقش بسته­است. او كسي است كه گفته­اند هيتلر از سربازانش خواسته­بود كه فقط از مسكو كشته يا زنده دو تن را براي او بياورند: استالين و لوي­تن را زيرا او به­حدي مهيج و تآثير­گذار برنامه­هاي ضد نازي روسي را اجرا مي­كرد كه هر روسي را به مقاومت در برابر نازي­ها، برمي­انگيخت.

در اين گورستان نيكولين دلقك بزرگ روسي خفته است. در پايين پاي وي و مجسمه­ي او،مجسمه‌ي سگ وفادار او نيز قرار گرفته است چون نيكولين كه آفريننده­ي لحظات شاد و پر سرور مردم روسيه بود درگذشت چندروزي به طول نينجاميد كه سگ وفادار او نيز بعد­از چند روز ناله و بي­قراري درگذشت و به احترام اين وفاداري هميشگي مجسمه­ي وي را نيز در پايين پاي نيكولين قرار دادند تا براي هميشه وفاداري اين حيوان را به مردم نشان دهند.

در اين گورستان هيچ هنرمندي به دليل مذهبي، اخلاقي و حتي به دلايل سياسي عهد استالين از خفتن در اين آرامگاه محروم نشده­است و مبارزان سياسي، خلبانان، جنگ­آوران، همسران بزرگان سياسي چون گورباچف در اين­جا با احترام و با هنرمندي بسيار و با مجسمه­هاي ظريف و سنگ­هاي سياه و سفيد و يشمي خاطره­ي تاريخي يك ملت را محفوظ و مضبوط مي­دارند.  قبر لاهوتي شاعر معروف ايراني و تاجيك در اوايل گورستان قرار دارد و نامش به روسي بر سنگي استاده و به فارسي بر گور اوي درج شده­است.

آنچه درباره­ي صدها مجسمه­اي كه در اين‌جاست گفتني است، آن است كه هيچ قاب عكسي در اين­جا ديده نمي‌شود عكس­ها با صورتي روشن يا بر سنگ نقش بسته­اند و چاپ­گردان شده­اند و يا قاب­هاي فشرده­ي بسيار زيبا بر سنگ­هاي ايستاده برقبرها چسبيده­اند و بعضي قبرها با مجسمه­ي تمام قد ايستاده، نشسته و نيم­تنه و سر بزرگان ساخته شده‌اند. بر بسياري از اين گورها بازماندگان مردگان يا مردم عادي و بازديدكننده، هر روز گل­ها و سبزه­هاي فراوان مي­نهند و دانشجويان و بچه مدرسهايها نه براي عزاداري و سوگواري كه براي شناختن مردان و زنان بزرگ كشورشان به آن­جا مي­آيند و مسلماً همه در اين بازديدها در دل خود مي­انديشند كه اگر خوب بكوشند و به جايگاهي شايسته و بزرگ برسند، فرداي مرگ در اين مكان جاي خواهند يافت و جامعه هرگز آنان را از ياد نخواهد برد و اين درسي بزرگ و بسيار آموزنده براي جوانان است كه از آمدن به اين كلاس شگفتانگيز عبرت مي­گيرند و من وقتي كه اين گورستان را ترك مي­كردم به خويشتن مي­گفتم كه، بايد چه كنيم تا بزرگان، دانشمندان، دلاوران و اهل هنر را به‌نحوي شايسته تكريم و بدانان احترام نثار كنيم.

آرامگاه حافظ و سعدي و فردوسي و ابن­سينا و مشاهير و امامزاده­هاي ما به جاي خود بسيار محترمند اما راستي اگر فرزندان ما از ما بپرسند كه ما در كجا مي­توانيم نشاني از بزرگان علم و ادب خود در سده‌ي اخير پيدا كنيم، چه جايي را در همين تهران بزرگ نشان مي‌دهيم. براستي اين داستان تاسف­آفرين در مهم‌ترين شهرها و روستاهاي ما صدق مي­كند كه بزرگان علم و ادب و هنر و فرهنگ ما نه در حيات و نه در ممات خود احترام شايسته­اي را كه درخور آن­هاست، نمي­يابند و از احترامي شايسته كه در ديگر نقاط جهان به اهل علم و ادب و هنر و فرهنگ و ساحشوران و دلاوران و قهرمانان مبذول مي­گردد، محروم مي­مانند.

آيا به‌راستي وقت آن نرسيده­است كه با معيارهايي ارزشي و علمي و با سعه­ي صدر و احترام به همه­ي مردگان، ما هم گورستان‌هايي خاص براي بزرگان خود در پهنه‌ي اين سرزمين  ايجاد كنيم تا فرزندان ايران نيز به­ دور از هر مصلحت­بيني تفرقه­انگيزي وحدت ملي خود را با احترام به بزرگان علمي و ادبي وفرهنگي خويش بيابند؟ در كنار ديوارهاي كرملين در مسكو هنوز جسد موميايي­ شده­ي لنين با احترام فراوان و با آداب بسيار دلپذيري روزانه مورد بازديد هزاران نفر قرار مي­گيرد و روس‌ها خود با تأسف از اين نكته ياد مي‌كنند كه چرا پس­از فروپاشي شوروي، جسد موميايي استالين را كه در كنار لنين بود از آن­جا برداشتند و به خاك سپردند.

 

6- ديدار از بام مسكو

در فاصله­اي نه چندان دور از گورستان مشاهير مسكو بر پلي در ميانه­ي استاديوم المپيك مسكو و دانشگاه مسكو بلندترين محل در مسكو قرار دارد كه از آن­جا هم مسكو را به راحتي و زيبايي مي­توان ديد. مسكو برف گرفته و سپيدپوش در دشتي بزرگ و بي­پايان قرار دارد كه هيچ كوه و بلندي در اطراف آن نيست و تا چسم كار مي­كند شهر است و ساختمان و دود كارخانه­ها كه چون اژدهايي عظيم و سفيد پر مي­كشند و به اوج آسمان مي­روند.

ماشين­هاي ليموزين بسيار بلند و رولزرويس­هاي زيبا عروسان و دامادها را كه تازه از كليسا بازگشته­اند به اينجا مي­آورند و آنان در كنار اين رودخانه و پل اولين عكس­هاي ازدواج خود را مي­گيرند، شادي مي­كنند و اطرافيان آنان گل نثارشان مي­كنند و فشفشه­ها را به آسمان مي­فرستند و به دايو اسكي المپيك مسكو كه تا آسمان­ها سر كشيده است چشم مي­دوزند و آينده­ي خوشي را براي خود آرزو مي­كنند.

در بازگشت از همين راه، از شهر سينمايي عظيم مسكو مي­گذريم كه ماس فيلم mas film  نام دارد و اكثر فيلم­هاي روسي در استاديوم­هاي اين شهر ساخته مي­شود و داراي مجهزترين وپيشرفته­ترين امكانات سينمايي و هنري است.

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم