دکتر منصور رستگار فسائی

شرح غزلی از حافظ

به نام خداوند جان وخرد

شرح بی نهایت حافظ

یبیش از  دوسال است که آن قدر سرگرم شرح دیوان حافظ شیرازی  هستم که  حتی خود را هم از یاد برده ام و هرچه می خوانم و می نویسم در باره ی حافظ و شعر و زندگی اوست ،پیوسته نگران آنم که عمر کفاف ندهد و انجام این آرزو ،حاصل نشود  بنابراین دقیقه یی را از دست نمی  دهم و با یک نظم و طرح دقیق و الگویی که برای کار خود تعیین کرده ام ُ هفته یی دو ُسه غزل را شرح می کنم و تا کنون بیش از ٣۵٠ غزل حافظ را در٢٠٠٠ صفحه شرح و،آماده کرده ام ولی هر روز و در ضمن کار،با اندیشه یی تازه و مطالعه یی بیشتر ،ناگزیر می شوم که آنچه را که نوشته ام ،باز خوانی کنم و چیزهایی را بر آنها بیفزایم ویا از آنها بکاهم و بااین روش انتقادی ، فکر می کنم  روشها و محتویات کار را بیشتر می پسندم ،در سفر کوتاهی که به ایران داشتم ،دوست عزیز و ارجمندی پیشنهاد کردند که برای آنکه از نظرات  ارباب ادب نیز استفاده کنم ونقد دیگران را یار نقادیهای خود سازم ، برخی از غزلیات را در این وبلاگ بگذارم و از همه ی خوانندگان عزیز بخواهم که هر نوع نقد و نظری را که  دارند برای من بنویسند ،تا در ارتقاء کار بکوشم و با استفاده ازاین فیض نظر خوانندگان نقص های کار را کمتر سازم ،این نظر را بسیار پسندیدم و بار دیگر به این وبلاگ بازگشتم و از این هفته هرگاه فرصتی حاصل شود ،درکنار دیگر مطالب ،شرح غزلی را در این جا خواهم گذاشت و از همه ی خوانندگان تقاضا دارم که مرا از نظر خویش درمورد جزییات و کلیات آن،آگاه بفرمایند و مطمئن باشند که باسپاس فراوان و بنا بر وظیفه ی پژوهشی خود ،هر نظری را که بپسندم ،  آنرا به نام خوداظهار نظر کننده درکتاب ضبط خواهم کرد.

کاری را که تصادفا انتخاب کرده ام شرح غزل ۳۲۶ حافظ ،بر اساس چاپ شادروان خانلری است:

ادامه مطلب
نویسنده : منصور رستگار فسایی : ۱:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم