دکتر منصور رستگار فسائی

جند گفتگو با شبستان

  ۱                                           
علي اصغر حكمت شيرازي'' به روايت دكتر منصور رستگار فسايي منتشر شد
 
 

گروه فرهنگ و ادب:كتاب علي اصغر حكمت شيرازي نوشته دكتر منصور رستگار فسايي منتشر و روانه بازار كتاب شد.

نويسنده اين كتاب در گفتگو با خبرنگار شبستان با اعلام اين خبر افزود: کتاب علی اصغر حکمت شیرازی را من پس از سه سال تحقیق در باره ی زندگی و احوال و آثار این مرد دراواخرسال 1380 به پایان رسانیدم و در اردی بهشت سال 1381 به طرح نو دادم ولی کتاب درابان ماه 1385 منتشرشد ، شاید یکی از علل این تاخیر در چاپ کتاب ، سفر من به برزیل و 5/2سال اقامت برای تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه برازیلیا بود.

وي افزود: ناشرمحترم هم که کتاب را خیلی خوب به چاپ رسانیده است ، لابد مشکلاتی داشته است که سبب شده است قسمتهایی از کتاب را برای پرهیز از حجم و گران شدن قیمت حذف کند به هر حال ، اینک کتاب درامده است و جامعه می تواند کارنامه ی یکی از فرزندان خود را بخواندو نیک و بد وی را قضاوت كند.

رستگار فسايي در پايان خاطر نشان كرد:انچه من می خواهم در باره ی این کتاب اضافه کنم این است که هنوزهم این کتاب، همه ی آنچه باید در باره ی حکمت د انست ،نیست زیرا من پس از تالیف کتاب در حالی که دیگر نمی توانستم چیزی برآن بیفزایم حدود 10 مقاله ی دیگر در باره ی حکمت در نامه ی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و سمینار ها ومجلات دیگر نوشتم وفکر می کنم که اگر خداوند بزرگ فرصتی عنایت کند باز هم مقالات متعددی را باید در باره ی او بنویسم دلیل این امر هم از یک سو ، جامع الاطراف بودن و وسعت و عظمت شخصیت و کارهای علمی وادبی و فرهنگی اوست و از سو ی دیگر معنویت و باورهای دینی و باطنی وی می باشد که او را به لحاظ شخصی و اجتماعی از دیگر معاصرانش ممتاز می سازد و به وی تشخصی می دهد که در هیچ یک از شخصیتهای معاصر وی وجود ندارد.و اورا مردی با طهارت وعلو طبع و بي بدیل می کندامیدوارم خوانندگان ارجمند فرصت مطالعه ی این کتاب را پیدا کنند و مرا نیز از نظریات خود در باره آن بهره مند سازند..
پايان پيام/

                                               ۲


دکتر رستگار فسایی: نگران آینده ادبیات نیستم
 
 

   
.

فرهنگ و ادب: نگران آینده ادبیات نیستم انسان همیشه به ادبیات نیازمند است.

دکتر منصور رستگار فسایی استاد دانشگاه شیراز به خبرنگار شبستان گفت: ادبیات همیشه هست و انسان همیشه به ادبیات نیازمند است نگران آینده ادبیات نیستم اگر جای نگرانی باشد راجع به برخی قالب ها است.

وی افزود: ادبیات زاییده تفکر انسانی و وسیله ای برای بیان حس انسان در هر دوره ای است و به دلیل خاصیت سازگاری با تفکر زمان رنگ زمان می گیرد ادبیات مدرن و پست مدرن و ادبیات تحلیل متن کوشش های انسان معاصر برای همزمان شدن با ادبیات است.

وی ادامه داد: ادبیات معاصر در شعرکوتاه و در قالب ها ساده می شود قصه های مینیمال پدید می آید که در استراحت بین دو ایستگاه اتوبوس قابل خواندن است اینها ادبیاتی است که در زمان ما و نه به شیوه سنتی خلق شده است.

وی خاطر نشان کرد: انسان معاصر به ادبیات همان نیازی را دارد که انسان دوره هومر یا فردوسی داشته است اگر تحولات هزار سال پیش شاعران بزرگ می پرورد امروز هم همینطور است البته هیچ نیازی نیست که ادبیات از حیث قالب و صورت و معنا به شکل گذشته باشد ''هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد''.

وی تاکید کرد: توجه به ادبیات نسبت به گذشته بیشتر شده و آمار با سوادها و خوانندگان کتاب بالاتر رفته است تحرک و بازار و ادبیات خیلی فراوانتر است کتاب و کتابخوانی بر خلاف گذشته انحصاری نیست و ادبیات در همه عرصه ها خوانده می شود کتابهایی که بارها تجدید چاپ می شوند و توزیع چند میلیون نسخه ای فقط یک کتاب در دنیا گواه زنده بودن ادبیات است.

وی ادبیات را تنها وسیله پر کردن وقت خواص و عوام در گذشته دانست و افزود: بیشترین مخاطبان ادبیات در گذشته به این دلیل ادبیات را انتخاب می کردند که چیز دیگری جز ادبیات نمی یافتند اما امروزه دیگر چنین نیست.

وی در ادامه گفت: شاعران و هنرمندان گذشته ما ابتدا مورد پذیرش خواص واقع می شدند و سپس به دل عوام راه می یافتند و به همین دلیل در آن روزگاران آثار درجه دوم و سوم خوانده نمی شد اما آثار امروز در معرض دید میلیون ها نفرقرار می گیرند و خوانده می شوند حتی کتابهایی که تاریخ مصرفشان فقط یک ساعت است و برای سرگرمی و گذراندن وقت است.

وی در پایان گفت:انسان چون به طرف کمال می رود ادبیاتش هم کمال جو است البته تب و تاب هاي زودگذر ملاک نیست. آثار ارزشمند به کندی پیش می روند اما رفته رفته جای خود را باز می کنند و می مانند.
پایان پیام/

  زمان : 8:30   يكشنبه 7 آبان  1385        
                                             ۳
دكتر منصور رستگار فسايي: فردوسي شيوه سخن گفتن را به ما آموخت
 
 

گروه فرهنگ و ادب: لازم نيست فردوسي براي معشوقه‌اش خيالبافي كند چون او با گيس بلند و چهره زيباي خودش همه جا حضور دارد اما در شعر سعدي ديگر نشاني از زن فعال، دلاور، موثر و پيداي شاهنامه به چشم نمي‌خورد.

دكتر منصور رستگار فسايي، استاد دانشگاه و پژوهشگر در گفتگو با خبرنگار شبستان اظهار داشت: هر جغرافيايي به دليل خصلتهاي طبيعي اي كه دارد يك نوع حس، يك نوع بينش و يك نوع برداشت خاص از قضايا را در فرد به وديعه مي‌گذارد. در يك محيط سرد انسانها هميشه درونگرا هستند و از طبيعت فرار مي كنند و به خلوت خودشان پناه مي‌برند اما در يك محيط گرم مردم برونگرا و طبيعت‌گرا هستند.

وي ادامه داد: در مناطقي كه دريا وجود دارد يك تمدن ايجاد مي‌شود مثلاً رود نيل در مصر تمدن‌ساز بوده است يا تمدني خاص منطقه بين‌النهريني داريم بنابراين جغرافياي طبيعي ويژگيهاي عاطفي و روحي و ذهني خاصي براي مردم به همراه دارد. كه همه جا قابل بازشناسي و بررسي است.

وي با بيان اينكه آغازگاه شعر فارسي در خراسان و ماوراءالنهر ونواحي تاجيكستان و ازبكستان و سمرقند و بخارا بوده است، عنوان كرد: ما تا پيش از سعدي شاعر نام‌آور ديگري در منطقه فارس نداشته‌ايم و به ندرت شاعراني مثل روز بهان فسايي كه پيش از سعدي شعر گفته‌اند، به چشم مي‌خورند.

وي افزود: مي‌گويند وقتي يك زبان به وجود مي‌آيد كه اولين شاعر ظهور مي‌كند و وقتي يك زبان مي‌ميرد كه آخرين شاعر مي‌ميرد به عبارت ديگر اين شاعران و هنرمندان هستند كه باعث رشد زبان، تمدن و فرهنگ يك ملت مي‌شوند.

وي با اشاره به دوران حكومت يعقوب ليث صفاري، تصريح كرد: تا پيش از حكومت اين رويگرزاده سيستاني شاعران به زبان عربي شعر مي‌سرودند اما با آمدن او كه در واقع اولين پادشاه ايراني است كه مي‌تواند در يك حكومت مستقل سياستگذاري كند شاعران مجبور مي‌شوند كه به زبان فارسي شعر بگويند چون وقتي كه به زبان عربي او را مدح مي‌كردند مي‌گفت: به زباني كه من‌ اندر نيابم چه گوييد.

وي همچنين تصريح كرد: شاعراني كه در آن زمان به زبان فارسي روي مي‌آوردند شعرهاي بسيار ناشيانه‌اي سروده‌اند اما با همان شعرهاي ناشيانه شعر فارسي جوانه زد و وقتي بزرگي چون فردوسي آمد شعر در ايران معني پيدا كرد. يعني در واقع شاهنامه شناسنامه و هويت نامه ايراني است.

وي افزود: او با شاهنامه خودش اخلاق و منش ايراني را تدوين مي‌كند و از همين جاست كه فردوسي صرفنظر از هويت و علو طبعي كه به ايرانيها مي‌دهد حس مبارزه و ايستادن را در آنها تقويت مي‌كند و شيوه سخن گفتن را به آنها مي‌آموزد و از آن پس زبان فارسي هر جا كه مي‌رود شعر فردوسي هم مي‌رود يا به عبارت ديگر هر جا كه شعر فارسي مي‌رود، زبان فارسي هم مي‌رود.

وي همچنين يادآور شد: نمي‌خواهم قدر و اعتبار شاعران بزرگي مثل رودكي، شهيد بلخي، مويد بلخي، دقيقي و ديگراني كه پيش از فردوسي آمده‌اند را انكار كنم اما به گمان من شعر هدفمند و چند بعدي‌اي كه هم به درد مدرسه بخورد هم به درد سياست، هم به درد پير بخورد هم به درد جوان و هم به درد اخلاق و دين بخورد هم به درد اجتماع با شاهنامه فردوسي ايجاد شد.

وي در ادامه به نقش موثر سلطان محمود غزنوي در ايجاد و حفظ شاهنامه اشاره كرد و گفت: تصور نكنيد سلطان محمود مال كشور ديگري است او ايراني است اما متاسفانه عموماً توجه نمي‌شود كه غزنه بخشي از خراسان بزرگ بوده است. همانطوري كه فارس و سمرقند و بخارا هم بخشي از ايران بزرگ بوده‌اند. در دوران ما مرزها چنين دقيق خط‌كشي شده است اگر يك قدم پا در خاك ديگري بگذاريد از شما پاسپورت مي‌خواهند اما در آن زمان ايران بزرگ قلمرو تمام همدلان و همزباناني بوده است كه بسياري از اوقات اين قلمرو فرهنگي با جغرافياي سياسي همسازي نداشته است.

وي افزود: محمود يك بيگانه نبود كه به ايران بيايد. ممكن است به لحاظ نژادي ترك باشد اما خودش به زبان فارسي حرف مي‌زده و به ان عشق مي‌ورزيده است. و دربار او مركز تجمع 400 شاعر بوده كه فردوسي تنها يكي از آنهاست.

نويسنده كتاب ''پيكر گرداني در اساطير'' همچنين خاطرنشان كرد: محمود در آغاز سلطنتش همان مرد حماسي‌اي بود كه فردوسي مي‌خواست اما به تدريج تحت تاثير قدرت و سياست با خليفه بغداد سازش كرد و مطيع فرمان او شد و از همين جا بود كه اختلاف فردوسي با او آغاز شد چون فردوسي چنين آدمي را نمي‌خواست او كسي را مي‌خواست كه ايران را به اقتدار دوران پيش از اسلامش بازگرداند.

وي ادامه داد: با اين همه اگر حمايتهاي محمود از فردوسي نبود و اگر او شاهنامه را در كتابخانه خودش نگاهداري نمي‌كرد شايد امروز اثري از شاهنامه نبود اختلاف ميان فردوسي و محمود به جاي خود اما محمود به فرهنگ و ادبيات ايراني خدمت بزرگي كرد.

وي با بيان اينكه تا اواخر قرن 6 يعني دوران حكومت خوارزمشاهيان فرهنگ و اقتصادي ايران روندي رو به رشد داشت، تصريح كرد: در دوران حمله مغول خراسان به عنوان نخستين هدف يورشگران امنيت خودش را از دست داد و كساني كه از خراسان فرار مي‌كردند به ري و اصفهان و فارس پناه آوردند.

وي ادامه داد: به همين دليل است كه فارس در آن دوره مركز ادبي ايران مي‌شود و يكباره سعدي بغداد را ول مي‌كند و به شيراز مي‌آيد و با آمدنش تحولي در شعر فارسي ايجاد مي‌شود.

وي با اشاره به خصوصيات شعر سعدي، متذكر شد: در شعر او ديگر آن روحيه حماسي شاهنامه به چشم نمي‌خورد و چون در اوج بحران به ايران بازگشته بنابراين تغزلي و غنايي فكر مي‌كند. او ديگر آدمي كه مي‌خواهد اوضاعش بهتر بشود نيست بلكه آدمي است كه مي‌خواهد اوضاعش از ايني كه هست بدتر نشود.

دكتر رستگار فسايي در پايان به تفاوتهاش معشوق در شعر حماسي فردوسي و غزلهاي عاشقانه سعدي اشاره كرد و گفت: زن فردوسي برونگراست. تهمينه خودش با چراغ و شمع به همراه كنيزان و پدرش به خواستگاري رستم مي‌رود و رودابه در نبرد رستم و سهراب خودش را مي‌پوشاند و به جنگ سهراب مي‌رود. ديگر لازم نيست فردوسي براي معشوقش خيالبافي كند چون او با گيس بلند و چهره زيباي خودش همه جا حضور دارند اما در شعر سعدي ديگر نشاني از زن فعال، دلاور، موثر و پيداي شاهنامه به چشم نمي‌خورد و طبيعت آرام او به سمت شعرهاي تغزلي و عارفانه و الهي پيش مي‌رود.
پايان پيام/

                                           ۴

چرايي ماندگاري آثار ادبي / دكتر منصور رستگار فسايي: در سبك هندي نوعي فلسفه عوام‌گرا وجود دارد
 
 

گروه فرهنگ و ادب: ادبيات مثل هر پديده هنري ديگر، اگر روح و روان جامعه را تسخير كند و در ضمير انسان نفوذ مطبوع پيدا كند، مي‌ماند.

دكتر منصور رستگار فسآىى استاد دانشگاه شيراز با بيان اين مطلب به خبرنگار شبستان گفت: راز ماندگاري كه قدما از آن به ''آن'' تعبير مي‌كردند ممكن است در عظمت پيام يا شخصيت‌ها يا در نحوه بيان باشد، اما نمي‌شود رازش را منحصر به چيز خاصي كرد بلكه مجموعه نكته‌هاي باريكتر ز مو است كه با خلاقيت هنرمند آميخته مي‌شود و مقبول طيف‌ها و دوران‌هاي مختلف مي‌شود.

وي افزود: از جمله اين نكته‌ها نوعي سختگي‌ و فاخربودن و تناسب لفظ و معنا است كه اثر را به يك تناسب كلي برساند.

وي صرف اينكه شعري بر سر زبان عده‌اي بيفتد را نشانه ماندگاري ندانست و گفت: برخي از اشعار پشت كاميون هم بر سر زبان‌ها مي‌افتد اما اين نشان ماندگاري نيست بلكه نشانه انطباق آن با بخشي از مردم است.

وي كه ماندگاري را به سادگي سخن و يا پيچيدگي آن نمي‌دانست، تأكيد كرد: گاهي ابياتي بسيار ساده مثل: از دل برود هر آنكه از ديده برفت، بخاطر تطابق با واقع ضرب‌المثل و ماندگار مي‌شوند و گاهي هم ابيات بسياري از كسي مثل حافظ كه از بسياري از شعرها پيچيده‌تر است بر زبان‌ها و دل‌ها مي‌ماند.

وي ادامه داد: در دوره معاصر كساني مثل ايرج و نسيم شمال در حدي مي‌گفتند كه عوام‌الناس از آن لذت مي‌بردند و يا در سبك هندي بخاطر اينكه نوعي فلسفه عوام‌گرا وجود دارد بيت‌هاي بسياري ضرب‌المثل شده است.

وي خاطرنشان كرد: از طرف ديگر شعر كسي مثل خاقاني را خواص مي‌فهمند و از آن لذت مي‌برند به هر حال هر شعر و هر شاعر مخاطبان خاص خودش را دارد.

وي در پايان گفت: اما در اين ميان شعرايي استثنائي هستند مثل سعدي و فردوسي و ... كه همه مردم از خاص و عام را تسخير مي‌كنند كه اين بخاطر رعايت دقيق يكي از اصول بلاغت يعني به مقتضاي حال سخن‌گفتن و مخاطب‌شناسي است. يعني عميق سخن‌گفتن و در عين حال دوري از پيچيدگي يعني عمل به همانكه گفته‌اند: چون كه با كودك سر و كارت فتاد، هم زبان كودكي بايد گشاد.
پايان پيام /

 
نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم