دکتر منصور رستگار فسائی

گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) بخش دوم

ما همیشه استادان بزرگ را با جوان هایی مقایسه می کنیم  که نوخاسته هستند و در شرایط جامعه امروزی سربلند می کنند. من با امید بسیار به این نسل نگاه می کنم، و یقین دارم که اگر این نسل  خوب پرورده شود می تواند خیلی بهتر از گذشتگان  باشد. امروز ما استادان  جوانی داریم که چند زبان  راخوب می دانند در حالی که گذشتگان اغلب  همه هنرشان این بود که مثلاً زبان عربی را  می دانند امروزه ما استادان  جوانی داریم که عربی را به اضافه ی یک یا  چند زبان دیگر ،  خوب می دانند. امروز جوان های ما با وصل شدن به شبکه ارتباطی جهانی اینترنت می توانند از بهترین اطلاعات روز علمی و ادبی دنیا برخوردار شوند ،امروز جوانان ما کتابخانه های ملی بزرگ و دانشگاه های بزرگی در اختیار دارند و به همین دلیل زمینه رشد آنها  بیشتر فراهم است.

در سالهایی که استادانی چون دکتر شفیعی کدکنی یا دکتر اشرف صادقی و دکتر حق شناس و نوع این بزرگان ،  تحصیل می کردند، دانشگاه ها، تعداد زیادی دانشجو نداشتند ولی حالا دانشجوها زیاد هستندو چون زیاد هستند، پیدا کردن آدم های ممتاز برای ما دشوار است ، امیدوارم  جوانان جامعه ما ،با پویایی و تکیه ای که بر هزاران سال آثار فرهنگ و تمدن خود  دارند  بتوانند خوب بدرخشند و از استادان گذشته خود خیلی بهتر باشند.

س : شما از سال 49 در دانشگاه شیراز تدریس داشتید، دوست داریم از زبان شما از دانشگاه شیراز بدانیم.

ج : سوال خوبی کردید . من چند وقت پیش در مراسمی که فارغ التحصیلان دانشگاه شیراز بر پا کرده بودند ،سخنرانی داشتم  ، دیشب به مناسبتی آن را مرور می کردم ، خیلی غمگین شدم، زیرا در آن روز دکتر قربان زنده بود و اینک در گذشته است ، من به یاد مساعی او در ایجاد دانشگاه شیراز افتاده بودم  ما نباید  فکر  کنیم که نهادهای فرهنگی،  یک شبه یا یک روزه به وجود می آیند.

پارسال در دانشگاه مسکو بودم. دانشگاه مسکو 250 ساله شده بود و جشن دویست و پنجاهمین سالش را گرفته بود ند.  برای نشان دادن وسعت و عظمت این دانشگاه می گفتند  اگر کودکی در یکی از اتاق های دانشگاه مسکو به دنیا بیاید و هر روز در یکی از اتاق های آنجا زندگی کند وقتی از آخرین اتاق دانشگاه بیرون می آید ، 16 ساله است. این عظمت یک شبه ایجاد نمی شود بسیاری از افراد فکر می کنند ، خون دل می خورند  و یک دانشگاه را به نام و آبرو می رسانند وبه همین دلیل در آنجا به اتاق هر رییس دانشگاه ، دانشکده و بخشی که می روید می بینید عکس روسای گذشته را در بالای سر خود گذاشته اند تا نشان بدهند که حق زحمات گذشتکان را می دانند در حالی که ما با آن همه سنتهای حسنه یی  که در حق شناسی داریم و تاکید  قران مبین بر این که حق خادمان را بشناسیم ، معمولا اولین کاری که می کنیم ، بد نام کردن یا بیعرضه و ناتوان  نشان دادن  کسی است که به جای او آمده ایم و همیشه این سخن سعدی بزرگوار را از یاد می بریم که

                  نام نیک رفتگان ضایع مکن           تا بماند نام نیکت پایدار


    در کشور ما ،دانشگاه تهران که به سعی شادروان  علی اصغر خان حکمت شیرازی بوجود آمد، اینک  70 ساله است و دانشگاه شیراز   52 یا 51 سال دارد .

 وقتی  ما در سال 37  به دانشگاه شیراز  آمدیم این دانشگاه خیلی جوان بود ، دکتر قربان که یک پزشک بود رئیس دانشکده ی پزشکی و رئیس  دانشگاه بودودانشکده پزشکی شیراز بهترین دانشکده ی پزشکی ایران و منطقه بود ، تازه چتد سالی بود که مرحوم حاج محمد نمازی بیمارستان نمازی را با آن همه وسعت و امکانات ساخته بود و در اختیار دانشگاه  قرار داده بود و بهترین استادان ایرانی و خارجی در آن به کار پرداخته بودند ، در سال 1337 دانشکده ی ادبیات که در ساختمانی اجاره یی در خیابان منوچهری قرار داشت  دو ساله بود  و دکتر سلیم نیساری  اولین رئیس آن  . ولی بلا فاصله پس از وی  رئیس آن دکتر صورتگر شده بود  که استاد ادبیات دانشکده ادبیات تهران بود ، قربان با توجه به اعتبار نام  و دانش او ، وی را به این سمت بر گزیده بود، صورتگر به قول امروزیها رئیس پروازی بود   و در غیاب وی همه ی کارها را مرحوم دکتر محمد شفیعی ، معاون   وی انجام می داد ، تنها دانشکده ی دیگر شیراز دانشکده ی کشاورزی بود که رئیس آن دکتر پیروز بخت و سپس مهندس لشکری بود.

 من همیشه به دانشگاه شیراز عشق ورزیده ام  زیراکه دانشگاه شیراز، هم دانشگاهی است که در آن درس خوانده ام وهم  35 سال در آن درس داده ام من وقتی دوران تحصیل خودم را از سال 37 تا 40 به یاد می آورم    وآدم هایی را  که در آن کار می کردند و آن را می ساختند  به خاطر می آورم می بینم براستی آدمهای خدمتگزار و شریف و آینده نگری بوده اند  و   واقعاً دانشگاه شیراز به عنوان  یک دانشگاه راهگشا برای فرهنگ ایران حاصل زحمات آن عزیزان بوده است که باید همیشه از آنان با عزت و احترام یاد شود ، اگرچه با آنها در عقیده و روش و سلیقه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی  موافق نباشیم.  دانشگاه شیراز  بیش از 50 سال است که مرکز انتقال علم و دانش معاصر از نسل معاصر به نسل  آینده بوده است و این دانشگاه از بدو تأسیس بر اساس خوبی بنیاد شده است و خوشبختانه هنوز هم سطح و اعتبار آن از بسیاری از دانشگاههای ما برتر و بهتر است زیرا از آغاز مرحوم  دکتر ذبیح الله  قربان چه در رشته پزشکی و چه در رشته های دیگر کوشید با جذب آدم های برجسته این دانشگاه را بنیاد بگذارد.  دانشکده  هایی که در زمانی که ما تحصیل می کردیم در دانشگاه شیراز ایجاد  شده بود،  همه از بهترین استادان بر خوردار بودند، دانشکده پزشکی ، اولین دانشکده ای بود که در ایران ترجمه را نمی پذیرفت. دانشگاه شیراز از اولین روزهای تأسیسش پذیرفت که باید یک زبان بین المللی را برای رشته پزشکی انتخاب بکند و متن هایی به زبان دست اول داشته باشد و دانشجویان  خود مستقیماً با کتاب های دست اول برخورد کنند، به همین دلیل دکتر قربان در کار خود اساسی را گذاشت که عامل تفاوت و برتری دانشگاه شیراز شد.

در دانشکده ادبیات، دکتر قربان با وجود اینکه ادیب نبود ولی می دانست چه کسی را بیاورد تا کار ادبیات را به دست او بسپارد بنابراین دکتر صورتگر را مسئول ایجاد دانشکده ادبیات در شیراز کرد.

دکتر صورتگر بارزترین و شناخته ترین چهره ادبی دوره ای بود که قربان می خواست دانشکده ادبیات را در شیراز تأسیس کند.استاد زبان های خارجی دانشگاه تهران بود، شاعر، نویسنده، طنزنویس بود و شیرین زبانی های معروفش هنوز هم در جامعه ما معروف است. به همین دلیل قربان این استاد شیرازی را آورد وکار تاسیس  دانشکده ادبیات را به او سپرد.

دکتر صورتگر،هم  بهترین استادانی را که در شیرازیا در تهران بودند و به کار در شیراز علاقمند بودند به کار دعوت کردو مسئولیت  دانشکده ادیبات را به عهده آنها گذاشت. صورتگر از آدم هایی مثل دکتر مژده به عنوان بهترین شیرازی که از دانشگاه تهران در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی فارغ التحصیل شده بود و از نسل دوم استادان مشهور ما نیز بود و همچنین از دکتر نورانی وصال که از با ذوق ترین استادان ادبیات  و از خانواده یی

 اصیل وصال بود،   دکتر شجیعی و دکتر خاوری در دانشکده ادبیات به کار دعوت کرد.

مرحوم خلیل رجایی  را  با وجودی که ایشان مدرک علمی نداشت اما مجتهد و عارفی به تمام معنا بود به استادی دانشکده ادبیات منصوب کرد.

کسانی در دوره ما در این دانشکده درس می دادند افرادی بودند مانند  علی اصغر خان حکمت، او کسی بود که دانشگاه را به ایران آورده و دانشگاه تهران را تأسیس کرده بود و صورتگر از او دعوت می کرد که به شیراز بیایدو تدریس کند فرق حکمت با استادان پروازی امروزی این بود که او می آمد روزانه 8 یا 10 ساعت به ما  درس می داد اما حقوق نمی گرفت و پولی را که باید می گرفت به عنوان جایزه برای دانشجویان نمره اول و نمره دوم و نمره سوم می گذاشت. خود من از جایزه ای که مرحوم حکمت می داد و آن سال ها حدود 1000 یا 2000 تومان بود استفاده کردم و مدال نقره حکمت را هم در ادبیات گرفتم. او پول  حق التدریس خود  را به عنوان جایزه، همراه مدال به دانشجویان نمره اول تا سوم در دانشکده ادبیات می داد کسانی چون دکتر محمد مقدم ، دکتر رضازاده ی شفق ، دکتر سپهبدی هم از تهران به شیراز می آمدند و به ما درس می دادند.
 
یکی از کارهای بسیا ر خوبی که صورتگر  کرد این بود که دانشکده ادبیات را در کنار آرامگاه حافظ ساخت.شاید اگر صورتگر هیچ کاردیگری نکرده بود جز اینکه دانشکده ادبیات را در کنار حافظیه درست کند، بهترین کار ممکن  را کرده وبهترین درس فرهنگی و معنایی  را به جامعه داده  بود.

صورتگر می خواست دانشکده ادبیات بین حافظ و سعدی باشد. آن زمان دور همه دانشکده ادبیات، بیابان و مزرعه بود، از این طرف تا دروازه قرآن جز یکی دو ساختمان مثل پمپ بنزین و هتل سعدی چیز دیگری نبود و تا سعدی همه اش مزرعه بود. ولی صورتگردر سال 1338 که این دانشکده را افتتاح کرد، در حقیقت  نشان می داد که که  شیراز رو به توسعه و پیشرفت دارد.

او در کلاس ها به ما می گفت دلم می خواست دیواری بین دانشکده ادبیات و حافظیه وجود نداشته باشد. اینها ، بینش دکتر صورتگر برای ایجاد یک دانشکده ادبیات بود.

او اولین کسی بود که رشته شبانه را در دانشکده ادبیات تأسیس کرده و سعی کرد که معلمین در شیراز رشد کنند به همین دلیل تمام معلمینی که استعدادی برای ادامه تحصیل داشتند به دانشکده ادبیات آمدند و در دانشکده ی ادبیات  مرحوم صورتگر درس خواندند ، بعضی لیسانس و بعضی فوق لیسانس و دکتر شدند.دکتر افراسیابی که از اساتید برجسته دانشگاه شیراز می باشد از همان معلمینی هستند که آمدند دانشکده ادبیات نزد صورتگر بعد تهران رفتند فوق لیسانس گرفتند، بعد دکتری و بعد استاد دانشگاه شدند. مرحوم دکتر اسکندری و بسیاری دیگر از افراد .

 دانشکده سومی که در دانشگاه شیراز ایجاد شد، ، دانشکده کشاورزی بود که روسای آن  دکتر پیروز بخت ومهندس لشکری، هم شیرازی بودندو باز  شیرازیها به وسیله دکتر قربان مأمور شدند  که  کاربنیاد و توسعه ی این دانشکده  را انجام دهند . خوشبختانه آقای  مهندس لشکری  هنوز زنده است و در کارهای کشاورزی یکی از راهگشاهان اقتصاد کشاورزی فارس  محسوب می شود.
 رئیس دانشکده ی  علوم هم که تازه تاسیس شده  بود  یک شیرازی به نام دکتر فرزانه  بود ،  و 2رشته ی شیمی و فیزیک با استادان برجسته در این دانشکده ایجاد شد.
دانشگاه شیراز در همان دوره درهمه رشته ها موفق بود  و کسانی مثل دکتر محرری که الان در فرهنگستان است، دکتر اصغر رستگار استاد معروف آمریکا در بیماری های کلیوی، در آن درس می خواندند وبعد به استادی این دانشگاه رسیدند و در کنار استادانی چون  دکتر لطفعلی حقیقی، دکتر فرهمندفر، دکتر میر، دکتر سیفی و یگانه دوست و  دکتر ابوالقاسم قوامی، دکتر علوی، دکتر خوش بین و ... نام های سرشناس بین المللی دیگری قرار گرفتند که در دانشگاه شیراز درس می دادند،

از سا  ل 1341 به بعد هم که نام شیراز را از روی دانشگاه بر داشتند و آن را "پهلوی "کردند ، دانشگاه تازه تحولات علمی فراوانی پیدا کردو مخصوصا توانست با ارتباطات بین المللی با بهترین دانشگاههای جهان، به استانداردهای علمی – پژوهشی جهان امروز  نزدیک شود به طوری که فارغ التحصیلان این دانشگاه بویژه در رشته های پزشکی و مهندسی و علوم برای ادامه تحصیل ، به هر دانشگاه معتبر جهان می رفتند بسادگی پذیرفته می شدند و هیچ کس با مدرک تحصیلی ایشان مشکلی نداشت. خوشبختانه باوقوع انقلاب اسلامی ایران هم  اساس و سیستم علمی این دانشگاه ،تا حد ممکن ،حفظ شدو  به رشد خود ادامه داد و استادان خردمند و مسئولین دانا و دور اندیش،   سعی کردند همان سیستم راباآرمانهای جامعه تطبیق وادامه دهند.
 س : نقش دکتر قربان را خیلی تأثیرگذار داشتید، دیگران چه؟

ج : به اعتقاد من دکتر قربان بیشترین سهم را در ایجاد و بنیانگذاری دانشکده ی پزشکی و دانشگاه شیراز داشت و توانست با همت و کوشش بسیار از یک آموزشگاه کوچک بهداری ، یک دانشکده ی پزشکی ممتاز و سپس یک دانشگاه بزرگ بسازد اما  نباید سهم کسانی را چون دکتر صورتگر، دکتر سلیم نیساری، دکتر محمد شفیعی، دکتر مشفق، دکتر فرزانه، مهندس لشکری، دکتر حکیمی، دکتر ابوالقاسم قوامی، دکتر فربود ،دکترجاوید ،دکترایدون  ، دکتر افشار، دکتر کامبیز قربان ، دکتر مهر ، دکتر ماهیار نوابی ،دکتر ثبوتی ، دکترمعصومی ، دکتر مهریار وهمه ی  کسانی که بعد از اینان ها آمدند و توانستند خلاقیتی ایجاد کنند ،فراموش کرد.


نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ آذر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم