گزارش سه هفته سفر به مسکو ( ۷)

7- ديدار از

دانشگاه سن­پيترزبورگ

(لنين‌گراد) و دست‌آوردهاي فرهنگي و ملي و بين‌المللي آن

 خانم دكترDr.Liudmila.A. Vebbitskaya  استاد دانشگاه سن­پيترزبورگ كه خود يك استاد Philologyدر بخش زبان­هاي شرقي دانشكده­ي علوم شرقي دانشگاه سن­پيترزبورگSt Petersburg  است مي­گويد: دانشگاه دولتي سن­پيترزبورگ قديم­ترين دانشگاه روسيه است كه در سال 1724 به­وسيله­ي پطر كبير، امپراطور روسيه بنيان­گذاري شده­است و در طول سه قرن حيات خود تجربه ­هاي بسيار موفقي را در سطح ملي و بين­المللي به­دست آورده است و اينك بيش­از 100 قرارداد همكاري­هاي علمي بين­المللي با دانشگاه­هاي 50 كشور مختلف جهان دارد و به همين جهت مي­توان اين دانشگاه را يك مركز بزرگ علمي بين­المللي دانست كه هر سال حدود 1500 دانشجوي خارجي در سطح­هاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري از كشورهاي اروپائي، آسيايي، افريقايي، استراليا و اخيراً از كشورهاي تازه استقلال يافته در آن به تحصيل و پژوهش  مي­پردازند.

از نشانه­هاي رشد كيفي اين دانشگاه يكي آن است كه در آن 13 مركز و انستيتوي تحقيقاتي فعّال وجود دارد كه در جوار 19 دانشكده به­كار مشغولند و به موازات هم، آموزش و پژوهش بنيادي، عمومي و تخصصي دانشگاهي را در علوم انساني و علوم محض به­پيش مي­برند.

دانشجويان روسي و خارجي به آزادي مي­توانند در اين دانشگاه در هر زمينه­اي كه بخواهند به تحصيل و تحقيق و پژوهش بپردازند و به­علاوه، هر درسي اضافي را كه مي­خواهند بخوانند. برنامه­ي دانشگاه برطبق آخرين تحولات علمي و ادبي چهان تنظيم مي­شود و براساس دانش عميق و تجربه­ي نسل­هاي دانشگاهي و استادان بزرگ تعليم و تربيت، بنياد نهاده شده­است.

اين دانشگاه يك نهاد زنده و متحول است كه در گذشته بدان مي‌باليدند و حال بدان باليد و هنوز اميدهاي بسياري براي آينده‌اي روشن‌تر دارد كه به ياري آن بتوان در همكاري­هاي بين­المللي  دانشگاهي نقش بيشتري بازي كند كه كيفيت پژوهش و آموزش را در روسيه و دنيا متحول سازد و همكاري­هاي علمي و ادبي و رو ح مودت و دوستي و صلح را در جهان افزايش دهد.

دانشگاه سن­پيترزبورگ به نام پتر كبير و با تصويب سناي امپراطوري روسيه در 28 ژانويه­ي 1724 به­عنوان اولين نهاد آموزش عالي در روسيه با دو موسسه­ي آكادمي علوم و مدرسه­ي زبان و گرامر شروع به­كار كرد و بزرگ­ترين دانشمندان آن روزگار روسيه با اين دانشگاه همكاري داشتند كه از آن جمله زبان­شناسان و لغت­شناسان شرق­شناسي چون 1738-1649 G.Bayer و بسياري از فيزيك­دان­ها، شيمي­دان­ها، تاريخ­دانان و شاعراني مانند باركف Barkov و پايايوگايوف 1816-1778) بودند. (دانشگاه مسكو سي سال بعداز اين دانشگاه در 1755 تاسيس شد) اين دانشگاه در آغاز، در سه رشته­ي علوم انساني و رياضي فعاليت داشت و به همين دليل قديم­ترين سند دانشگاه مربوط است به قوانين مربوط به آكادمي سلطنتي علوم و ادبيات در سن­پيترزبورگ كه به­وسيله­ي ملكه اليزاوتا پيترنوا در سال 1747 تاييد و تصويب شده­است و نخستين رييس اين دانشگاه و معاون وي جرالد فردريك ميلّر (1783-1805) در همين سال منصوب شده­اند و در تمام تاريخ تقريباً سيصدساله­ي اين دانشگاه، تاكنون بيش­از 60 نفر از استادان به رياست اين دانشگاه رسيده­اند كه در ميان آن­ها سياستمداران، اقتصاددانان، حقوق­دانان و  استادان بزرگي ديده مي­شوند كه همه‌ي آن­ها به­نحوي دمكراتيك انتخاب مي­شده­اند و هميشه سعي مي­كرده­اند تا با دانشگاه­هاي جهان خارج رابطه­هاي علمي نزديكي داشته باشند. در سال 1765 دانشگاه و مدرسه­ي گرامر، بازسازي شدند و در مدرسه­ي اكادمي ادغام شدند و در 1783 پرنسس اكاترينا رومالف Ekaterina Romanove (1745-1810)نخستين زني بود كه رسماً به­عنوان رييس آكادمي علوم برگزيده‌شد و از نتايج كارهاي او يكي آن بود كه سيستم آموزش دانشگاهي در آكادمي علوم روسيه رايج شد، در سال 1819 بار ديگر اين دنشگاه نوسازي شد و انيستيتو آموزش و پرورش كه در سال 1806 تاسيس شده­بود، بدان افزوده گشت و دانشگاه به سه دانشكده­ي تاريخ و زبان­ها، فلسفه و حقوق و فيزيك و رياضي تقسيم شد و در 1854 دانشكده­ي جديدي به نام مطالعات شرقي به اين دانشگاه افزوده شد كه اين دانشكده­ها تا سال 1918 بدنه­ي اصلي دانشگاه سن­پيترزبورگ را تشكيل مي­دادند. در سال 1838 دانشگاه سلطنتي پيترزبورگ داراي 12 ساختمان اصلي بود كه 12 دانشكده و بخش­هاي هر يك از آن­ها در آن­جا قرار داشت كه مظهر معماري دانشگاهي و آموزش عالي در روسيه­ي آن روزگار بود

در قرن نوزدهم ميلادي اين دانشگاه به­صورت يكي از مطرح­ترين دانشگاه­هاي روسيه و اروپا درآمد كه كساني چون پاولوف I.Pavlov و مندليف D.Mendeleyev در شيمي و V.Rosen در شرق­شناسي در آن تدريس مي­كردند و هنوز اطاق كار مندليف در اين دانشگاه به نام خود وي وجود دارد.

در سال 1863 قوانين جديدي در اين دانشگاه اجرا شد كه نخستين بار استقلال دانشگاه و سهم استادان  را در اداره­ي آن به رسميت مي­شناخت و از آن پس شوراي دانشگاه كه از اختيارات كامل براي حفظ استقلال دانشگاه برخوردار بود، اداره­ي دانشگاه را بر عهده­ گرفت و شورا حق انتخاب رييس دانشگاه و معاونان او را رؤساي دانشكده‌ها و بخش­ها را داشت و مي­توانست استادان را براي تدريس و استخدام به‌كار دعوت  كند ولي تصويب نهايي اين برنامه­ها به عهده­ي وزير فرهنگ بود.

در فاصله­ي سال­هاي 1860 تا 1890 موسسات و انجمن­هاي آموزشي و پژوهشي متعددي در دانشگاه پيترزبورگ به­وجود آمدند همانند انجمن جامعه­ي ناتوراليست­ها، انجمن شيمي­دانان روسي انجمن زبان­شناسي و مردم­شناسي و تاريخ­دانان، باغ گياه­شناسي، رصدخانه و آزمايشگاه­هاي بزرگ شيمي، كتابخانه، انستيتو فيزيك و ... در سال 1878 بسياري از استادان دانشگاه پيترزبورگ در مراسم افتتاحيه­ي مدرسه­ي آموزش زنان به نام BeStuzhev شركت كردند كه به نام نخستين رييس آن خوانده شده­بود (Bestuzher:1897-1829) و اين مدرسه اواخر سال 1918 ضميمه­ي دانشگاه سنپيترزبورگ شد.

در اوايل سده‌ي بيستم ميلادي دانشگاه سن­پيترزبورگ با حدود 000/10 دانشجو و چهار دانشكده، از بزرگ­ترين دانشگاه­هاي جهان بود. پس­از انقلاب كمونيستي سال 1917 علي­رغم بسياري از تغييرات اساسي و عمده­اي كه در جامعه­ي شوروي اتفاق افتاد، دانشگاه پيترزبورگ كهن با مراكز علمي قديمي خود در كنار دانشگاه­هاي جديدالتاسيس به حيات علمي و ادبي خود ادامه داد و مراكز علمي تازه‌اي در آن، با نام دانشمندان بزرگ نوآور، سر برآوردند و در فاصله­ي سال­هاي 1920 تا 1930 چند بخش جديد در دانشكده­هاي تازه مانند بخش فيزيك، دانشكده­ي رياضيات و مكانيك، دانشكده­ي جغرافيا، دانشكده­ي زمين­شناسي و زيست­شناسي شكل گرفتند و مراكز تحقيقاتي و علمي تازه شروع به­كار كردند.

در زمينه­ي علوم انساني نيز دانشكده­ي تاريخ در 1934، دانشكده­ي زبان­ها در 1937، دانشكده­ي علوم سياسي و اقتصادي در 1939، دانشكده­ي فلسفه در 1940 و تا حدود سال 1941 دانشگاه پيترزبورگ بيش­از 10 دانشكده و 7 انستيتوي تحقيقاتي داشت و در سال 1944 دانشكده­ي مطالعات شرقي و حقوق بازسازي شدند.  زمستان 42-1941 بدترين سال­هاي عمر پبترزبورگ بود كه اينك لنين­گراد خوانده مي­شد (نام اين شهر تغييرات فراواني را به­خود ديده­است ابتدا سنت­پيترزبورگ ناميده مي­شد كه به احترام يكي از قديسان مسيحي روسيه، بر اين شهر نهاده شده­بود با روي­ كار آمدن كمونيست­ها اين نام مذهبي حذف شد و پترزبورگ (شهر پطر) خوانده شد اما چون كلمه­ي بورگ به معني شهر آلماني بود بعداً آن را روسي كردند و پطرگراد خواندند اما پطر امپراطور بود و در حكومت كمونيستي شأني نداشت پس نام پطر را با لنين رهبر انقلاب روسيه عوض كردند و آن را لنين­گراد خواندند ولي پس‌از فروپاشي نظام كمونيستي مردم دوباره به همان نام كهن برگشتند و آن را سن‌پيترزبورگ خواندند اما هنوز هم نام استاني كه سن‌پيترزبورگ در آن قرار دارد به‌دليل وقايع تاريخي روزگار جنگ با نام اين ايالت در زمان جنگ دوم جهاني «لنين‌گراد» باقي مانده‌است تا تاريخ محفوظ بماند و حتي نام خود شهر سن‌پيترزبورگ هم فقط در يك روز از سال كه روز شكست نازي‌ها در نبرد شهر لنين‌گراد يعني پيترزبورگ است دوباره به همان نام لنين‌گراد برمي‌گردد تا خاطره‌ي فداكاري سربازان روس در جنگ جهاني دوم همچنان عزيز و گرامي نگاه داشته‌شود. ناگفته نماند كه با آن‌كه رژيم كمونيستي شوروي از 1998 متلاشي شده‌است هنوز هم مجسمه‌هاي لنين در همه‌ي دانشگاه‌ها و شهرهاي بزرگ روسيه من‌جمله مسكو و پيترزبورگ وجود دارد و آرامگاه لنين يكي از مهمترين مراكز بازديد از كاخ كرملين در مسكو است كه روزانه با احترام فراوان بر روي بازديدكنندگان باز است و مردم در صف‌هاي طولاني از جسد موميايي شده‌ي لنين، كه با وقار و احترام خاصي در آن‌جا قرار دارد، ديدار مي‌كنند).

سال‌هاي جنگ دوم جهاني بويژه سال نجات لنين‌گراد، از سخت‌ترين سال‌هاي عمر دانشگاه اين شهر بود. در دوران جنگ دانشگاه سن‌پيترزبورگ هنوز كار مي‌كرد ولي بخشي از آن تخليه شد و در سپتامبر 1941  به دهكده‌ي الابوگا برده شد (Eloboga) و بخش ديگر دانشگاه در فوريه‌ي 1942 به ساراتو منتقل گرديد ولي گروهي از اعضاء علمي همچنان در شهر ماندند و در عمليات نجات شهر شركت كردند و توانستند بسياري از مراكز علمي و ميراث‌هاي فرهنگي دانشگاه را نگه‌داري كنند.

جنگ دوم جهاني جان بسياري از مردم روسيه را گرفت كه دانشگاهيان نيز جزئي از آن جامعه بودند و اما بسياري ار استادان، محققان، معلمان و كارمندان دانشگاه پيترزبورگ در خط اول جان خود را از دست دادند كه نام آنان در اين دانشگاه شناخته شده و مضبوط است، بهرحال كارهاي آموزشي و پژوهشي دانشگاهي بار ديگر از پاييز 1944 از سر گرفته‌شد.

در دهه‌ي 1960 دانشكده‌هاي بيشتري از دانشگاه پيترزبورگ گشوده شدند، دانشكده‌هاي روان‌شناسي، روزنامه‌نگاري، رياضيات و كنترل سيستم‌هاا و تعدادي از بخش‌هاي تازه شروع به‌كار كردند، در همين دهه، بازسازي ساختمان‌هاي قديمي دانشكده‌ي علوم انساني آغاز شد و در سال‌هاي دهه‌ي1960 دانشگاه اساساٌ دچار تحول شده‌است و بخش‌هاي قديمي‌تر كه در جايگاه هميشگي خود بودند بازسازي شده‌اند و خود و دانشگاه دولتي پيترزبورگ كه بزرگ‌ترين مركز دانشگاهي روسيه در زمينه‌ي علوم، تعليم و تربيت و فرهنگ بين‌المللي است، با بسياري از دانشگاه‌هاي اروپا، امريكا و آسيا روابط علمي مستحكمي برقرار كرده‌است تا آن‌جا كه مساعي و يافته‌هاي دانشمندان اين دانشگاه اينك به‌صورت بخشي عمده از تاريخ بين‌المللي و ملي دانش و تكنولوژي امروز روسيه درآمده است.

تاكنون هشت تن از استادان اين دانشگاه به اخذ جايزه‌هاي مختلف نوبل نايل شده‌اند كه عبارتند: از پاولوف  pavlovدر 1904 مكيندكف Mechnikov در 1908 در فلسفه و پزشكي: سه‌مينوف  Semenovدر 1956 در شيمي لندوا  Landauدر 1962 و پروخورف  Prokhorovدر 1964 در فيزيك لئونتيف  Leontyevدر 1973 كانترويجKantorovich  در اقتصاد و بروسكي در ادبيات در 1985.

در زمينه‌ي روابط بين‌المللي اين دانشگاه با دانشگاه‌هايي در اتريش، ارمنستان، بلاروس، بلژيك، بلغارستان، كانادا، شيمي، چين، جمهوري چك، دانمارك، استوني، فنلاند، فرانسه، آلمان، يونان، بريتانيا، مجارستان، اسرائيل، ايتاليا، ژاپن، كره، لتوني، لاتويا، مالت، مغولستان، هلند، نيوزيلند، نروژ، لهستان، تاجيكستان، تايوان، تركيه، تركمنستان، اوكراين، اروگوئه، امريكا، صربستان و مونته‌نگرو، اسپانيا، سوييس و سوئد ارتباط دانشگاهي دارد به‌علاوه با بيش‌از ده دانشگاه از دانشگاه‌هاي معروف جهان، طرح‌هاي مشترك تحقيقاتي اجرا مي‌كند. (نام ايران در اين ميان ديده نمي‌شود)

دانشگاه سن‌پيترزبورگ بسياري از تبعه‌ي غير روسي را براي ادامه‌ي تحصيل در رشته‌هاي مختلف از طريق مبادله‌ي دانشجويان و به‌طور منفرد مي‌پذيرد و دانشگاه به اين دانشجويان دوره‌هاي زير را ارائه مي‌كند:

1- دوره‌ي پنج سالهي تحصيلي كه به اخذ مدرك آموزشي نظير Msc وM.A فوق‌ليسانس مي‌انجامد.

2- دوره‌ي چهار ساله كه به اخذ مدرك ليسانس

/ 1 نظر / 40 بازدید
جواد

در صفحه اول سايت شخصی خودتون چهارتا عکسی که از خودتون گذاشتيد خيلی زياده. معمولاً يه عکس کافيه! بخصوص روا نيست که عکس خودتونو کنار عکس فردوسی و حتی بزرگتر از او بگذاريد. خلاصه اينکه يه عکس کافيه. مثلن همون که گوشه دست راست سايت اون بالا گذاشتيد بسه ديگه! ميبخشيد که گير دادم اما يه خورده خفن هستش که يه استاد دانشگاه اين همه از عکس خودش خوشش بياد! فعلاً جواد