دکتر منصور رستگار فسائی

 

به نام خداوند جان و خرد

دانشگاه آریزونا در توسان

امروز درست یک هفته است که  درامریکا هستم  ودر توسان در ایالت آریزونا زندگی می کنم و قرار است از ژانویه ی2007 در دانشگاه آریزونا به تدریس زبان و ادبیات فارسی بپردازم.

  آریزونا ، که به عنوان سرزمین گاو بازها ،سرخ پوستان ، کویرهای گدازنده و شنهای روان ،  معروف است سرزمین کوههای بلند و آسمان کاملا آبی و  شفاف هم هست و عجیب ترین یادگارهای طبیعی وزمین شناسی  جهان یعنی Grand Canyon نیز  در  آن قرار دارد  و ارتفاع بلندترین نقطه ی آن از سطح دریا 12643پا  است  و رصدخانه های دانشگاههای معروف امریکا در کوههای آن ساخته شده  است،کاکتوسهای سر به فلک کشیده دارد - که ما نمونه های مینیاتوری آن را در بعضی از گلخانه های ایران زیاد می بینیم - وهمین جاذبه های طبیعی و ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی و هنری آن ، سبب شده است که سالانه بیش از پنج ملیون نفر از این ایالت و جاذبه های آن چون Grand Canyon.بازدید کنند.

 این ایالت  ، در جنوب غربی امریکا واقع است ووسعت آن 113  909  میل مربع وجمعیت آن 132 5632نفر است  و مرکز آن شهر فنیکس می باشد .

آریزونا از سال 1853در تحت فرمان امریکا در آمده است  ودر سال 1912 جزو 48  ایالات متحده ی امریکا شده است . بسیاری از داستانهای غرب وحشی در آن اتفاق افتاده است و هنرمندانی چون جان وین از اینجا بوده اند. هنوزبرای بسیاری از مردم امریکا ،  این ایالت یادآور سنتهای کهن و میراثها و خاطرات دیرین این ملت است .

 توسان Tucson ، پس از فنیکس   phoenix   دومین شهر بزرگ این ایالت به شمار می آید که  ، در  تقریبا 9 ماه از سال، هوایی افتابی  مانند شیرازخودمان دارد  و در ماههای خرداد و تیر و مرداد  گرم و بارانی  می شود.الان که این یادداشت را می نویسم هوای بسیار لطیف و آرام  و آفتابی ملایم و نوازشگر  و بسیار تمیزآن مرا مرا  به یاد بامداد ان  اردی بهشت در شیراز جنت طراز می اندازد .

 درتوسان که  سالانه به طور متوسط  3800 ساعت آفتاب دارد. همه ی  ساختمانها  کوتاهند و از آسمان خراشهای شهر های بزرگ در آن خبری نیست وچون   به  کارخانه های آلاینده ی هوا در آن اجازه ی تاسیس نداده اند ، هوایی پاک و تمیز دارد و  شرکتهایی چون آی بی ام ، صنایع ظریف و نرم افزاری و چند پایگاه نیروی هوایی و مراکز صنایع دستی در خارج از حوزه های مسکونی شهر متمرکز شده اند.

این شهر، افقی باز و زیبا دارد و خیابانهایی پهن  واکثر مناطق مسکونی آن در دامنه ی کوهها ی پر درخت و مستقل از هم قرار گرفته است.  

دانشگاه توسان که از دانشگاههای معروف امریکاست ،  در سال 1885 بنیاد نهاده شده است و353   هکتار مساحت و 31000 دانشجو دارد . فضاهای آن  با خیابان کشی های زیبا ، چمن و گل و مجسمه های فراوان آراسته شده است و  کتابخانه هایی دارد  بسیار بزرگ با صدها کامپیوتر و دستگاهای سمعی و بصری مدرن ،که همه ی کارها از قبیل پیدا کردن و سفارش و عاریت گرفتن و تمدید مهلت کتاب ،  به صورت الکترونیک انجام می شود  ودر آنجا  حتی به برخی از دانشجویان که بر روی پروژه های دکتری خود  کار می کنند، اتاق مخصوص می دهند و قرائت خانه های آن بیشتر شبیه لابی هتلهای پنج ستاره است ودر هرگوشه ی  دانشگاه یک موزه ، نمایشگاه هنری و رستوران و فروشگاه وجود دارد و بخشها و دانشکده های آن بسیار بزرگ ،مجهز و تمیزند و کلاسهای آن جا دار و  آرامش بخش .

از حسن اتفاق سه روز پس از رسیدن من  به توسان ،د ر روز15 دسامبر2006 ، مراسم فارغ التحصیلی  زمستانی  دانشجویان دانشکده ی علوم این دانشگاه   درCentennial Hall که یکی از چند سالن بزرگ و مجهز و زیبای این دانشگاه است بر پا می شد وارژنگ تلطف فرزند دوست و همشهری عزیز من  پروفسور تلطف استاد دانشگاه آریزونا ، از رشته ی ریاضی دانشکده ی علوم دانشگاه اریزونا ، فارغ التحصیل می شد ،این جوان با آن که در خارج متولد و بزرگ شده است فارسی را بخوبی حرف می زند و به فرهنگ و تمدن ایرانی دل بستگی بسیار دارد و در رفتار و کردار او می توان نجابت ، پاکی و صداقت نیاکان بزرگوار و نیک اندیش ایرانیمان  را دید.

 من  به خاطر او و بدلیل  آنکه 45 سال از عمرم را درکار  تدریس در دبیرستانها و دانشگاهها کذرانده ام  ، به شرکت در  این  نوع مراسم علاقه یی وافر دارم  علاقه مند شدم که در این مراسم خجسته شرکت کنم زیرا در این قبیل مراسم ، انسان می تواند اهمیت تعلیم و تعلمم را به چشم ببیند و حاصل کار استادان و شاگردان را مشاهده کند و درجه ی رضایت هریک  را از  نگاههای آنها بخواند ، بویژه حالت استادان ومعلمان در این موارد ، برایم خیلی جالب است  ، در این لحظات ، حالت استادان  درست مثل کشاورزانی است  در هنگام برداشت محصول یا هنرمند انی پس از آفرینش آخرین شاهکارهایشان. .

در آن روز آفتابی و آرام ، در سالن بزرگ و زیبای سنترال ، بسیاری از  استادان و دانشجویان  دانشگاه آریزونا  و بیش از 700 تن از اولیا ء دانشجویان و دوستان آنها    حضور یافته بودند، مراسم کمتر از دو ساعت به طول انجامید و پس از آنکه ارکستر اهنگهای شادمانه یی نواخت ،  رئیس دانشکده ی علوم  به حاضران خیر مقدم گفت و در کمتر از پنج دقیقه با جد و طنز ، همه ی حرفهایش رازد و  یکی از استادان معروف دانشگاه شیکاگورا  که برای سخنرانی  علمی در این مراسم دعوت شده بود،  به حضار معرفی کرد و این استاد در میان تشویق شورانگیز حاضران در پشت میز خطابه قرار گرفت و  20 دقیقه  در باره ی شیوه های تازه در تحقیقات آزمایشگاهی سخن گفت و آنگاه  دانشجویان   که  با لباسها و کلاههای مخصوص ،منظم ومرتب در جایگاه مخصوص خود نشسته بودند ، به تفکیک بخشهایشان ،جداجدا ، به وسیله ی یکی از استادان بخش خود به روی  صحنه  فراخوانده می شدند   وبا رئیس بخش خود  و رئیس دانشکده دست می دادند و گاهی خوش و بشی هم با آنها می کردند  و نوبت را به دیگران می دادند اما پیش از ترک صحنه  ،جمله یا جملاتی کوتاه ،  که  درموضوعی خاص یا  سپاسگزاری از استادان ، پدر ومادر و خانواده و دوستان نوشته بودند، بر روی پرده بزرگ پشت سر آنها  می افتاد و نظریات  صریح و بی پرده ی آن  دانشجو را که گاهی هم گزنده و تلخ بود و لی بیشتر مبین شادی او  از پایان تحصیل و حاکی از اعتماد به نفس و امیدواری  نسبت به آینده بود ،  منعکس می کرد .ابراز احساسات حاضران بسیار صمیمانه و گاهی با شوخی و خنده ،همراه بود.

در میان این فارغ التحصیلان اگرچه چند جوان دانشجوی ایرانی هم  بودند ولی یکی از دانشجویان امریکایی مضمونی از یکی از  شعرهای  مولانا را نوشته بود که مولانا در آن دنیای بی رنگی را می ستاید و با چراغ به دنبال انسان می گردد.  این مراسم  اگرچه ساده بود اما از صمیمیت و لطف و نظم  فراوان برخوردار بود  و بیش از 300 تن ازاولیاء فارغ التحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد و  phD ، از راههای دور خود را به این مراسم  شادمانه رسانیده بودند و همگی هم  دسته های گل و یا هدیه هایی که به زیبایی پیچیده شده بودند در دست داشتند و پس اس پایان مراسم اصلی ،بالبخند و بوسه و  نگاههایی توام با رضایت و شادی آنها را  به فارغ التحصیلان هدیه می دادند .

 پس از پایان این بخش از مراسم ،همگان به بیرون سالن رفتند و در هوای باز و آزاد  به گرفتن عکس با خانواده و دوستان خود پرداختند تا خاطره ی این روز را جاودانه کنند و یاد این ایام برگشت ناپذیر دانشجویی  را برای همیشه زنده سازند.

آنگاه در آن هوای آزاد و فرح بخش و آفتابی  به سادگی ازهمگان  پذیرایی شدو این مراسم لذت بخش و به یاد ماندنی و خاطره انگیز به پایان رسید.

همه می دانیم که  روز فراغت از تحصیل به معنی روز گسستن از علم اندوزی و دانش آموزی نیست،بلکه  روز پایان یک دوره و آغاز دورانی تازه است که  حلقه ی اتصال دانشگاه با جامعه و پیوند با زندگی جدید  و واقعیات تلخ و شیرین زندگی  پس از تحصیل است   .

 من وقتی با دقت به کل این مراسم فکر می کنم به این نتیجه می رسم که چه خوب است که دانشگاه جایی باشد که استاد و دانشجو ،این چنین ، در فضایی پرازحترام و آزادگی و صمیمیت و دوستی و سادگی با هم کار کنند و دانشگاه محل کشف و رشد استعداد و شخصیت و سازندگی معنوی دانشجو باشد و روابط استاد و دانشجو نیز  در چهار چوب کار، مسئولیت و احترام  تعریف شود واین دو گروه   سالها با هم در کاری خلاق و  مشترک همکار باشند و چون از هم جدا می شوند  ، با خاطره های خوش  و شادمان و پر رضایت از گذشته ، دست یکدگر را بفشارند و یقین داشته  باشند که به  آن چه  از دانشگاه توقع داشته اند، رسیده اند . از این منظر جشنهای فارغ التحصیلی بهترین هنگام برای محک زدن این رابطه تواند بود.    

 

 

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ دی ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم