دکتر منصور رستگار فسائی

زبان وادبیات فارسی در روسیه ی امروز

به نام خداوند جان و خرد

            

           زبان و ادببات فارسی  و آنچه من  بدان باور دارم

زبان وادببات فارسی ببش از هزار سال است  که در ابران و کشورهابی که با آن تاربخ و فرهنگ مشترک دارند ، رواج دارد  و عامل وحدت دل و جان گوبندگان و دانندگان آن است ،  ببش از هزار سال است که ابن زبان و ادب ، در سفر و حذر ،یار غار همگان شمرده می شود، با کاروانهای حله ی  تنبده از دل وجان ، از سیستان تا اقصای روم وهند و چبن و آسیای صغیرو بالکان ، سفر کرده است و در دل دانایان و ارباب عشق و زببا یی  ، ماندگار شده است  و  مهمان هرکس و هر جا که شده است، دست از دامنش بر  نداشته اند و برسر و چشم و صدر مصطبه و مسجد و محرابش نشانده اند ، به دبیرانش ، وزارت و ریاست و شاهی داده اند و به شاعرانش زر و سیم و غلامان زرین کمر و کنیزان دل ربا بخشیده اند  و به آنان امکان داده اند تا بتوانند از نقره دبگدان و از زر اسباب خوان بسازند،

 سخنورانش با جادوی کلام، دلهای چون سنگ را موم ساخته اندو اگرچه گاهی جان باخته اند و زبان خود را بر سر سخن از دست داده اند ، امادر دفتر زمان جاودان مانده اند ، اگرچه  گاهی به سیاه چالهای" سو" و" دهک " گرفتار آمده اند و در قلعه ی" استخر"  اسیر شده اند، اما نامشان  بر در و دیوار ها  و اوراق روزگار نقش بسته است،شبهای دراز و تیره و تار مردم ، به یاری   ابن شهرزاد قصه ساز ، پر از قصه و داستان و ماجرا و آواز شادی و غم   شده است   ،چه هنرمندان  بزرگی که رودکی وار با چنگ و دف و نی و بربط ،بدان  سرودخوانی و نغمه پردازی کرده اند و آوازه در جهان در  اند و شمیم خوش نسیم  بوی جوی مولیان آنان، چنان در  جان امیران ،شور و هیجان بر انگبخته است که آنان  را بی اختیار ، بر اسب برهنه نشانده است و بی سر وپا به سرزمین محبوب  کشانده است.

 با این اوصاف ، همه  باید اعتراف کنیم که براستی ،  ابن زبان وادب ،  فقط بک  زبان وادب محض و  معمولی  نیست، بلکه بک            حس دلپذیر و جان پرور مشترک و جمعی  و دارای  هویت وشناسنامه ی فرهنگی است که همچون آسمان آبی بر سر همگان سایه افکنده است و با همه ، آشناست و هیچکس با آن احساس غربت نمی کند ، زیباست وپهناور ،همه جا همراه  است و همه آن را زبان دل و جان و ایمان و عشق خود به شمار می آورند ، با آن همچون فردوسی ، به اوج احساس و غرور حماسی می رسندو با آن ، همانند روزبهان و عین القضات و سهروردی و سعدی و مولوی و حافظ در عمیق ترین لحظه های معرفت و عشق و عرفان و زیبایی  فرو می روند و در دریای ناپیداکرانه ی شعر و شعور و آگاهی  غرق می شوند ، گاهی ابن سبنا وار ، بدان حکمت  می گویند و زمانی بابا طاهر انه  ، با مردم یکی  می شوندواگرچه   بظاهر حرفها ی ساده  می زنند ،اما بک دنیا معنی را ، در کلام خود نهان دارند  .

 من سالها فکر می کردم که این زبان و ادب با آن موسیقی خاص درونی و برونی  و طنین آرام بخشی که دارد و به قول حافظ ، هفت گنبد افلاک را پر صدا کرده است ، تنها، وسیله ی ممتازی برای بیان عشق است اما به مرور در  یافتم که نه ،این زبان، خود عشق است ، موسیقی دل است ،زمزمه ی جویبار است، چون روح لطیف و همانند آب روان است و چون شهد شیرین و خوشگواراست

گاهی کارش مثل نقاشی به نظر می رسد، ولی چون نیک می نگری ، بهتر از نقاشی است ،گاهی مثل موم نرم وپرانعطاف است و زمانی همچون سنگ ، سخت و استوار می شود  و به کوه البرز می ماند  و دماوند آساست  و گاهی چون  کاخی بر رفته است که باد و باران  روزگاران بدان گزند وارد نمی کند ، مثل کاخ بلندی که فردوسی بر افراشت ، مثل شعرهای خاقانی  ، مثل نثر بیهقی ،مانند گلستان سعدی و نثر ابوالمعالی نصرالله منشی ، مثل شعر عبید زاکانی و طنز دهخدا یی وداستانهای صادق  هدایت و سیمین دانشور  وبزرگ علوی یاکاریکلماتور های پرویز شاپور وسوک حماسه های اخوان و زبده نویسی های شفیعی کدکنی و انچه در هزاره ی آهوی وحشی گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم .    زبان وادب فارسی در جلوه ها و تعبیرهایی دیگر  ،به خراسان بزرگ می ماند که خود ، از آنجا بر خاسته است ،به فارس مانند است که هزاران سال پشتوانه ی تاریخ و هنر و پایداری دارد ، به آذربایجان شبیه است که آتش همیشه جاوید عشق و شور ایرانی پیوسته  در آن فروزنده بوده است و زردشت با  مشعل  نور مقدس ، از آن جا بر خاسته است ، به اصفهان هزار هنر  می ماند و کوههای مازندران و گیلان .وزمانی  دشتهای خوزستان زر خیز  را به یاد می آورد ، در ذهن من گاهی، این زبان وادب ،" همه "  می شود و" همه" می ماند و نسل هایی را می سازد و نشان می دهد که همیشه ، رسولان شمس و قمر ، در روزها و شبهای بی منتهای تاریخ بوده اند ، با اندیشه هایی نو ،روشهایی تازه و آرمان شهرهایی که آن قدر بزرگند که از خاک تا افلاک را در بر می گیرند و نه تنها خیرخواه انسانند که حیوانات و نبات و جما د را هم از یاد نمی برند وبر سر همگان چتر رافت و رحمت می گیرند.

 به روزگار خود باز گردبم و ببینبم که در پهنه ی جهان امروز هنوز زبان و ادبیات فارسی ، چه جاذبه هاییدل پسندی  برای مردم جهان دارد و هنوز هم در هرگوشه و کنار عالم ،آن را چون کاغذ زر می خرند و در کسب آن رنج می برند و استادان و دانشجویان و متخصصان بی شمار ، وقت و عمر و جوانی خود را بر سر آن می نهند و از آن نام و نشان و احترام می خواهند و این ابر رحمت ،مثل همیشه می  بارد و از حسن تربیت آن گلها و سبزه ها در هر سو می روید.   .

من در این سالهای طولانی ، به هر سرزمینی که  رفته ام ، از برکت این زبان خود را غریب ندیده ام ، سالی در انگلیس بودم  و صرف نظر از دانشگاههایی چون کمبریج و آکسفورد ، تنها  در موزه ی بریتانیا ، آن قدر آثار مکتوب فارسی و دست آورد های فرهنگی ایرانی را  مشاهده کردم که اگر سالها در آن جا می ماندم، احساس غربت نمی کردم، در دانشگاهها ی آن جا هنوز آن قدر استاد و دانشجو  و محقق ایران دوست وجود داشت که دلم می خواست سالها با آنان بمانم و فارسی بخوانم.

در فرانسه   ، ما اگر تنها ، موزه ی لور را داشتیم با آنهمه آثار فرهنگی و باستانی و تاریخی  ، می توانستبم سالها  ، هزاران محقق را به کار بگیربم تا در زبان وادب ما کار کنند  ، مگر در همین فرانسه نبود که ، کسانی مثل "ژول مهل " سی سال  عمر خود را برسر شاهنامه گذاشتند و " هانری ماسه" تاریخ ادبیات ما را نوشت و عاشقی چون" هانری کربن  " سالهای بیشماری را در ایران و فرانسه  رنج  کشید و تحقیق کرد و " عبهر العاشقین" و" شطحیات " روزبهان را  تصحیح کرد و "ارض ملکوت" را نوشت و " اندره گدار" فرانسوی نه تنها در باستانشناسی ما رنج برد   ، طرح واجرای آرامگاه حافظ و سعدی و برخی دیگر از مشاهیر مارا هم او انجام داد.

 امروزه هم کسانی چون" فوشه کور" در آ نجا دارند دیوان حافظ را  به فرانسه ترجمه می کنند ودر باره ی فردوسی سرگرم تحقیق هستند و بیگ باغبان  و معین فر، بیش از سی سال است که چراغ زبان فارسی را در آن دیار روشن نگاه داشته اندو یکی دو سال است که دوست فرزانه ی من دکتر محمد رضا  امینی از دانشگاه شیراز هم بدانان پیوسته است که امیدوارم مقررات اداری بگذارد که این جوان در آن جا بماند و کاری را که آغاز کرده است ، به انجام برساند ،ما در ایران استادان خوب کم نداریم که جایگزین امثال امینی ها بسازیم، اما  در خارج  از ایران است که باید نسل موفقی از استادان زبان فارسی داشته باشیم ، چه سود که چنین استادان خوبی را به ایران برگردانیم در حالی که جای خالی آنها را نمی توانیم پرکنیم ، آنجه از این جابه جایی ها زیان می بیند آموزش زبان وادبیات فارسی است.

خوشبختانه امسال که باز به روسیه برگشتم ، وضع آموزش زبان و ادبیات فارسی را در این کشور بزرگ و همسایه ی دیوار به دیوارمان  ، بسیار امید بخش دیدم ، روسیه با آن خاک پهناور و کثرت جمعیت و سابقه ی طولانی ایرانشناسی  . یکی از اصلی ترین پایگاههای زبان و ادب فارسی در جهان امروز تواند بود، زیراَ

زبان فارسی در آن ریشه یی کهن و پرشاخ و برگ  دارد و هنوز در بسیاری از دانشگاهها ی آن زبان فارسی تا سطح دکتری تدریس می شود و دانشجویان و استادان آن ، همه روسی هستند  و دیکشنری های روسی به فارسی و فارسی به روسی نگاشته اند ، دهها کتاب فارسی آموزی از دوره های  ابتدایی  تا انتهایی ، کتابهای گرامر فارسی و ضرب المثل های فارسی را تالیف کرده اند و زبانشناسی و زبانهای پیش از اسلام و لهجه های محلی ایران را تدریس و تحقیق  می کنند .

فضای منظم و مرتب دانشگاهی و روحیه ی علمی موجود در روسیه و عشق و علاقه ی بی توقع به زبان و ادبیات فارسی  ، سبب می شود که با اندک  توجه ما به گسترش زبان فارسی در این سرزمین ، بزودی نتیجه بدهد و آینده ی خوبی در انتظار زبان فارسی در این کشور باشد .

در این کشور ،گذشتگان  درزبان و ادبیات فارسی خوب کار کرده اند وهمه ی زمینه ها را برای ما فراهم آورده اند ، حال  نوبت ماست که اندکی همت به کار بندیم و از این کشته ها  بهره برداری کنیم ، روسیه کم کم و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، دارد خود را باز می یابد و با امکانات مادی و معنوی فراوانی که دارد ، جایگاه واقعی خود را در اقتصاد و سیاست و دانش و صنعت جهان تجدید می کند و از این پس در دهکده ی جهانی نقشی مهم تر ایفا خواهد کرد که ما ایرانیان می توانیم از همکاری با آن سودهای فراوان ببریم و توفیق ما در عرصه ی فرهنگی این روابط  بیش از همه در پهنه زبان و ادبیات فارسی و شناخت متقابل از پیشینه های فرهنگی ماست.

 من در این سفر از روشن بینی و درک صحیح  مسئولان رایزنی فرهنگی ایرا ن در مسکو  به وجد آمدم زیرا دیدم که اینان به خوبی  موقعیت کنونی و امکانات  زبان فارسی  را در فدراسیون روسیه و کشورهای همجوار آن ، درک کرده اند و صمیمانه و با صرف وقت و همت  به بهره برداری صحیح ومنطقی از آن پرداخته اند  .از اقداماتی بسیار خوبی که در رایزنی فرهنگی  کرده اند  در مرحله ی اول ، بر گزاری المپیاد زبان فارسی است که قبلا در وبلاگ خودم بدان اشاره کرده ام و خوانندگان می توانند در همین جا آن را بخوانند.

 دومین کار مهم رایزنی اعطاء جایزه ی ادبی فردوسی است به دانشجویان ،استادان و محققان زبان و ادبیات فارسی در روسیه و کشورهای همجوارکه هر سال به صورت نقدی و تندیس فردوسی به بهترین پایان نامه ی تحصیلی در زبان وادبیات فارسی ،شعر و داستان و ترجمه و کتابهایی که در زمینه ی زبان و ادبیات فارسی  در سال قبل انتشار یافته است ،اهداء می شود .بعلاوه  باید بگویم که در دو سال گذشته دو نفر از دانشمندان روسی  از چهره های ماندگاری بوده اند که به تهران رفته اند و از آنان تجلیل شده است ،پارسال اقای پروفسور کامنسکی ایرانشناس ممتاز روسی از سن پیترزبرگ  و امسال پروفسور پولیگانف .

شناخت و معرفی این بزرگان نه تنها از جهت علمی کار شایسته یی برای رایزنی فرهنگی بوده است بلکه برای تشویق محققان و ایرانشناسان و استادان روسی و دانشجویان آنها هم حایز اهمیت بسیار  است و می بینند که ما به عنوان مرکز زبان فارسی ،  کارهایشان را دنبال و از آنان قدر شناسی می کنیم و این دست اورد بزرگی است.امروز در روسیه، استادانی  مثل پروفسور ولادیمیر ایوانف هستند که ا ستاد و رئیس بخش فارسی در انیستتو اسیا – افریقای دانشگاه مسکو  است ، دو جلد کتاب برای فارسی آموزان نوشته است ، زبان شناس است و در زبان اوستایی و متون زردشتی کار می کند و بیش از هشت سال رئیس انجمن دوستی ایران و روسیه بوده است و چند بار به ایران آمده است و بخش عمده یی از توفیقات معاصر ما در روسیه مدیون همت و همکاری اوست. در همین بخش ، پروفسور ریسنر استاد ادبیات است که دو کتاب در باره ی غزل و قصیده در زبان فارسی در پیش از حمله ی مغول نوشته است  که من آرزو می کنم یکی از مترجمان ما همت کند و این دو کتاب را برای استفاده ی فارسی زبانان به فارسی بر گرداند. از دیگر استادان ممتاز روسیه ی معاصر پروفسور روبنچیک ، پروفسور واسکانیان ،پروفسور ورتنیکف پروفسور ماچلوا  و بسیاری دیگر چون پالیسوک ،ارسلان بیکف ،نوری محمد زاده ،گلاد کوا ،رامیل ،آبرامنکو،... قابل ذکرند با این اعتراف که من هنوز بسیاری از استادان و محققان روسی را نمی شناسم.

 آخرین کار مهم رایزنی فرهنگی ایران در روسیه  ، ایجاد مرکز منطقه یی زبان و ادبیات روسیه و کشورهای همجوار است. این کار با حوصله و دقت ودور اندیشی فراوان ،برنامه ریزی شده است و هدف از تاسیس آن این است که با توجه به عظمت موضوع و وسعت حوزه ی کار، همه ی امور مربوط به زبان وادبیات فارسی در یک جا متمرکز شود و به این کار به عنوان کاری تخصصی و حرفه یی نگاه شود تا بتوان از اعتبارات و امکانات مادی و معنوی موجود نهایت استفاده را در چهار شعبه ی آموزش زبان فارسی ، ادبیات فارسی ، زبانشناسی و زبانهای ایرانی و نسخه شناسی ومتون کهن و منابع فارسی  ، برد  و همه ی فعالیتها را هماهنگ کرد . مسولیت این مرکز را  به اینجانب واگذار کرده اند که امیدوارم لطف ایزدی توفیق انجام این مسئولیت را به نحو احسن به من ارزانی بداراد.

بر طبق اساسنامه ی مرکز یک هیات علمی ممتاز متشکل از بهترین استادان روسی و ایرانی به عنوان گروه سیاست ساز مرکز،  بر کارها ی مرکز نظارت خواهد داشت و هر یک از چهار شاخه ی فعالیتهای مرکز زیر نظر یکی از استادان به فعالیت می پردازد و همکاران شاخص خود را در تمام روسیه و ایران بر می گزیند. اولین جلسه ی هیات علمی مرکز در روز چهار شنبه اول آذر 1385 برابر با 22/11/2006 در انیستتو اسیا – افریقای دانشگاه مسکو تشکیل شد و جلسه ی آینده آن در 6 دسامبر 2006 برگزار می گردد. 

این مرکز یک فصلنامه ی علمی پژوهشی سه زبانه به زبانهای روسی ،فارسی ، انگلیسی منتشر خواهد کرد که دارای هیات تحریریه ی بین المللی خواهد بود .

مرکز  برای ایجاد ارتباط  با همه ی دانشجویان و استادان و علاقمندان زبان و ادبیات فارسی و پی گیری روند فعالیتهای آموزشی و پژوهشی خود یک مجله ی اینتر نتی به نام  "همراه  "منتشر خواهد کرد.

مرکز برآن است که در چهار چوب امکانات موجود  و برنامه ریزی دقیق ،از استادان زبان و ادبیات فارسی ، شاعران و نویسندگان فارسی زبان ،برای سخنرانی و آموزش دانشجویان روسی و دانش افزایی استادان آنها  دعوت کند و همه ی قلمرو های زبان فارسی را در روسیه و کشورهای همجوار ،  در تحت پوشش این برنامه  قرار دهد.

مرکز بر آن است که جلسات هفتگی ،ماهانه و عمومی برای همه ی فارسی آموزان در یک مرکز معین بر پا سازد تا در این جلسات ،تازه های ادبی و فرهنگی ایران و تازه های کتاب و نشر ،سخنرانی ها و فیلم و سی دی های ایرانی در آن جلسات عرضه گردد و مجالی برای گردهم آیی اتحادیه فارسی دانان روسیه وکشورهای همجوار در آینده ، فراهم شود.

 با آرزوی اینک خداوند منان به ما توفیق خدمت به زبان وادبیات فارسی را ارزانی بداراد و ما از خادمان این زبان بهشتی باشیم.

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم