دکتر منصور رستگار فسائی

جند گفتگو با شبستان ۲

  ۵
چرايي ماندگاري آثار ادبي / دكتر منصور رستگار فسايي: در سبك هندي نوعي فلسفه عوام‌گرا وجود دارد
 
 

گروه فرهنگ و ادب: ادبيات مثل هر پديده هنري ديگر، اگر روح و روان جامعه را تسخير كند و در ضمير انسان نفوذ مطبوع پيدا كند، مي‌ماند.

دكتر منصور رستگار فسآىى استاد دانشگاه شيراز با بيان اين مطلب به خبرنگار شبستان گفت: راز ماندگاري كه قدما از آن به ''آن'' تعبير مي‌كردند ممكن است در عظمت پيام يا شخصيت‌ها يا در نحوه بيان باشد، اما نمي‌شود رازش را منحصر به چيز خاصي كرد بلكه مجموعه نكته‌هاي باريكتر ز مو است كه با خلاقيت هنرمند آميخته مي‌شود و مقبول طيف‌ها و دوران‌هاي مختلف مي‌شود.

وي افزود: از جمله اين نكته‌ها نوعي سختگي‌ و فاخربودن و تناسب لفظ و معنا است كه اثر را به يك تناسب كلي برساند.

وي صرف اينكه شعري بر سر زبان عده‌اي بيفتد را نشانه ماندگاري ندانست و گفت: برخي از اشعار پشت كاميون هم بر سر زبان‌ها مي‌افتد اما اين نشان ماندگاري نيست بلكه نشانه انطباق آن با بخشي از مردم است.

وي كه ماندگاري را به سادگي سخن و يا پيچيدگي آن نمي‌دانست، تأكيد كرد: گاهي ابياتي بسيار ساده مثل: از دل برود هر آنكه از ديده برفت، بخاطر تطابق با واقع ضرب‌المثل و ماندگار مي‌شوند و گاهي هم ابيات بسياري از كسي مثل حافظ كه از بسياري از شعرها پيچيده‌تر است بر زبان‌ها و دل‌ها مي‌ماند.

وي ادامه داد: در دوره معاصر كساني مثل ايرج و نسيم شمال در حدي مي‌گفتند كه عوام‌الناس از آن لذت مي‌بردند و يا در سبك هندي بخاطر اينكه نوعي فلسفه عوام‌گرا وجود دارد بيت‌هاي بسياري ضرب‌المثل شده است.

وي خاطرنشان كرد: از طرف ديگر شعر كسي مثل خاقاني را خواص مي‌فهمند و از آن لذت مي‌برند به هر حال هر شعر و هر شاعر مخاطبان خاص خودش را دارد.

وي در پايان گفت: اما در اين ميان شعرايي استثنائي هستند مثل سعدي و فردوسي و ... كه همه مردم از خاص و عام را تسخير مي‌كنند كه اين بخاطر رعايت دقيق يكي از اصول بلاغت يعني به مقتضاي حال سخن‌گفتن و مخاطب‌شناسي است. يعني عميق سخن‌گفتن و در عين حال دوري از پيچيدگي يعني عمل به همانكه گفته‌اند: چون كه با كودك سر و كارت فتاد، هم زبان كودكي بايد گشاد.
پايان پيام /

                                                  ۶

   
 
  کد خبر : 85051813425523     سرويس : فرهنگي     زمان : 13:42   چهارشنبه 18 مرداد  1385        
 
دكتر منصور رستگار فسايي: ادبيات عصر مشروطه سنت‌هاي كهن را درمي‌نوردد
 
 

گروه فرهنگ و ادب: ادبيات عصر مشروطه، ادبياتي مردمي و بيدادگر است اين ادبيات سنت‌هاي كهن را رها مي‌كند و براي مردم و ملت سخن مي‌گويد. اين ادبيات مدح شاهان و اصحاب قدرت را رها مي‌كند و آزادي و قانون را مي‌ستايد.

دكتر منصور رستگار فسايي با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان تصريح كرد: انقلاب مشروطه بدون ترديد هم از نظر اجتماعي و هم از نظر ادبي حادثه‌اي بزرگ بود. مشروطيت نخستين واكنش معاصر ايرانيان در برابر واقعيات جامعه بود. عدالت عمومي، حكومت قانون، آزادي بيان و عقيده و ... از موضوعاتي بود كه در اين زمان ذهن انسان ايراني متوجه آنها شده بود.

رستگار فسايي در زمينه رسانه‌هاي عصر مشروطه براي رساندن پيام انقلابيون به گوش مردم گفت: روزنامه‌ها، شب‌نامه‌ها، منابر مساجد، تلگراف‌ها و ... از مهم‌ترين رسانه‌هاي عصر مشروطه هستند. مردم با ولع تمام روزنامه‌ها را مي‌خواندند و هر گاه خطري روزنامه‌ها را تهديد مي‌كرد شب‌نامه‌ها منتشر مي‌شد و تلگراف پيام‌ علما را از نجف، تبريز و اصفهان به تهران مي‌رسانيد و رخدادهاي سراسر كشور را منتقل مي‌كرد.

اين استاد دانشگاه در زمينه ريشه‌هاي داخلي و خارجي انقلاب مشروطه خاطرنشان كرد: اين انقلاب نتيجه فعاليت تحصيلكردگان ايراني، روحانيون مبارز، بازرگانان آشنا به امور دنيا، طبع‌هاي استبدادستيز و عدالت‌خواه بود و از انقلاب كبير فرانسه و انقلاب صنعتي انگلستان اثر مي‌پذيرفت.

وي در ادامه افزود: در اين دوره اقتصاد نابسامان بود و سيستم اقتصادي قاجارها نمي‌توانست در داخل معيشت مردم را تأمين كند و در رقابت با اقتصادي جهاني هم حرفي براي گفتن نداشت. فقر و فساد بخش‌هاي وسيعي از جامعه را دربر گرفته بود. جنگ‌هاي ايران و روس روح عمومي جامعه را زخمي كرده بود و اثري از رفاه و آسايش نبود و طبيعي است كه اين عوامل زمينه‌ساز چه تحولي خواهد شد.

وي در زمينه سمت و سوي جريان‌هاي عصر مشروطه اظهار داشت: در اين دوره هيچ جرياني ضد دين نبوده است به نظر اكثريت مشروطه‌خواهان در بين آزادي و دين و سنت‌هاي جامعه ما هيچ تناقضي وجود نداشت. آنها عموما حكومتي مردمي و آزاد مي‌خواستند كه بر اساس سنت‌هاي ديني، ملي و بومي جامعه ايران نباشد، مستبد نباشد و عامل استعمار هم نباشد.

وي ادبيات مشروطه را ادبيات عصر بيداري دانست و يادآور شد: ادبيات عصر مشروطه وارد عرصه جامعه شده است، ادبياتي علمگراست كه مي‌خواهد بر جامعه خود اثر بگذارد همان‌گونه كه از تحولات سياسي و اجتماعي جامعه ايران اثر پذيرفته است.
در اين دوره شاعران و نويسندگاني نظير: نسيم شمال، صور اسرافيل، دهخدا، سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي، عارف قزويني، ايرج ميرزا، شيخ‌الرئيس قاجار و ... در بيداركردن مردم نقش اساسي داشته‌اند و آثار ارزنده‌اي بجا گذاشته‌اند.

وي با اشاره به زنده بودن و اثرگذار بودن شعر و نثر و هنر عصر مشروطه اعلام كرد: عصر مشروطه عصر انتقاد و اعتراض بود. آثار ادبي اين دوره به شاعران، رجال سياسي و صاحب‌نظران اجتماعي اعتراض مي‌كنند يا آنها را مي‌ستايند. نگاه به جامعه عوض شده است، اين نگاه خواه ناخواه در عرصه ادب هم تحول ايجاد مي‌كند.

اين شاهنامه‌پژوه شعر فارسي را در اين دوره شعر مردمي ناميد و افزود: در اين دوره قالب‌هاي كهن درنورديده مي‌شوند و شاعران مختلف از سنت‌هاي سرايندگي گذشته فاصله مي‌گيرند و طرح و بنايي تازه درمي‌اندازد. موضوعات و درونمايه اشعار سرايندگان اين دوره تازه و پوياست اما در مواردي ارزش ادبي كار آنان زياد نيست به عبارتي از نظر اعتبار ادبي و معيارهاي گذشته سطح نازل‌تري دارد اما درونمايه مردمي و اثرگذار دارد. اين اولين‌بار بود كه مخاطبان شعر و ادب فارسي ملت بود.

وي تصنيف‌هاي عصر مشروطه را بيدارگر و اجتماعي دانست و اضافه كرد: تصنيف‌هاي پيش از مشروطه غنايي و فردگرا بودند در حالي كه تصنيف عصر بيداري برون‌گرا و اجتماعي بودند. موسيقي و هنر اين عصر هم انقلابي، زنده و مردمي بود.
دكتر فسايي در پايان به قالب‌هاي شعر عصر بيداري اشاره كرد و اظهار داشت: در اين دوره قالب‌هاي قديمي شعر فارسي مفهومي تازه يافتند. مسمط‌ها، غزل‌ها و مثنوي‌ها با پيام جديدي سروده شدند. از آنجا كه بازار مدح سلاطين و فرمانروايان تعطيل شده بود، قصيده اهميت خود را از دست داد و شاعران به دنبال كشف قالبي تازه براي بيان مفاهيم جديدي بودند كه رفته‌رفته در جامعه ايراني‌ جاي پايي باز كرده بودند.
پايان پيام /

                                               ۷

 
  کد خبر : 85022414270684     سرويس : فرهنگي     زمان : 14:27   يكشنبه 24 ارديبهشت  1385      
 
بزرگداشت فردوسي // دكتر منصور رستگار فسايي: پروردگار شاهنامه، يگانه و مقتدر دادگر است
 
 

   
.

گروه فرهنگ و ادب: خدايي كه فردوسي در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه، مقتدر و دادگر است كه هر خردمندي با انديشه به آن دست مي‌يابد.

دكتر منصور رستگار فسايي در گفتگو با خبرنگار شبستان، با بيان اين نكته كه براي معرفي فردوسي ابتدا بايد مخاطبان ايراني را با شاهنامه آشنا كرد، گفت: اگر ايراني‌ها شاهنامه را بشناسد و در دبيرستانها و دانشگاه‌ها شاهنامه به عنوان يك متن اصيل ايراني كه با منش‌هاي اسلامي و ايراني و انساني و روشنگريهايي كه نسبت به گذشته تاريخ دارد مورد توجه قرار گيرد و گروه دانا و خردمند جامعه براحتي بتوانند شاهنامه را بشناسند، بي‌ترديد مي‌توانيم اين اثر متعالي را به جهانيان معرفي كنيم.

وي با اطمينان از اين نكته كه شاهنامه از ديدگاه محتوا، قالب و داستان‌سرايي و هنرهاي لفظي و معنوي و اساطير ملي و در يك كلمه فرهنگ ايراني حرف‌هاي بسياري براي مردم جهان دارد، افزود: با همه قابليت‌هاي شاهنامه و محتواي غني آن انتظار نمي‌رود كه معرفي و پژوهش شاهنامه توسط يك نفر انجام پذيرد و يا خارجي‌ها آن را انجام دهند بلكه قدرت فرهنگي جامعه بايد به حدي منسجم و برنامه‌ريزي شده باشد كه بتوانيم شاهنامه را به زبانهاي مختلف جهان ترجمه و به همراه مقالات و كتاب‌هاي بسيار آن را به جهانيان معرفي كنيم.

دكتر رستگار فسايي با معرفي شاهنامه به عنوان يكي از ماندگارترين اثرهاي فرهنگي ايران و جهان، ادامه داد: شاهنامه فردوسي بر پايه‌هاي هويت ايراني استوار است و يكتاپرستي را به عنوان زبان هويت ايراني همواره مورد توجه قرار مي‌دهد و در جاي جاي شاهنامه، با محور قرار دادن عظمت خداوند به ستايش هستي و آفرينش خود مي‌پردازد.

اين شاهنامه‌پژوه خاطرنشان كرد: خدايي كه فردوسي‌ مي‌شناسد و در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه است كه هر خردمندي آن را مي‌يابد بنابراين دومين پايه هويت ايراني از ديدگاه فردوسي خرد، و سومين نشانه آن دادگري است خدايي دادگر و خردمند و يگانه كه هستي را با اقتدار كامل آفريده است.

استاد دانشگاه شيراز تصريح كرد: نام‌جويي و كسب شهرت و سرافرازي و نام‌آوري و شادي نيز از عناصر تشكيل‌دهنده هويت ايراني در شاهنامه است كه نشان از رضايت از هستي و دادگري و خردمندي و يگانه‌پرستي است.

نويسنده قصه‌هاي شاهنامه در پايان گفت: زبان فردوسي حدود هزار سال است كه به زبان مردم ايران تبديل شده است و شايد فردوسي به زبان توسيان و خراسانيان سخن مي‌گفته، اما اين زبان به حدي روشن و خورشيدي است كه به پديده‌اي براي وحدت زباني ملت ايران تبديل شد. و زبان شاخص مردم ايران گرديد و هنوز نمي‌دانيم كه آيا ما به زبان فردوسي حرف مي‌زنيم يا فردوسي است كه با زبان ما سخن مي‌گويد.
پايان پيام /

                                        ۸

 
  کد خبر : 85022414270684     سرويس : فرهنگي     زمان : 14:27   يكشنبه 24 ارديبهشت  1385      
 
بزرگداشت فردوسي // دكتر منصور رستگار فسايي: پروردگار شاهنامه، يگانه و مقتدر دادگر است
 
 

   
.

گروه فرهنگ و ادب: خدايي كه فردوسي در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه، مقتدر و دادگر است كه هر خردمندي با انديشه به آن دست مي‌يابد.

دكتر منصور رستگار فسايي در گفتگو با خبرنگار شبستان، با بيان اين نكته كه براي معرفي فردوسي ابتدا بايد مخاطبان ايراني را با شاهنامه آشنا كرد، گفت: اگر ايراني‌ها شاهنامه را بشناسد و در دبيرستانها و دانشگاه‌ها شاهنامه به عنوان يك متن اصيل ايراني كه با منش‌هاي اسلامي و ايراني و انساني و روشنگريهايي كه نسبت به گذشته تاريخ دارد مورد توجه قرار گيرد و گروه دانا و خردمند جامعه براحتي بتوانند شاهنامه را بشناسند، بي‌ترديد مي‌توانيم اين اثر متعالي را به جهانيان معرفي كنيم.

وي با اطمينان از اين نكته كه شاهنامه از ديدگاه محتوا، قالب و داستان‌سرايي و هنرهاي لفظي و معنوي و اساطير ملي و در يك كلمه فرهنگ ايراني حرف‌هاي بسياري براي مردم جهان دارد، افزود: با همه قابليت‌هاي شاهنامه و محتواي غني آن انتظار نمي‌رود كه معرفي و پژوهش شاهنامه توسط يك نفر انجام پذيرد و يا خارجي‌ها آن را انجام دهند بلكه قدرت فرهنگي جامعه بايد به حدي منسجم و برنامه‌ريزي شده باشد كه بتوانيم شاهنامه را به زبانهاي مختلف جهان ترجمه و به همراه مقالات و كتاب‌هاي بسيار آن را به جهانيان معرفي كنيم.

دكتر رستگار فسايي با معرفي شاهنامه به عنوان يكي از ماندگارترين اثرهاي فرهنگي ايران و جهان، ادامه داد: شاهنامه فردوسي بر پايه‌هاي هويت ايراني استوار است و يكتاپرستي را به عنوان زبان هويت ايراني همواره مورد توجه قرار مي‌دهد و در جاي جاي شاهنامه، با محور قرار دادن عظمت خداوند به ستايش هستي و آفرينش خود مي‌پردازد.

اين شاهنامه‌پژوه خاطرنشان كرد: خدايي كه فردوسي‌ مي‌شناسد و در شاهنامه به معرفي و ستايش آن مي‌پردازد پروردگاري يگانه است كه هر خردمندي آن را مي‌يابد بنابراين دومين پايه هويت ايراني از ديدگاه فردوسي خرد، و سومين نشانه آن دادگري است خدايي دادگر و خردمند و يگانه كه هستي را با اقتدار كامل آفريده است.

استاد دانشگاه شيراز تصريح كرد: نام‌جويي و كسب شهرت و سرافرازي و نام‌آوري و شادي نيز از عناصر تشكيل‌دهنده هويت ايراني در شاهنامه است كه نشان از رضايت از هستي و دادگري و خردمندي و يگانه‌پرستي است.

نويسنده قصه‌هاي شاهنامه در پايان گفت: زبان فردوسي حدود هزار سال است كه به زبان مردم ايران تبديل شده است و شايد فردوسي به زبان توسيان و خراسانيان سخن مي‌گفته، اما اين زبان به حدي روشن و خورشيدي است كه به پديده‌اي براي وحدت زباني ملت ايران تبديل شد. و زبان شاخص مردم ايران گرديد و هنوز نمي‌دانيم كه آيا ما به زبان فردوسي حرف مي‌زنيم يا فردوسي است كه با زبان ما سخن مي‌گويد.
پايان پيام /

                                         ۹

دكتر رستگار فسايي: دنياي امروز به انديشه‌هاي عرفاني عطار نيازمند است
 
 

   
.

گروه فرهنگ و ادب: انديشه‌هاي عرفاني بزرگاني نظير عطار هنوز در جهان امروز كاربرد دارند و كهنه نشده‌اند به ويژه دنياي صنعتي امروز بيشتر به لطافت و ظرافت نگاه‌ عاشقانه عرفان به هستي نياز دارد.

دكتر منصور رستگاري فسايي در گفتگو با خبرنگار شبستان با بيان اين مطلب گفت: پيام‌هاي عطار و هر شاعر ديگر هر چند از گذشته دور به ما رسيده است چنان بالنده‌اند كه هنوز براي ملت ما دستمايه‌ايي براي شكوفايي هستند. به عبارتي اكنون زمان كاربرد انديشه‌هاي عطار، مولوي و ... فرا رسيده است.

اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: با توجه به رشد و توسعه روش تحقيق و پژوهش در دنياي معاصر و شكوفايي رمز شناسي و نمادشناسي امروزه بهتر مي‌توان به ژرفاي انديشه‌هاي عطار در كتابي نظير منطق‌الطير دست يافت و با تفكرات عرفاني و انساني او آشنا شد.

وي اظهار داشت: در جهان امروز ادبيات عرفاني ما به آساني مي‌تواند در دلها نفوذ كند زيرا دنياي امروز مي‌خواهد با لطافت و مهرباني و نگاه عاشقانه به هستي از خشونت ابزار و ماشين بكاهد.

رستگار فسايي تصريح كرد: در زمينه علت بيان نمادين ادبيات عرفاني ما تاكنون دلايلي مطرح شده است از جمله: ادبيات عرفاني و انديشه عرفاني با گروهي خاص سخن مي‌گويد يعني با صاحبدلان يا بيدلان و نمي‌خواهد با عوام سخن بگويد يا چون طبيعت انديشه عرفاني ذهن گرا و درون گرا است به شكل كتابي و نمادين در مي‌آيد و سيماي راز ورانه به خود مي‌گيرد و آييه انديشه اقليت با سواد و انديشمند يك جامعه نظير جامعه ما مي‌شود.
وي افزود: عرفان و انديشه عرفان يك جريان در تاريخ جامعه ما است كه نه با عطار آغاز شده است و نه با وي به پايان رسيده است بلكه عطار يكي از صاحب‌نظران و بزرگان جريان ادب و عرفان ماست كه از پيشينيان خود اثر گرفته و بر آيندگان خود نظير مولوي اثر گذارده است.

وي در پايان گفت: اوج فرآيند عرفان و انديشه‌ عرفاني ما در آثار بزرگاني چون مولوي ،‌سعدي و حافظ ديده مي شود و در اين ميان مولوي عطار را ''روح'' مي‌داند و سنايي را ''دو چشم او''.
عطار روح بود و سنايي دو چشم او
ما از پس سنايي و عطار آمده‌ايم

                                               ۱۰

 
  کد خبر : 84122811332392     سرويس : فرهنگي     زمان : 9:33   دوشنبه 29 اسفند  1384      
 
دكتر منصور رستگار فسايي: نوروز يادآور روز رستاخير است
 
 

گروه فرهنگ و ادب: نوروز روز دگرگوني و يك روز تازه در جهت خير و بهبودي است و مي‌تواند يادآور روز رستاخير و نويد روزهاي بهتر باشد.

استاد دانشگاه شيراز در گفتگو با خبرنگار شبستان، نوروز را جشن چندين هزال ساله ملت ايران برشمرد و افزود: نوروز از ديرگاه به عنوان يك سنت كهن و فراگيري ملي، در تمامي قلمروهايي كه ايراني شمرده مي‌شدند، با مجموعه سنتها و رسومش متداول بود و دين زرتشت و ماني و مزدك نيز آن را به عنوان يك جشن عمومي باور داشتند و به آن احترام مي‌گذاشتند.
دكتر فسايي معتقد است جشن نوروز يك جشن بهاري است كه با تقويم دقيقي كه ايرانيان درست كرده بودند، در آغاز بهار جشن گرفته مي‌شد و براي عام و خاص بود و اعتقاداتي هم در اساطير و افسانه‌هاي ايراني درباره چگونگي پيدايش آن وجود داشت.

نويسنده كتاب ''فردوسي و شاعران ديگر'' تصريح كرد: نوروز آغاز جهان است و روزي است كه خدا جهان و نور را آفريد، روزي كه زمين وسعت پيدا كرد و شكوه و عظمت ايران به جايي رسيد كه مرگ و بيماري و فقر و سياهي در جهان نبود و عدل و داد در همه جا حكومت مي‌كرد. ديوان مطيع آدميان شده بودند و انسان‌هاي با خرد و دانا در روي زمين زندگي مي‌كردند.

وي ادامه داد: در دوره‌هاي اسلامي نيز ايرانيان باور داشتند كه در اين روز، حضرت رسول اكرم(ص) ولايت را به علي‌بن ابيطالب(ع) سپرده است و شاعران و نويسندگان ايراني همواره در ستايش نوروز سخن‌ها گفته و آن را جشني شايسته و روزي سزاوار خوانده و براي همگان آرزوي سلامت و شادي كرده‌اند و فردوسي بزرگ چنين سروده است: ''به هر حال بخت تو پيروز باد، همه روزگار تو نوروز باد''.

وي در پايان خاطر نشان كرد: مقارن شدن نوروز امسال با اربعين حسيني، هيچ مغايرتي با ارزش‌ها و آئين‌هاي سنتي ايران ندارد و حرمت به همه عقايد و ارزش‌ها وظيفه هر ايراني است و پاسداري از اين عقايد، پاسداشت اخلاقيات است.
پايان پيام/

 
 

 
 

 
نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم