دکتر منصور رستگار فسائی

نوروز و تاريخ و سنتهای آن در فرهنگ ايرانی ( ۶ )

۱۶- نوروز، روز تقسيم نيك ‏بختى است‏

 ايرانيان نوروز بزرگ را روز اميد مى ناميدند و به قول قزوينى در عجايب المخلوقات، ايرانيان برآنند كه در اين روز، نيك‏بختيها براى مردم زمين تقسيم مى شود و به چيز هاى خوب يا بدى كه در اين روز اتفاق مى افتد تفأل مى كنند.

 17 نوروز، روز نگريستن كيخسرو در جام جهان‏بين است‏

 بنابر شاهنامه، كيخسرو چون براى يافتن بيژن، در جام جهان‏بين مى نگرد، و اين كار را در نوروز مى كند كه ناشى از تقدس نوروز است.

 چو نوروزِ خرّم، فراز آمدش‏

 بدان جام فرّخ نياز آمدش‏

 بيامد، بپوشيد، رومى قباى‏

 بدان تا بود پيش يزدان به پاى‏

 خروشيد پيش جهان‏آفرين‏

 به رخشنده بر كرد چندآفرين‏

 خرامان بيامد بدان جايگاه‏

 به سر برنهاده خجسته‏كلاه‏

 پس آن جام بر كف نهاد و بديد

 بدو هفت كشور همى بنگريد

 ز كارو نشان سپهر بلند

 همه كرده پيدا چه و چون و چند

 ز ماهى به جام اندرون، تا بره‏

 نگاريده پيكر همه يك‏سره‏

 چو كيوان و بهرام و هرمزد و تير

 چو ناهيد و تير از بر و ماه زير

 همه بودنيها بدواندرا

 بديدى جهاندار افسونگرا

 18 نوروز جشن ر هايى از توفان نوح است‏

 در كتاب تاريخ فرس آمده است كه اين روز از زمان توفان مانده كه بعد از استقرار كشتى در اين روز، اهلِ سفينه، بر خود مبارك دانستند كه هر سال را به عبادت و سرور گذرانند و اين رسم مستمر بوده است.

19 نوروز، روز به خلافت ظاهرى رسيدن حضرت على است‏

 مرحوم تقى‏زاده در گاهشمارى در ايران مى نويسد: "شيعيان ايران نوروز را يوم خلافت حضرت على‏ابن ابيطالب شمرده‏اند." و در ربيع المنجمين آمده است كه در نوروز، شاه ولايت‏پناه، بر سرير خلافت ظاهرى نشسته و سيد نبيل على‏بن عبدالحميد نسّابه... روايت كرده كه "روز نوروز روزى است به غايت شريف و در اين روز در موضع غدير خم، رسول آخرالزمان(ص) اميرالمؤمنين على‏بن ابيطالب را به خلافت نصب كرد."

 20 نوروز، روز يافته شدن انگشترى سليمان است‏

 پس از آنكه جمشيد و سليمان در اساطير يكى دانسته شده‏اند، اين داستان نيز رواج يافته است كه پس از آنكه سليمان انگشترى خود را گم كرد و در نتيجه قدرت و پادشاهى خويش را از دست داد، پس از چهل روز آن‏را بيافت و قدرت و سلطنت به وى بازگشت تا شاهان نزد او آمدند و مرغان به احترام پيرامون او جمع شدند، آنگاه ايرانيان گفتند نوروز آمد و بدين سبب آن روز را نوروز نام نهادند.

 

 ايام نوروزى‏

 به طور كلى نوروز را به نوروز عام و خاص تقسيم كرده‏اند امّا در ارتباط با نوروز، روز هايى نيز نام‏آورند كه از آن جمله مى توان از "چهارشنبه‏سورى"، "عرفه يا فرستاف"، "روز عيد"، "شنبه سال"، "سيزده‏به در" نام برد كه هنوز مورد توجه و احترامند.

 

 الف. چهارشنبه‏سورى، سور، در زبان فارسى به معنى شادى و نشاط است و چهارشنبه‏سورى، يعنى چهارشنبه نشاط. در سنّت ايرانى، چهارشنبه آخر سال را چهارشنبه‏سورى مى گويند و مراسم ويژه آن در عصر سه‏شنبه و در هنگام غروب آفتاب برگزار مى شود. مراسمى كه كم يا بيش در اين شب برگزار مى شود، در سراسر خطه فرهنگى ايران‏زمين همانند است و عبارتند از:

 ب :آتش‏افروزى، در حياط خانه، كوچه، خيابان يا تپه‏ها و بيابانها و باغهاى نزديك به شهر يا ده آتشى شعله‏ور برپا مى شود و مردم بر آن گرد مى آيند و از روى آتش مى پرند و مى گويند: "سرخى تو از من، زردى من از تو." اين مراسم با شادى و نشاط فراوان صورت مى گيرد و پس از سوخته شدن آتش، خاكستر آن‏را جمع كرده به كنار ديوار مى ريزند و كسى كه خاكستر را بيرون ريخته بايد در بزند و در جواب اينكه كيستى و از كجا آمده‏اى و چه آورده‏اى، بگويد منم و از عروسى آمده‏ام و تندرستى آورده‏ام.

 ج: فال‏گيرى، در شب چهارشنبه‏سورى، بعضى از مردم به فالگوش مى ايستند. بدين معنى كه در جايى كه ديگران آنها را نمى بينند، مى ايستند و به سخنان مردم گوش مى دهند و عقيده دارند كه از خلال اين سخنان فالشان درست درمى آيد.

 د: قاشق‏زنى، بعضى از زنان، كاسه‏اى فلزى را برمى دارند و به در خانه‏ها مى روند و با قاشق يا سكّه‏اى بر كاسه مى كوبند و صاحب خانه به در خانه مى آيد و برايشان شيرينى و آجيل مى آورد و اين كار را نشان خير و بركت مى گيرند. گاهى نيز با قاشق‏زنى براى آش بيمار كه نظير آش امام زين‏العابدين(ع) است، مواد اوليه را جمع مى كنند.

 د:رسم  شیرازیها  در قديم در شيراز رسم بود كه در شب چهارشنبه‏سورى مى بايست به سعديه رفت و در آب آن شست‏وشو كرد كه اين امر بازمانده رسم آبريزان بود كه جداگانه از آن گفت‏وگو خواهد شد.

 ه: آجيل چهارشنبه‏سورى، در شب چهارشنبه‏سورى، آجيلى كه از مجموع آجيلهاى شور و شيرين ساخته شده است و بسيار به آجيل مشكل‏گشا، مانند است، تهيه مى شود و مردم در حالى كه خود را آراسته‏اند و شادمانى مى كنند، آن‏را به هم تعارف مى كنند و مى خورند و معمولا تهيه اين آجيل براى اجابت نذرها است و خوردن آن موجب خوش‏بختى و شگون است.

 و: كوزه‏شكنى، در شب چهارشنبه‏سورى، يك كوزه آب‏نديده نو را از بالاى خانه يا نقاره‏خانه به پايين مى اندازند و مى شكنند و معتقدند كه بدان وسيله بلاها را از خود دور ساخته‏اند.

 ز: گره‏گشايى، همانند فالگوش است، اما با اين تفاوت كه به گوشه جامه يا چارقد يا دستمال گرهى مى زنند، در راه مى ايستند و از عابرى مى خواهند كه آن‏را باز كند، اگر عابر اين كار را به آسانى انجام دهد آن‏را به فال نيك مى گيرند و يقين مى كنند كه گره از كار فروبسته آنها گشوده خواهد شد.

 ح: در شيراز بسيارى از مردم شب چهارشنبه‏سورى را در صحن مطهر حضرت شاهچراغ جشن مى گيرند.

 ط: فالگيرى با بولونى نيز از مراسم خاص چهارشنبه‏سورى است. اين رسم، بدين ترتيب است كه هركس در بولونى كه كوزه هاى كوتاه دهان‏گشاد است زيور يا زينتى را از خود مى اندازد و سپس اشعارى را در وصف حال خود بر كاغذى مى نويسد و درهم پيچد و در بولونى مى اندازد، سپس يك نفر، دست در بولونى مى كند و زيور را با يك كاغذ بيرون مى آورد و آنچه بر كاغذ نوشته شده است فال كسى خواهد بود كه زيورش با كاغذ از بولونى بيرون آورده‏اند.

 ی : آش بيمار، در خانه هايى كه مريضى وجود دارد در شب چهارشنبه‏سورى آشى مى پزند كه مواد آن‏را از خانه هاى همسايه‏ها و با قاشق‏زنى به دست آورده‏اند و معتقدند كه پختن اين آش و بخشيدن آن به تهى‏دستان سبب مى شود تا بيمار خوب شود و بيماريش به سال آينده نيفتد.

 گفتنى است كه در بعضى نواحى ايران چون الوير از توابع ساوه جشنى دارند به نام "نوروز قديمين" كه در روز اول اسفند برگزار مى شود و دقيقا همانند چهارشنبه‏سورى است كه در جلو خانه‏ها آتش روشن مى كنند و زن و مرد از روى آتش مى پرند و تمام خانواده‏ها در اين شب پلو درست مى كنند و مى خورند و شب‏نشينى مى كنند و شبچره آن نيز شيرينى و آجيل است.

  عرفه يا فرستاف، اگرچه روز عرفه، نهم ذى‏الحجه است، امّا در بعضى نواحى ايران، روز پيش از عيد نوروز را هم "عرفه" مى گويند. در قديم به روز يا شب پيش از نوروز فرستاف يا فرستافه يا فرسناف مى گفتند كه مركب است از "فرست" به اضافه "ناف" و به معنى نافه فرستاده‏شده است. توضيح آنكه پارسيان قديم در شب عيد نوروز براى دوستان خود نافه فرستادندى تا خانه و محفل و لباس خود را بدان معطر سازند.

 فرستاف‏شب، بر تو نوروز باد

 شبان سيه بر تو چون روز باد

 اگرچه امروزه اين رسم به صورت فرستادن نافه متروك است، امّا اغلب در شب پيش از عيد سمنو يا ميوه يا خوراكيهايى كه در اختيار بعضى از دوستان و آشنايان است، براى ديگران فرستاده مى شود و آن‏را به فال نيك مى گيرند. در شب عرفه خوردن سبزى‏پلو با ماهى مرسوم بود.

 

  روز عيد، از لحظه تحويل سال، يعنى لحظه شروع سال جديد، آغاز مى شود. مهمترين بخش مراسم نوروزى چيدن سفره عيد است كه در بهترين محل خانه انجام مى شود و در سفره يا ميزى كه براى اين كار اختصاص مى يابد، آيينه و قرآن مجيد (براى مسلمانان) و گل و شمع و هفت‏سين و هفت‏ميم و بعضى خوراكيها قرار مى گيرد. هفت‏سين معمولا عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سكّه، سركه و سبزى و هفت ميم كه معمولا در شيراز بر سر سفره قرار دارد عبارتند از مرغ، ماهى، ميگو، ماست، ميوه (كه اغلب هفت نوع است)، مويز و مسقطى.

 به علاوه در سفره عيد كنگر، ماست، عسل، خرما، كره، پنير، كاهو و انواع سبزيهاى خوردنى و انار و نان و به اندازه تعداد افراد خانواده شمع روشن و تخم‏مرغ رنگى وجود دارد كه تخم‏مرغها را در برابر آيينه قرار مى دهند و معتقدند كه هنگام تحويل سال كه زمين از اين شاخ گاو به آن شاخ گاو منتقل مى شود، تخم‏مرغها حركت خواهند كرد.

 در هنگام سال تحويل، بايد پلو و شيربرنج بر روى آتش باشد و بجوشد و اسپند بر آتش قرار داشته باشد و سوختن عود، بوى خوش را پراكنده كند و شمعى به سلامتى حضرت صاحب و به نيت او بر سر سفره روشن باشد و ماهيهاى كوچك قرمز و رنگارنگ در ظرفى شيشه‏اى پرآب در ميان سفره باشد، به علاوه سكّه‏اى طلا يا نقره يا مقدارى پول در سفره قرار مى گيرد و سبزه هايى چون گندم و عدس و ماش كه در ظرفهاى مخصوص از قبل آماده شده‏اند، زينت‏بخش سفره باشند. شمعهاى سفره هفت‏سين را معمولا خاموش نمى كنند و مى گذارند تا تمام شوند و اگر بخواهند آنها را خاموش كنند، اين كار را با نقل و شيرينى انجام مى دهند.

 در هنگام تحويل سال، افراد خانواده كه همه به حمام رفته و شسته و رُفته و آراسته هستند و بهترين و نوترين جامه هاى زير و روى خود را پوشيده‏اند و خود را خوشبو ساخته‏اند، بر سر سفره گرد مى آيند. بالاى سفره، بزرگان خانواده و پدر و مادر جاى دارند و بزرگ خانواده از دقايقى پيش از تحويل سال آياتى از سوره يس را مى خواند و در پايان بعضى از آيات بر انارى كه در دست دارد، مى دمد و سپس به اتفاق افراد خانواده اين دعا را مى خوانند: يا مقلّب القلوب والأبصار، يا مدبّر الليلِ والنّهار، يا محوّلَ الحولِ والأحوال، حوّل حالنا الى احسنِ الحال.

 با اعلام ساعت تحويل سال، كه گاهى به وسيله توپ و زمانى به وسيله راديو يا تلويزيون انجام مى گيرد، افراد خانواده ابتدا دست و روى بزرگترها را مى بوسند و گاهى از آنها عيدى مى گيرند و كوچكترها با هم روى‏بوسى مى كنند و شيرينى به هم تعارف مى نمايند و از همان وقت ديد و بازديد هاى نوروزى آغاز مى شود. هركس وظيفه خود مى داند كه زودتر به ديدار بزرگان خانواده و افراد مورد احترام خود بشتابد و گاهى بر آنان در ديدار سبقت بگيرد.

 فرزندان و دوستانى كه از هم دورند در لحظه هاى آغازين تحويل سال از راه دور به هم تلفن يا تلگراف مى كنند و براى هم كارت تبريك و نامه هاى تهنيت‏آميز مى فرستند و اغلب هديه هايى براى يكديگر ارسال مى دارند كه سعى مى شود، هم‏زمان با نوروز به دست افراد مورد نظر برسد. در ديد و بازديد هاى نوروزى با شيرينى و ميوه و آجيل از مهمانان پذيرايى مى شود و در ايّامى كه نوروز با ماه مبارك رمضان يا محرم و صفر هم‏زمان مى شود، اغلب ديد و بازديدها در شب‏هنگام صورت مى گيرد. در گذشته رسم عيدى دادن به كودكان به صورت پرداخت پول نقد بود، اما در سالهاى اخير اغلب هديه هاى مختلف جاى عيدى را گرفته‏اند. براى ديد و بازديد هاى نوروزى، نيز با توجه به فاصله راهها و گرفتاريهاى افراد برنامه هايى تنظيم مى شود و افراد روزها يا شبهايى خاص را در منزل مى مانند و همه دوستان و آشنايان در آن اوقات به ديدارشان مى روند. ديد و بازديد هاى نوروزى معمولا تا سيزده فروردين ادامه مى يابد، ولى اوج آن در پنج روز اول فروردين است. غذاى روز و شب عيد بهترين و مطبوع‏ترين غذا هايى است كه افراد خانواده دوست مى دارند و معمولا ماهى‏پلو يا باقالى‏پلو است و رشته‏پلو يا شيربرنج را در روز اول سال مى خورند تا سررشته كارها به دستشان باشد. در گذشته، در ايّام نوروز مطربان به در خانه‏ها مى آمدند و در برابر نوا هاى شاد خود شيرينى و عيدى دريافت مى داشتند. مردم سعى مى كردند پيش از عيد و در ايّام نوروز به يارى فقرا و نيازمندان بشتابند و با پول، لباس و خوراك آنها را شاد سازند. در ايام نوروز زيارت بقاع متبرك و فاتحه اهل قبول نيز متداول است. در گذشته مسافرتهاى نوروزى متداول نبود و همه در ايّام نوروز سعى مى كردند تا در خانه خود باشند، به همين جهت از پيش از ايّام نوروز، خانه را تعمير مى ساختند، لوازم و وسايل خانه را تميز و نو مى كردند، در و ديوار و باغچه را صفا مى دادند، پرده‏ها را تعويض مى كردند و از مدتها پيش از نوروز، بوى شيرينى‏پزان از خانه‏ها مى آمد و به هر خانه‏اى كه مى رفتيد پاك و شسته و رُفته و آب‏زده بود و خانه‏تكانى ايّام نوروز، طراوت و تازگى را به خانه‏ها مى آورد. معمولا در ايّام عيد عقدها و عروسيها و آشتى‏كنانها و مراسم خواستگارى و ختنه‏سوران و ديگر شاديهاى اجتماعى رونقى بيشتر دارد و در مجموع كوشش مى شود تا اين ايام هرقدر كه ممكن است شادمانه‏تر و پرنشاطتر برگزار گردد.

 

 د. شنبه سال، شنبه، نخستين روز هفته در ايّام نوروز به چند جهت مورد توجه است. اگر تحويل سال به شنبه بيفتد آن‏را مبارك مى دانند و مى گويند: "عجيب سالى شود شنبه به نوروز." در گذشته، خلفا، اگر عيد به شنبه مى افتاد، از يهوديان عيدى خاصى مى طلبيدند و در چنين اعيادى، يهوديان به شاهان هديه هايى نثار مى كردند، اما امروز در بعضى نواحى ايران اولين شنبه سال را با تفريح و شادى در دامنه طبيعت مى گذرانند و سعى مى كنند كه "شنبه" نخستين را با شادى تمام بگذرانند تا همه ايّام به كام ايشان باشد.

 

 ه'. سيزده به در، روز سيزدهم فروردين را بايد پايان‏بخش جشنهاى نوروزى دانست. ايرانيان در اين روز، در خانه نشستن را نحس مى دانند و به همين دليل به دشت و صحرا و باغها مى شتابند و بساط شادى و سرور خود را در دامنه طبيعت مى گسترند. در اين روز، آخرين بقاياى شيرينى و ميوه هاى نوروزى مصرف مى شود و گردهماييهاى خانوادگى، فضاى صميمى و پرمحبّت جامعه را تداعى مى كند. آجيل و شيرينى و ميوه، رقص و پايكوبى شادمانه از لوازم اين روز است و براى دختران جوان، گره زدن سبزه و سرود خاص اين روز از تفريحات ديدنى سيزده‏بدر است:

 سيزده به در

 چهارده به تو

 سال دگر

 خونه شوهر

 اگر سيزده‏بدر در ماه رمضان بيفتد، براى بعضى از مردم، اين مراسم پس از پايان ماه و به اولين عيد يا جمعه پس از ماه موكول مى گردد. در مراسم نوروزى، "حاجى‏فيروز" نيز نقش شادى‏آفرينى دارد و افرادى كه چهره خود را سياه كرده و لباس سرخ مى پوشند در حالى كه دايره زنگى مى نوازند، آواز و ترانه مى خوانند و مردم به آنان بخشش مى كنند.

نویسنده : منصور رستگار فسایی : ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥
Comments نظرات () لینک دائم